اسماعیل نوری‌علا: هر که دلسوز مملکت است به «مهستان»  بپیوندد 

اختر قاسمی – پاییز معمولا فصل برنامه‌های مختلف ایرانیان در آلمان است بخصوص در ماه‌های اکتبر و نوامبر که مصادف با مهر و آبان هستند. از فستیوال‌های تئاتر تا کتاب‌خوانی و برگزاری سمینارها و کنگره‌های سیاسی و اجتماعی.

کلن یکی از شهرهایی‌ست که نه تنها ایرانیان ساکن آن فعالیت‌های چشمگیری دارند بلکه اغلب میزبان فعالین سیاسی- فرهنگی ایرانی از کشورهای دیگر جهان است. چندی پیش  ایرانیان کلن میزبان پنجمین کنگره‌ی سکولاردمکرات‌ها بودند. فرصتی دست داد تا با اسماعیل نوری‌علا از بنیانگذاران «جنبش سکولار‌دمکراسی» در پایان کنگره پنجم سکولاردمکرات‌ها که در روزهای ۲۸ و ۲۹ اکتبر ۲۰۱۷ در کلن برگزار شد گفتگویی داشته باشم.

برخی شرکت‌کنندگان در کنگره پنجم سکولاردمکرات‌ها در کلن

-آقای نوری‌علا، چه تفاوتی میان کنگره‌ی پنجم با کنگره‌های قبل وجود داشت و چه دست‌آوردهایی داشتید؟ 

-از نظر من این کنگره موفق‌ترین کنگره‌ایی بود که داشتیم. به این دلیل که توانستیم تمرکز مسئله را که در کنگره‌های قبلی متفرق می‌شد، برگردانیم به سوی کانونی که مورد نظر بنیانگذاران این جنبش بوده  است؛ یعنی اینکه چگونه می‌شود در عین کثرت و گوناگونی و اختلاف عقیده با هم در یک امر معینی ائتلاف و اتحاد کرد. در کنفرانس‌های قبلی هم این مسئله را به عنوان مرکز گفتگو می‌گذاشتیم ولی گفتگوها بسیار متقرق بود؛ درست عین آدم‌هایی که می‌خواهند عقده‌ی دل باز کنند هر کسی که هر مشکلی داشت می‌آمد و به عنوان گفتگو مطرح می‌کرد. ولی این بار در این کنگره میزان تمرکز بر این مسئله خیلی بالا بود یعنی حداقل ۹۰ درصد کسانی که سخنران بودند، بر این امر که باید راه حلی برای این مسئله پیدا کرد تاکید می‌کردند.  در نتیجه من جرئت پیدا کردم ایده و فکری را که مدت‌ها در سر داشتم در پایان کنگره مطرح کنم. بالاخره کسی که کار سیاسی می‌کند و می‌خواهد بگوید  که من برای مملکتم کاری می کنم باید به یک نوعی از جایی نمایندگی داشته باشد، بدون نمایندگی حقانیتی وجود ندارد و طرف گفتگو هم خواهد گفت تو کی هستی که می‌خواهی حرف بزنی! در نتیجه همیشه در پی این بودم که چگونه می‌شود جمعی را با همدیگر متحد کرد، حالا از صد نفر  تا هزارهزار نفر؛ تا وقتی یک نفر از جانب آنها سخن می‌گوید بتواند بگوید که من نماینده این تعداد هستم. من توانستم پیشنهادم را ارائه بدهم و بگوییم که جدا از احزاب و گروه‌های سیاسی، بیاییم کسانی که خود را سکولاردمکرات می دانند در یک جمع عمومی به نام «مهستان» سکولاردمکراسی جمع شویم و سعی کنیم که تعدادمان را زیاد کنیم و پیشنهاد کردم که تمام حضار این جلسه (که حدود ۲۰۰ نفر بودند) و همه کسانی که قبلا هم شرکت کرده بودند و سکولاردمکرات بودند همه عضو این مهستان شوند.

اسماعیل نوری علا بنیانگذار جنبش سکولاردمکراسی ایرانیان و حسن اعتمادی دبیرکل حزب سکولاردمکرات ایرانیان

ـ چرا «مهستان»؟

به یاد اشکانیان که مجلس شورای آنها «مهستان» نام داشت؛ اینقدر از این کلمه ی شورا استفاده شده که فکر کردم که یک کلمه‌ی باستانی و جاافتاده به کار ببریم. مهستان یعنی کسانی که مهترین جامعه و نخبگان جامعه و به فکر آینده‌ی مملکتشان هستند.

