روزنامه «نیویورکتایمز» دوشنبه ۲۲ تیرماه در گزارشی مبهم برای دومین بار مدعی شد محمود احمدینژاد با مقامهای موساد از جمله دیوید بارنئا رئیس پیشین این سازمان ملاقات داشته و اسرائیل در نظر داشت که پس از سرنگون کردن جمهوری اسلامی، احمدینژاد را به قدرت برساند، هرچند دفتر وی این ادعا را تکذیب کرده است.

همزمان روزنامه اسرائیلی «هاآرتص» نیز در گزارشی مشابه ادعا کرد که موساد تلاش کرده تا احمدینژاد را ترغیب به همکاری کند و او به عنوان یکی از گزینهها برای رهبری ایران پس از سرنگونی حکومت در نظر گرفته شده بود.
دفتر محمود احمدینژاد با انتشار بیانیهای، گزارشهای نیویورکتایمز درباره ارتباط و همکاری احمدینژاد و موساد را سراسر کذب خواند و این روزنامه را به دروغپراکنی و انتشار گزارشهای جعلی در قبال دریافت پول متهم کرد.
بر اساس گزارش نیویورکتایمز، اسرائیل در عملیاتی محرمانه تلاش کرده محمود احمدینژاد را به یک دارایی اطلاعاتی تبدیل کند و در نهایت، در صورت سرنگونی جمهوری اسلامی، او را به قدرت برساند.
بر اساس همین گزارش، یکی از مهمترین مراحل این عملیات در اوایل سال ۲۰۲۴ آغاز شد؛ زمانی که مقامهای دولت مجارستان از دانشگاه خدمات عمومی لودوویکا در بوداپست خواستند کنفرانسی درباره تغییرات اقلیمی برگزار کرده و احمدینژاد را نیز دعوت کند.
اما این کنفرانس درواقع پوششی برای ملاقات محرمانه احمدی نژاد با ماموران اطلاعاتی اسرائیل بود. اهمیت این عملیات برای اسرائیل به حدی بود که دیوید بارنئا، رئیس وقت موساد، شخصا به بوداپست رفت و با احمدینژاد دیدار کرد. موساد مدت کوتاهی بعد، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، را از ارتباط خود با او مطلع ساخت.
روزنامه هاآرتص نیز ادعا کرد، پروژه سرنگونی جمهوری اسلامی و به قدرت رساندن احمدینژاد، که «عملیات گربه چکمهپوش» نام گرفته بود، با وجود نفوذهای اطلاعاتی چشمگیر موساد، در لحظه اجرا فرو ریخت و پیش از آنکه نیروهای کُرد حتی یک گلوله شلیک کنند، یا محمود احمدینژاد دست به کوچکترین اقدامی بزند، عملا پایان یافت.
دفتر محمود احمدینژاد در تکذیبیه خود هیچ اشارهای به گزارش روزنامه هاآرتص نکرده و تنها دو گزارش منتشر شده نیویورکتایمز در ۳۰ اردیبهشت و ۲۲ تیرماه امسال را از اساس رد کرده است.
در بیانیه دفتر محمود احمدینژاد گفته شده است: «روزنامه نیویورک تایمز در ۳۰ اردیبهشت ماه گذشته با انتشار خبری کاملا کذب علیه آقای دکتر احمدی نژاد، کوشید تا با سوء استفاده از حساسیت های سیاسی ناشی از تهدیدات نظامی، افکار عمومی را مشوّش کند و با توجه به محبوبیت مردمی گسترده ایشان، به جنگ روانی علیه قاطبه ملت شریف ایران بپردازد.»
در ادامه این بیانیه گفته شده است: «بی اعتبار بودن روزنامه مذکور و مضحک بودن سناریو مطرح شده، مانع از این بود که به آن اعتنا شود. این روزنامه که به انتشار اخبار فیک و دروغپردازی مشهور است، برای جبران ناکامی خود، اکنون و پس از ۵۵ روز مجددا ضمن طرح همان سناریو مفتضح، کوشیده است با دادن شاخ و برگ به شجره خبیثه دروغ، فتنه انگیزی نماید.»
