کتایون شاهنده – بیش از ۱۰۰ هنرمند ایرانیتبار از بیش از دوازده کشور جهان، اخیرا آثار خود را در ششمین دوسالانه هنر معاصر ایرانی در «گالری مال» لندن به نمایش گذاشتند. این رویداد هنری، در زمانی که ایران در افکار عمومی جهان عمدتا با بحرانها و تنشهای سیاسی و امنیتی شناخته میشود، چهرهای متفاوت، خلاق و فرهنگی از ایران را به مخاطبان ارائه کرد.

دوسالانه امسال با عنوان «با ریشههایم» که از ۲۲ تا ۳۰ ماه مه در «گالری مال» لندن برگزار شد، بیش از ۱۸۰ اثر هنری را در قالبهای گوناگون از جمله نقاشی، عکاسی، مجسمه سازی، چیدمان و هنر ویدیویی به نمایش گذاشت.
این رویداد با گردهم آوردن هنرمندانی از ایران، بریتانیا و چهارده کشور دیگر در اروپا، آمریکای شمالی و خاورمیانه، بستری برای ارائه طیفی گسترده از آثار در حوزههای نقاشی، عکاسی، هنر دیجیتال، چیدمان و ویدئو فراهم کرد. دوسالانه «با ریشههایم» بازتاب دهنده حضور نسلهای مختلف هنرمندان، زبانهای متنوع هنری و پیوندهای گوناگون فرهنگی و اجتماعی بود و تصویری چندلایه و پیچیده از هویت ایرانی ارائه داد؛ تصویری که از هرگونه ساده سازی پرهیز میکرد.
همزمان، حضور چهرههای شناخته شدهای چون سیمین کرامتی و آرمین امیریان در کنار هنرمندانی که هنوز در جستجوی شناخته شدن در عرصه بینالمللی هستند، گفتگویی پویا میان نسلها و تجربههای گوناگون هنری پدید آورد.
این رویکرد، ضمن بخشیدن عمق تاریخی به نمایشگاه، فضایی را نیز برای معرفی جریانها و شیوههای هنری تازه فراهم کرد. آثاری که شاید در شرایط عادی کمتر فرصت حضور در برابر مخاطبان جهانی را پیدا میکردند.
این دوسالانه همچنین نشان داد که پویایی و تداوم هنر معاصر ایران بیش از آنکه متکی به نهادهای رسمی و ساختارهای دولتی باشد، مرهون تلاش هنرمندان، گردانندگان گالریها و جوامع فرهنگی مستقلی است که با وجود محدودتر شدن مسیرهای معمول ارتباطات فرهنگی، همچنان مصمم هستند چراغ تبادل هنری و گفتگوی فرهنگی را روشن نگه دارند.
این دوسالانه در سال ۲۰۱۶ به ابتکار مارینا پناهی، بنیانگذار و موزهدار «کپیتال آرت لندن» پایهگذاری شد. پناهی این رویداد را فرصتی برای عبور از «زبان سیاست و مناقشه» و مواجهه مستقیم با صداها و روایتهای هنرمندان ایرانی توصیف کرد.
در دورانی که نام ایران در رسانههای بینالمللی اغلب با تیترهایی درباره خشونت، تحریمها و رویاروییهای سیاسی گره خورده است، بازدیدکنندگان این نمایشگاه دعوت شدند تا به فراتر از این تصویرهای شتابزده و کلیشهای، با تأملی بیشتر، نگاهی دقیقتر به آثار هنرمندانی که واقعیتهای پیچیدهتر، انسانیتر و چندلایهتری از جامعه و فرهنگ ایران داشته باشند.
از زمان برگزاری نخستین دوره، این دوسالانه به تدریج به یکی از معدود بسترهای مشترک برای دیدار و تعامل هنرمندان ایرانیِ ساکن داخل کشور و هنرمندان ایرانیِ پراکنده در سراسر جهان تبدیل شده است. این دو جامعه، هرچند به واسطه مرزهای جغرافیایی، تحریمها، محدودیتهای سیاسی، سانسور و تجربه تبعید از یکدیگر جدا افتادهاند، اما همچنان از طریق زبان، حافظه جمعی و میراث فرهنگی مشترک به یکدیگر پیوند خوردهاند.