ـ فرق این «مهستان»  با «شورای ملی» چیست؟ 

-کدام شورای ملی؟

-شورای ملی آقای رضا پهلوی…

-شورای ملی رضا پهلوی که نابود شد…

ـ من هم همین مسئله را می‌خواهم عنوان کنم که آیا این نگرانی و سرنوشت در انتظار «مهستان» نیست؟!

-ما از اول گفتیم که چنین چیزی نمی‌تواند حول وجود یک نفر یا یک حزب انجام شود در این صورت دافعه بیشتر از جاذبه است. مشکل شورای ملی رضا پهلوی این بود که او را محوریت قرار دادند و در نتیجه هر کسی که ضد سلطنت بود و یا مخالف خود رضا پهلوی بود دیگر دلیلی برای شرکت در این شورا نداشت و بعد هم در مانیفست بنیانگذاری این کار مسسله انتخابات آزاد را مطرح کرده بودند. یعنی شورای ملی برای انتخابات آزاد!  انتخابات آزاد که لفظ بسیار زیبایی‌ست ولی شعار بسیار خطرناکی‌ست! چون چه کسی باید این انتخابات آزاد را انجام بدهد؟ آیا حکومت اسلامی باید این انتخابات آزاد را انجام بدهد؟ شما تا فاعل فعلی را مشخص نکنید نمی‌توانید جمله را پیش ببرید. یا اینکه باید صبر کنیم و حکومت اسلامی فرو بپاشد و دولت موقتی سر کار بیایید و انتخابات آزاد انجام شود. اگر دومی درست است که این امر بدیهی‌ست. خود خمینی هم وقتی حکومت سلطنتی سرنگون شد یک انتخابات آزاد برگزار کرد و به مردم گفت بیایید رای بدهید.  بنابراین می‌تواند اهمیتش رد این باشد که قبل از اینکه حکومت اسلامی فرو بپاشد انتخابات آزادی در ایران صورت بگیرد.

ـ آنها حرفشان این هست که تحت فشار جامعه بین‌المللی می‌توان…

-بله، می‌دانم؛ صد درصد آنها حرفشان این است که می‌توان حکومت را به زانو در آورد آنچنان که انتخابات آزاد علیه خودش را انجام بدهد. من فکر می‌کنم این یک شوخی مسخره‌ای‌ست که هیچ‌کس هم تحویل نگرفت. وقتی روز اول این موضوع اعلام شد هزاران نفر در اینترنت ثبت نام کردند، برای اینکه خلاء چنین چیزی را حس می‌کردند ولی در عمل با انتخابات قلابی که انجام دادند همه‌ی این حرفها اینقدر کوچک و کوچک شد که در حال حاضر فکر نمی‌کنم تعداد قابل توجهی باشند. به طوری که حتی خود رضا پهلوی در تلویزیون صدای امریکا اعلام کرد این آخرین تیر ترکش من است و دیگر کار نمی‌کنم؛ او هم مجبور به استعفا شد و بیرون آمد. ما نه بر حول فرد خاص و نه گروه خاص هستیم  و این دعوت را انجام می‌دهیم و می‌گوییم هر کسی که خودش را سکولاردمکرات می‌داند،  در جایی جمع شویم مثل شورای ملی در تبعید و دسته‌جمعی تصمیم بگیریم.

ـ شما اما از احزاب و گروه‌ها دعوت نکردید و در مانیفست شما هم نیست…

-نه، از آنها نکردیم به خاطر اینکه در تجربه دیدیم که نمی‌توانیم با گروه ها این کار را انجام بدهیم. گروه‌ها همه خودشان را در سلول های دربسته زندانی کرده‌اند و به دلایل مختلف جلو نمی‌آیند. از جمله ترس هژمونی بقیه و یا هژمونی دعوت‌کننده.