به گفته مقامهای آمریکایی، اسرائیل در سالهای اخیر مخارجی از جمله هزینه مسکن و سفر احمدینژاد را پرداخت کرده و مأموران اسرائیلی در چند کشور، از جمله در جریان سفرهای او به بوداپست، با او ملاقات کردهاند. مشخص نیست نخستین تماس برای جذب احمدینژاد دقیقا چه زمانی برقرار شد، اما مقامهایی در جمهوری اسلامی به نیویورکتایمز گفتهاند دستکم در جریان سفر او به گواتمالا در سال ۲۰۲۳، تماسهایی صورت گرفته بود.
اوج عملیات در ۹ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با نخستین روز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، رقم خورد. یک حمله هوایی اسرائیل مجموعه محل اقامت احمدینژاد در تهران را هدف قرار داد و ساختمان محافظان و خودرو زرهی مقابل منزل او را منهدم کرد. سپس یک پژو سیاه به محل رسید و احمدینژاد را با سرعت از صحنه خارج کرد.
مقامهای آمریکایی و ایرانیِ آگاه از عملیات که نامشان اعلام نشده، به نیویورکتایمز گفتهاند که راننده خودرو مامور موساد بود و او را به خانهای امن و مخفی در داخل ایران منتقل کرد.
احمدینژاد خانه امن را ترک کرد
به نوشته این روزنامه اما عملیات مطابق انتظار پیش نرفت. احمدینژاد از شیوه آشفته و پرتنش انتقال خود ناراضی بود و ظاهرا نسبت به طرح اسرائیل برای بازگرداندنش به قدرت دچار تردید شده بود. او سرانجام تحت شرایطی که همچنان نامعلوم است، خانه امن را ترک کرد. احمدینژاد تا هفته گذشته در انظار عمومی دیده نشد و سپس دقایقی کوتاه در مراسم تشییع جنازه علی خامنهای ظاهر شد.
نیویورکتایمز به نقل از چهار مقام جمهوری اسلامی نوشت، احمدینژاد اکنون در بازداشت اطلاعات سپاه پاسداران (ساس) و در حصر خانگی قرار دارد؛ زیرا مقامهای جمهوری اسلامی به بخش قابل توجهی از ارتباطات او با اسرائیل پی بردهاند.
با اینکه حکومت او را به حاشیه رانده و رفت و آمدهایش را محدود کرده، اما احمدینژاد همچنان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام باقی مانده و حتی چند روز پیش از آغاز جنگ در جلسه این نهاد شرکت کرد. او همچنین در میان بخشهایی از طبقات کارگر و اقشار کمدرآمد پایگاه اجتماعی داشت.
نیویورکتایمز به نقل از یکی از نزدیکان سابق احمدینژاد نوشت، انگیزه اصلی او پول نبود، بلکه قدرت بود. به گفته یکی از اعضای حلقه نزدیک او، احمدینژاد پس از آنکه سه بار از نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری محروم شد، به این نتیجه رسید که تا زمانی که نظام موجود پابرجاست، نمیتواند دوباره به قدرت بازگردد. او به برخی نزدیکان خود گفته بود که در صورت جنگ و تغییر حکومت نگران است آمریکا و اسرائیل فردی از اپوزیسیون خارج کشور را به قدرت برسانند که شناختی از ایران ندارد و موجب بیثباتی کشور شود.
بر اساس این گزارش، احمدینژاد خود را فردی شبیه بوریس یلتسین، رییسجمهوری پیشین روسیه، میدانست که میتواند نقش یک اصلاحگر را در دوران گذار ایفا کند. یکی از نزدیکانش به نیویورکتایمز گفته است، او حتی مطرح کرده بود که در صورت رسیدن به قدرت، ایران کشور اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت و در چارچوب پیمانهای ابراهیم دولت دونالد ترامپ، روابط با این کشور را عادی خواهد کرد.