دوسالانه «با ریشههایم» در چنین بستری، فراتر از یک نمایشگاه هنری عمل میکند. فضایی برای گفتگو میان تجربههای متفاوت ایرانیان در داخل و خارج از کشور و فرصتی برای بازاندیشی در مفاهیمی چون هویت، تعلق، مهاجرت و تداوم فرهنگی. این رویداد نشان میدهد که با وجود موانع سیاسی و جغرافیایی، هنر همچنان میتواند پلی میان جوامع پراکنده ایرانی باشد و رشتههای پیونددهنده میان نسلها و سرزمینها را زنده نگه دارد.
برای هنرمندان داخل ایران، سانسور، فشار اقتصادی و محدودیت در جابجایی، شرایط تمرین روزانه را شکل میدهد. برای هنرمندان خارج از کشور، فاصله از سرزمین مادری میتواند هم به یک زخم و هم به منبعی برای امکان خلاقیت تبدیل شود. آثار این هنرمندان اغلب بازتابدهنده کشش مداوم به سوی جایی دیگر را به همراه دارد: درد جدایی، ناپایداری احساس تعلق بین چند سرزمین و فرهنگ، تلاش برای تبدیل یک جهان به جهانی دیگر. دوسالانه به این تجربیات اجازه میدهد تا اینها در کنار یکدیگر وجود داشته باشند، بدون اینکه آنها را به یک روایت واحد تبدیل کند.
دوسالانه هنر ایرانی لندن، این امکان را فراهم میآورد که چنین تجربههای گوناگون و گاه متضادی در کنار یکدیگر حضور یابند، بیآنکه ناچار باشند در قالب یک روایت واحد، یکدست و از پیش تعیین شده جای گیرند. در این فضا، تفاوتها نه حذف میشوند و نه به حاشیه رانده میشوند، بلکه بهعنوان بخشی از واقعیت چندلایه و پیچیده تجربه ایرانی، مجال دیدهشدن و بیان پیدا میکنند.
از آنجا که آثار ارائه شده در این دوسالانه برای فروش نیز عرضه میشوند، این رویداد فرصتی ارزشمند و روزافزون برای هنرمندان فراهم میآورد. فرصتی برای تداوم فعالیت حرفهای در شرایطی که تولید، حمل و نقل و فروش آثار هنری با دشواریهای فراوان روبرو شده است.
برای بسیاری از هنرمندان ایرانی، فروش یک اثر هنری صرفا به معنای کسب اعتبار یا تأیید نمادین نیست. چنین موفقیتی میتواند امکان ادامهی کار و آفرینش هنری را فراهم کند، هزینهی تهیه مواد و ابزار مورد نیاز را تأمین نماید، خانوادهها را حمایت کند و ارتباط هنرمند را با جامعهی گستردهتر هنر در سطح بینالمللی حفظ کند.
امسال این دشواریها بیش از هر زمان دیگری خود را نشان دادند. جنگ، اختلال و قطع گسترده اینترنت، مشکلات ارتباطات تلفنی، تعلیق پروازها و فشارهای فزاینده اقتصادی، انتقال آثار هنری از ایران به لندن را به فرآیندی فوقالعاده پیچیده و دشوار تبدیل کرده بود.
آثاری که در شرایط عادی میتوانستند از مسیرهای متعارف حمل و نقل بینالمللی جا به جا شوند، این بار ناچار بودند از راههایی غیررسمی، موقت و شکننده عبور کنند تا به مقصد برسند. از این رو، آثار به نمایش درآمده در دوسالانه صرفا اشیای هنری نبودند، بلکه گواهی بر پایداری، استقامت و ارادهی هنرمندانی بودند که با وجود موانع فراوان، از خلق اثر و حضور در عرصه هنر دست نکشیدهاند.
آنچه در این نمایشگاه به نمایش درآمد، صرفا مجموعهای از اشیای هنری نبود. بلکه نشانهای از تابآوری و مقاومت بود.