ـفکر می‌کنید این «مهستان» می‌تواند موفق باشد؟

-یک نفر از دویست نفری که در سالن بودند نگفت که من نیستم،  بلکه همه پرسیدند ما چطور می‌توانیم عضو شویم. یعنی همین الان حداقل ۲۰۰ نفر هستند که می‌خواهند عضو شوند. حالا اگر ما بتوانیم این را به هزار نفر یا ده‌هزار نفر برسانیم، نمایندگان این گروه مشروعیتی پیدا می‌کنند. دیگر ترس نخواهم داشت.  شما توجه کنید وقتی مجاهدین با ترامپ صحبت می‌کنند از طرف مردم ایران که نمی‌روند بلکه  از طرف سازمان و منافع خودشان صحبت می‌کنند. یا رضا پهلوی که به سنای امریکا می‌رود از طرف کی نمایندگی دارد؟ هفت سال پیش، روزی که  من به دیدار ایشان رفتم همین طرح را پیش روی وی گذاشتم و گفتم که بیایید با همدیگر این کار را انجام بدهیم گفت فکر خیلی خوبی است  چون من خواهم فهمید که آیا ۶هزار هوادار دارم یا ۶۰هزار.  این کلام را از خود  ایشان شنیدم. ولی او همین طرح را برداشت و رفت و «شورای ملی ایرانیان» را درست کرد با محوریت خودش! اول گفت من سخنگو هستم و بعد گفت من رئیس هستم. یعنی کاملا مشهود بود که این شورا برای بازگرداندن سلطنت به ایران تشکیل شده. خب کار نکرد و  این نشان داد که ما از اینکه بخواهیم سلطنت را دوباره در ایران برقرار کنیم گذشتیم.

ـ البته ایشان هیچ‌وقت نگفتند که من خواهان سلطنت پادشاهی هستم و همیشه گفتند هر چه مردم خواستند… 

-من هم این را نگفتم و گفتم چون ایشان مرکزیت یافت و عضویت معنی‌اش این شد  که ایشان ریئس ماست و حالا حالاها هم ریئس‌اند و فردا هم می‌خواهند پادشاه باشند. البته من با اینکه خودم یک جمهوری‌خواه هستم ولی با پادشاهی مخالفتی ندارم و هر چه مردم رای بدهند. ولی در حال حاضر که هیچ خبری نیست و حکومت سر جای خودش هست و ما در جستجوی یک آفرینش و یک آلترناتیو در مقابل او هستیم،  باید بر کثرت‌گرایی و بر رهبری جمعی و اینگونه کارها تکیه کنیم و نمی‌توانیم حول یک فرد یا یک گروه سیاسی معینی جمع شویم. حداقلش این است که ما همه‌ی آزمایش‌ها را انجام دادیم و این یکی را انجام ندادیم، بگذارید ببینیم حالا چه می‌شود.

-واقعیت این است که بخشی از  اپوزیسیون، مجاهدین و بخشی دیگر چپ‌های کمونیست و بخشی هم سلطنت‌طلب و جمهوری‌خواه هستند که در میان آنها افراد ملی و دمکرات هم وجود دارند. هر کدام هم به هر حال تشکلی دارند؛ شما فکر می کنید این بخش عمده‌ی اپوزسیون را بدون در نظر گرفتن تشکل‌های آنان می‌شود گرد آورد؟

-بسیار سوال درستی‌ست، فقط شما عبارتی را به کار بردید که من مخالف هستم و آن این است که شما گفتید بخش عمده‌ی اپوزیسیون! من فکر می‌کنم که اینها هیچ بخش عمده‌ای نیستند، پنج میلیون ایرانی با دست در داشتن چمدان‌هایشان به خارج از کشور آمدند و با عبور از مرز اعلام کردند که ما جمهوری اسلامی را نمی‌خواهیم. این جمعیت بسیار وسیعی‌ست که حکومت مذهبی را نمی‌خواهند پس سکولارند، حکومت استبدادی را نمی‌خواهند پس علاقمند به دمکراسی هستند ولی اینها با هیچ حزب سیاسی کار نمی‌کنند از جمله با حزب ما. ولی اینها مهم‌ترین نیرویی هستند که می‌توانند به آینده ایران معنا و نقش بدهند اما فاقد تشکیلات هستند. مگر در زمان انقلاب ۵۷ مجاهدین و یا فداییان چقدر عضو داشتند؟ وقتی حکومت فرو ریخت شش نفر هم می‌توانستند اعلام موجودیت کنند و هزاران نفر را به طرف خود بکشند. این بار هم اگر اتفاقی بیفتد، سلطنت‌طلب‌ها تشکل خودشان را خواهند داشت، چپ‌ها همینطور و مجاهدین هم همینطور. ولی تکلیف سکولاردمکرات هایی که عضو و یا هوادار هیچ جریانی نیستند چه خواهد شد؟ باز دوباره سر این گروه کلاه خواهد رفت و ما می‌خواهیم از چنین چیزی پیشگیری کنیم. دارای تشکلی باشیم و مانیسفت و اهدافی داشته باشیم که مردم بدانند نیروی دیگری هم وجود دارد. به همین دلیل ما نه تنها آلتر ناتیو حکومت اسلامی هستیم بلکه آلتر ناتیو سلطنت‌طلب‌ها و مجاهدین هم هستیم.

