روزنامه «الشرق الاوسط» در گزارشی به پیامدهای جنگ اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران و معیشت مردم به ویژه در شهرهای جنوبی کشور پرداخته و به نقل از شهروندان این مناطق گزارش داده که قیمتها به شدت افزایش پیدا کرده و درآمد بسیاری از مردم به صفر رسیده است.

در این گزارش که ۲۲ اوت (۳۱ امرداد) به زبان انگلیسی منتشر شد، آمده است که بندرعباس قطب تجاری جنوب ایران در خط مقدم جنگ با ایالات متحده قرار گرفته؛ جایی که ساکنان آن تلاش میکنند فعالیتهایی را که بر اثر ماهها درگیری نظامی آسیب دیده، دوباره رونق دهند.
مانند دیگر نقاط ایران، فشارهای اقتصادی از زمانی که حملات آمریکا و اسرائیل آغاز شد، خانوارها را تحت فشار قرار داده است، اما برخلاف بسیاری از مناطق کشور، بندرعباس با جمعیتی حدود نیم میلیون نفر، حتی پس از آنکه آتشبس در دیگر مناطق موجب کاهش درگیریها شد، همچنان در تیررس جنگ باقی ماند.
با وجود کاهش درگیریها ساکنان این مناطق همچنان زیر فشار قرار دارند. سعید تاجیک، ۴۲ ساله، پیشتر در یک کارخانه کشتیسازی کار میکرد، اما شغلاش را از دست داده و مجبور شده مسافرکشی کند.
تاجیک میگوید: «قیمت مسکن و مواد غذایی به شدت بالا رفته. تقریباً قیمت همه اقلام ضروری مثل برنج، ماست و روغن دو برابر شده است.»
الشرق الاوسط مینویسد، کمبود سوخت مدتهاست در جنوب ایران امری معمولی است؛ جایی که مقامها با ادعای مقابله با قاچاق گسترده سوخت، عرضه آن را محدود میکنند اما تاجیک در همین ارتباط توضیح میدهد: «صفها طولانیتر شدهاند… گاهی در صف طولانی سوخت منتظر میمانیم و وقتی به جایگاه میرسیم، به ما میگویند بنزین نیست!» او این سخنان را در حالی بیان کرده که از کنار پمپبنزینی رد میشد که رانندگان زیر گرمای طاقتفرسای تابستان منتظر سوخت بودند.
تنگه هرمز پس از آنکه آتشبس و «یادداشت تفاهم اسلامآباد» نتوانست اختلافات میان واشنگتن و تهران بر سر مدیریت این تنگه را حل کند، به یکی از کانونهای اصلی تنش تبدیل شده است.
در طول جنگ، حملات آمریکا تا اواسط ژوئیه پلها، بزرگراهها و زیرساختهای ریلی اطراف بندرعباس را هدف قرار داد؛ اقدامی که به گفته تحلیلگران، با هدف قطع ارتباط شهر و مختل کردن لجستیک نظامی رژیم ایران در جنوب انجام شد.
«دیگر چیزی باقی نمانده»
در بخش دیگری از این گزارش آمده، در داخل شهر، زیر مجسمه بتنی عظیمی از دو مرد مسلح که سلاحهایشان را به سمت آبهای هرمز نشانه گرفتهاند، فشار اقتصادی در صفهای طولانی در مقابل پمپبنزینها و افزایش سرسامآور قیمتها در بازارهای محلی خود را نشان میدهد.
فرودگاه این شهر که بارها هدف حمله قرار گرفته، در حال حاضر تعطیل است و مسافران مجبورند سفر خود را از راههای زمینی دشوار انجام دهند؛ سفرهایی که گاهی با پرواز و یا عبور با قایق انجام میشد.
در خارج از شهر، گروههای عمرانی همچنان زیر آفتاب سوزان تابستان مشغول تعمیر پل گچین هستند؛ پلی که بر اثر حمله آمریکا تخریب شده و ماشینها در مسیر خاکآلود زیر آن رفت و آمد میکنند.
در امتداد ساحل، لنجها در کنار قایقهای ماهیگیری و تجاری پهلو گرفتهاند؛ بخشی از یک شبکه تجاری چندصدساله که جنوب ایران را به کشورهای عربی آن سوی خلیج فارس متصل میکند.
آرش تندرو، ۴۵ ساله، با لنج خود میوه تازه و خشک ایرانی را به امارات متحده عربی منتقل میکرد و در بازگشت، کالاهای مصرفی و دیگر اقلام وارداتی را به ایران میآورد.
تندرو گفت: «درآمد من همان اول جنگ به صفر رسید.» او بعداً با مختل شدن مسیرهای دریایی منطقه و «هدف قرار گرفتن بسیاری از لنجها توسط پهپادها»، بخشی از تجارت خود را از طریق بندر خصب عمان انجام داد. ولی امارات نیز در پی حمله موشکی جمهوری اسلامی به یکی از کشتیهای خود، تجارت با ایران را به حالت تعلیق درآورد. تندرو میگوید: «واقعاً نمیداند این وضعیت چه تأثیری بر کارش خواهد گذاشت.»
او افزود: «مردم جنوب عمدتاً به تجارت یا ماهیگیری وابستهاند. اگر دریا و تجارت را از آنها بگیرید، عملاً چیزی برایشان باقی نمیماند. اینجا کشاورزی نداریم؛ هرچه هست از دریا میآید.»
«اصلا فروش نداریم»
با فرارسیدن شب و کاهش تدریجی گرمای طاقتفرسای تابستان، فروشندگان ماهی در امتداد خیابانی شلوغ بساط خود را برپا میکنند و در حالی که بوی صید روز در هوای مرطوب به مشام میرسد، کوسه، ماهی تُن و میگو میفروشند.
در میان آنها، انوش ملّاح ۲۲ ساله نیز به کاسبی مشغول است. او اخیراً پس از افزایش شدید اجارهبها مجبور شد مغازهاش را در یکی از بازارهای شهر تعطیل کرده و در خیابان بساط پهن کند. او به خبرگزاری فرانسه گفت: «از زمانی که جنگ شروع شده، کسب و کار افتضاح است. اصلا فروش نداریم، بازار بسیار ضعیف است.» او افزود: «مردم پول ندارند. ماهیگیرها هم به دریا نمیروند.»
بسیاری از ماهیگیران اطراف بندرعباس تنها در هفتههای اخیر دوباره به دریا بازگشتهاند؛ آنها ماهها به دلیل ترس از گرفتار شدن در آتش جنگ میان آمریکا و جمهوری اسلامی در ساحل ماندند.
در این میان، تلاشهای دیپلماتیک تا کنون نتوانسته به جنگ پایان دهد. برای ملاّح، این بلاتکلیفی تنها فشارها را بیشتر میکند. او گفت: «بگذارید جنگ شروع شود و بالاخره به نتیجهای برسد؛ چون الان ما را در یک وضعیت بلاتکلیف رها کردهاند.»