با این حال، حتی نمایشگاهی با این وسعت، تنها میتواند تصویری محدود و ناتمام از واقعیت هنر معاصر ایران ارائه دهد. در برابر هر اثری که موفق میشود راه خود را به لندن باز کند، آثار بیشمار دیگری وجود دارند که بهدلیل موانع اداری و بوروکراتیک، فضای بیم و نگرانی و محدودیت، مشکلات مالی یا صرفا بهدلیل ناممکن بودن خروج آثار از ایران، هرگز فرصت دیدهشدن پیدا نمیکنند.
دو محور اصلی گردانندگی این دوسالانه، با عنوانهای «ایران جاودان» و «هنرِ تقابل»، بازتابی روشن از همین تنشها و پیچیدگیها بودند.
بخش «ایران جاودان» به میراث فرهنگی، حافظه تاریخی و تداوم هویت ایرانی میپرداخت و بررسی میکرد که چگونه این هویت در گذر نسلها و در گستره جغرافیاهای مختلف، همچنان به حیات خود ادامه میدهد و در عین حال دستخوش تحول و بازآفرینی میشود. در این نگاه، سنت نه بهعنوان میراثی ایستا و منجمد، بلکه به مثابه پدیدهای زنده، پویا و در حال دگرگونی مطرح میشد.
در آثار این بخش، عناصر ریشهداری چون خوشنویسی، شعر، اسطورهها و نمادهای بصری فرهنگ ایرانی در قالبهای معاصر بازخوانی شده بودند. عناصری که گاه دگرگون، گسسته و از نو ترکیب شده بودند تا بتوانند با زبان و دغدغههای امروز سخن بگویند. بدین ترتیب، گذشته نه بهعنوان موضوعی صرفا نوستالژیک، بلکه بهعنوان نیرویی فعال و تأثیرگذار در شکلگیری تجربهی معاصر ایرانی به نمایش درآمده بود.
در مقابل، بخش «هنرِ تقابل» مستقیما با واقعیت خشونت و بحرانهای زمانه معاصر روبرو میشد. این بخش شامل نقاشیها، عکسها و چاپهایی از ۱۹ هنرمند ساکن ایران بود که خود بهطور مستقیم پیامدهای جنگ، ناامنی و خشونتهای اخیر را تجربه کرده بودند.
در این مجموعه، آثار عکاسانی چون شهلا خدادادی، علیرضا معماریانی و مجید سعیدی در کنار تصاویر میدانی و عکاسی از صحنههای جنگ توسط مریم سعیدیپور و مریم رحمانیان بهنمایش درآمده بود.
این آثار صرفا بازتابی از دور دربارهی بحران و خشونت نبودند، بلکه حاصل تجربهی زیسته هنرمندانی بودند که در مجاورت مستقیم بیثباتی، اندوه، اضطراب و هراس زندگی کردهاند.
تنش بین دو محور «ایران جاودان» و «هنر تقابل»، یعنی تضاد میان حافظهی عمیق تاریخی و میراث تمدنی ایران از یک سو و گسستها، بحرانها و نااطمینانیهای جهان امروز از سویی دیگر، بهروشنی در اثر هما بذرافشان با نام «ایران خود تاکستانی است» نمود پیدا کرده بود.
این اثر همزمان باروری و سوگواری را تداعی میکند. شیشههای کوچک حاوی مایعی قرمز که از نظر بصری یادآور خون هستند، زبانی یادبودگونه خلق میکنند بدون اینکه این کار هنری را به یک بیانیه سیاسی تک بعدی تقلیل دهند.
تاکستان که در فرهنگ ایرانی و ادبیات کلاسیک همواره نمادی از رویش، حاصلخیزی، زندگی و فراوانی بوده است، به عرصهای برای سوگ و اندوه نیز بدل میشود. مکانی که در آن رنج و پایداری در کنار یکدیگر حضور دارند. با کشت و فراوانی مرتبط است و به میدانی از غم و اندوه و همچنین استقامت تبدیل میشود. زیبایی و خشونت، زندگی و فقدان، میهن و سوگواری در یک ساختار شکننده همزیستی دارند.
منبع: کیهان لایف
نویسنده: کتایون شاهنده
ترجمه: کیهان لندن