ـ ولی شما به سمت تشکیل یک حزب  دیگر نمی‌روید؟

-ما حزب خودمان را به عنوان یک تشکل داریم ولی این یک شورای ملی‌ست که ما آن را «مهستان» نام گذاشته‌ایم.

ـ در کنگره‌ی اخیر شما افرادی مانند مینا احدی از حزب کمونیست کارگری هم شرکت داشتند. آیا چنین کسانی به عنوان سخنران فردی دعوت می‌شوند و یا به عنوان تشکل حزبی‌شان؟  

-ما اینگونه تصور می‌کنیم که آنها به عنوان فرد شرکت می‌کنند.

ـ گام بعدی شما چیست؟ آیا می‌خواهید تا یک سال دیگر و کنگره بعدی صبر کنید؟

-ما حداکثر تا یک ماه دیگر جلسه ی مهستان را با بیشترین شرکت‌کنندگان تشکیل خواهیم داد. به شکل مجازی در اتاق «زوم».  کسانی که در کنگره‌های ما شرکت کردند اولویت دارند.  ما دعوت‌نامه برای همه خواهیم فرستاد که حال طبق تصمیمی که در کنگره‌ی پنجم گرفته شد، می‌خواهیم در فلان تاریخ چنین کاری کنیم و اگر مایل هستید به ما اطلاع بدهید که ما رمز اتاق را به شما بدهیم.

ـ آقای نوری‌علا، برخی انتقاد می‌کنند که جریان سکولاردمکرات‌ها  که حزب ثبت شده نیست چرا سالانه جلساتی به  شکل کنگره‌ی حزبی برگزار می‌کند؟ چرا به جای کنگره از جلسات بحث و گفتگو و تبادل نظر استفاده نمی‌کند؟ 

-تمام این تلاش‌ها قبلا شده که احزاب با هم گفتگو کنند. ولی تمرکز بر سکولاردمکراسی نبوده؛ هدف ما سکولاردمکراسی‌ست و تمرکز ما بر سکولاردمکراسی‌ست. این بحث انجام نشده‌ای در اپوزیسیون ماست. این بحث‌ها  در مورد کمونیسم و سوسیالیسم و لیبرالیسم شده ولی در مورد سکولاردمکراسی که باید مادر همه‌ی اینها باشد و چتری بگسترد که اجازه بدهد کمونیسم حرفش را بزند، مجاهد حرفش را بزند، مسلمان حرفش را بزند و… این موضوع بحث نشده،  ما از روزی که شروع کردیم فکر کردیم که بنیاد را بر فوروم یا سقفی بگذاریم که همه حرف‌شان را بزنند. ببینیم در این آشنایی با همدیگر که ما مسئله سکولاردمکراسی را تزریق می‌کنیم چقدر این جریان موفق خواهد بود. فکر کردیم اگر قطعنامه صادر کنیم عده‌ای معترض خواهند شد و خودمان هم موفق نخواهیم شد برای اینکه قطعنامه‌ها هیچ‌کدام عملی نمی‌شوند. موضوع جلسات را رقیق بگیریم که همه بتوانند گفتگو کنند. اصل قضیه آشنایی‌هاست. مثلا خانم مینا احدی از حزب کمونیست کارگری با آقای خسرو بیت‌الهی دبیرکل حزب مشروطه با هم ناهار بخورند شاید بتوانند بهتر با هم صحبت کنند و این عملی شد. یعنی شما اگر مجلس این دو روز را نگاه می‌کردید حیرت‌زده می‌شدید چون مثلا یکی سخنرانی می‌کند که شاهنشاه آریامهر اینطور بود و آنطور بود و در پاسخ  مینا احدی می‌گوید شاهنشاه آریامهر بی‌خود گفت! و همه‌ی اینها در زیر یک سقف اینگونه با هم حرف می‌زنند. به نظر من اگر بتوانیم یک فوروم و یک سقفی ایجاد کنیم که همه بتوانند با وجود نظرات متفاوت حرفشان را بزنند و ببینیم که طرف مقابل دیو و دد نیست بلکه او هم یک انسان است با نظر متفاوت، خیلی کمک به جمع شدن هم کرده‌ایم که به نظر من این کنگره  به این مسئله کمک کرده است.

ـ شما از این روند پنج ساله‌ای که تا حالا پیش رفتید راضی هستید؟ یعنی به اهدافی که به خاطر آنها  شروع کردید، نزدیک شدید؟

-من بسیار راضی هستم. پنج سال است که کنگره برگزار می‌کنیم. هفت سال پیش با شبکه‌ی سکولارها شروع کردیم، وقتی که جنبش سبز در ایران اتفاق افتاد و با  شعارهای  «یا حسین میرحسین» و «الله اکبر» شروع شد، می‌رفت که بگوییم ملت ایران یک بار دیگر برای تثبیت حکومت اسلامی قیام کرد، در حالی که در همان هفت هشت ماهی که جنبش سبز ادامه داشت و بعد سرکوب شد ما دیدیم که شعارها به سوی استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی در مقابل جمهوری اسلامی پیش رفت. یعنی کاملا یک امر سکولاردمکرات را مطرح می‌کردند و این جرقه‌ای برای ما بود که فکر کردیم نباید بگذاریم که بچه‌های جوان دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار بگیرند و نابود شوند و به حساب اصلاح‌طلب‌های اسلامی نوشته شود. بنابراین اول شبکه‌ی سکولارهای سبز را به وجود آوردیم که میان سبزها سکولار هم درونش بود ولی سکولاریسم و سکولاردمکراسی به عنوان یک گفتمان مهم  سیاسی مطرح نبود. ولی امروزه شما هیچ سازمان سیاسی را پیدا نمی‌کنید که ابتدا نگوید من سکولاردمکرات هستم. حتی مجاهدین به دروغ با اینکه هنوز چادر به سر دارند و سینه می‌زنند و شعارشان «فضل‌الله مجاهدین و الالقاعدین» است، اما در بیانیه ده ماده‌ای خانم رجوی می‌نویسند که ما سکولاردمکرات هستیم.  بنابراین الان غالب‌ترین گفتمان سیاسی روز ما که همه  باید از آن عبور کنند تا به اهداف دیگر برسند سکولاردمکراسی ست و من این را یک پیروزی بزرگ همه‌ی زحمتکشان این راه می‌دانم؛ شما کافیست در فیس‌بوک به دنبال کلمه‌ی سکولاردمکراسی بگردید و به سکولاردمکرات‌های لاهیجان یا سکولاردمکرات‌های زابل و غیره بر می‌خورید! واقعا حیرت‌انگیز است وسعت و گسترش این فکر… در همین کنگره ما یک نفر می‌گفت آقا، ملت ما نمی‌دانند سکولاریسم یعنی چه؟ منظور این بود که حالا ما یک کلمه فارسی برای سکولاریسم پیدا کنیم! در حالی که ما مدام گزارش روزانه از ایران داریم که چقدر این موضوع عمومی شده. یکی از دوستان از امریکا به رشت رفته بود و می‌گفت توی تاکسی همه در مورد سکولاریسم صحبت می‌کردند که چگونه می‌توان آخوند را بیرون کرد. اگر که تقصیر انقلاب را گردن آل احمد و غرب‌زدگی می‌اندازند، تقصیر انقلاب بعدی هم به گردن سکولاردمکراسی‌ست.

ـ شما در وبسایت‌ کنگره کمک‌های مالی افراد را  نوشتید ولی برای برخی سوال‌برانگیز است که سکولاردمکرات‌ها از کجا تامین می‌شوند و چه کسی یا کسانی هزینه‌های سنگین  این کنگره‌ها را می‌پردازند و خواهان شفافیت بیشتر هستند.

-هزینه‌ی این کنگره حداقل چیزی حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار دلار است ولی این هزینه را ما نمی‌دهیم بلکه هر کسی که شرکت می‌کند. یعنی افراد خودشان بلیت رفت و آمد می‌خرند و هزینه هتل را می‌پردازند. ما تنها کاری که می‌کنیم یک سالن می‌گیریم و دو روز هم ناهار تهیه می‌کنیم و مقدار مخارج‌مان را هم در ستون دست چپ وبسایت نوشته‌ایم. ما آنجا همه‌ی این کمک‌ها را نوشتیم.

ـ نکته‌‌ی دیگری هست که مایلید بیان کنید؟

-بله، من آرزوهایم را می‌توانم بیان کنم: به هر حال مهستان درست شده و من دعوت می‌کنم که هر کسی که دلش برای این مملکت سوخته و آرزومند استقلال و یک حکومت سکولاردمکرات به جای حکومت اسلامی‌ست به این نهضت بپیوندد تا بتوانیم هر چه بیشتر و وسیع‌تر این فکر را پیش ببریم.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=96636

9 دیدگاه‌ها

  1. ناشناس

    سلطنت با آن همه سابقه در ایران دیگر طرفدار ندارد، مجاهد و کمونیست با آن همه پشتوانه در داخل سرکوب تقریبا کامل شدند و دیگر کسی به آنها امید ندارد، حالا شما با این لفظ جدید و من در آوردی و غریبه سکولاردموکرات دل خوش به جذب چه کسانی هستید؟
    شناخت شما از ایران تعریف خاطره رفیقتان از گفتگوی داخل تاکسی است؟
    چه کسی به شما گفته این “پنج میلیون” ایرانی در خارج هم سکولار و هم دموکرات هستند؟
    ندیدید که جوان‌های دانشجوی آلامد چطور اتوبوس می‌گرفتند که در انتخابات جمهوری اسلامی در آن سوی ایتالیا شرکت کنند؟
    آرزو بر جوانان البته عیب نیست، شما هم امیدوار باشید با این اسم امروز مسخره “مهستان ” ماه خارج و بعد خورشید داخل شوید.

  2. بیژن

    اختلاف خلق از نام اوفتاد / چون بمعنی رفت آرام اوفتاد!
    (شورای ملی، شورای ملی مقاومت، نهضت ملی و… مذهبی… و لویی جرگه… و مهستان و…)

    چار کس را داد مردی یک دِرَم / آن یکی گفت این به انگوری دهم‏
    آن یکی دیگر عرب بُد گفت لا / من عِنَب خواهم نه انگور ای دغا
    آن یکی ترکی بُد و گفت ای بنم / من نمی‏خواهم عنب خواهم ازم‏
    آن یکی رومی بگفت این قیل را / ترک کن خواهیم استافیل را
    در تنازع آن نفر جنگی شدند / که ز سر نامها غافل بدند
    مشت بر هم می‏زدند از ابلهی / پر بدند از جهل و از دانش تهی‏
    صاحب سری عزیزی صد زبان / گر بدی آن جا بدادی صلح‏شان‏
    پس بگفتی او که من زین یک درم / آرزوی جمله‌‏تان را می‏خرم‏
    چون که بسپارید دل را بی‏دغل / این درمتان می‏کند چندین عمل‏
    ……..
    سرکه را گر گرم کردی ز آتش آن / چون خوری سردی فزاید بی‏گمان‏
    ز انکه آن گرمی او دهلیزی است / طبع اصلش سردی است و تیزی است‏
    ور بود یخ بسته دوشاب ای پسر / چون خوری گرمی فزاید در جگر
    پس ریای شیخ به ز اخلاص ماست / کز بصیرت باشد آن وین از عماست‏
    از حدیث شیخ جمعیت رسد / تفرقه آرد دم اهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل حسد!
    مولوی

  3. مهم نیست

    مهستان – بهارستان – گلستان – بوستان -نگارستان و…
    اگر حزبی باشد که هم سلطنت‌طلب را بپذیرد و هم جمهوری‌خواه را ، هم مجاهد و هم ملیون را و هم شما را انگاه شما نظرتان چگونه است؟
    ایران‌دوستانی در حال شکل‌گیری و با فراگیری گسترده و نجات بخش «ایران بزرگ» را می‌گویم.
    حزبی که سلطنت را می‌پذیرد و همانند یونانی‌ها و عرب‌ها و مغول‌ها و ملاها با ان مخالف و بر علیه ان نیست.
    حزبی است که همانند دنیای حاضر جمهوریت و حاکمیت مردم را بر سرنوشت‌شان با تمام وجود قبول دارد.

    حزبی است الگو گرفته از ده‌ها دموکراسی و دولت موفق در دنیا که به همه مردم به یک چشم نگاه می‌کند:
    همانند حکومت‌های کشورهای انگلستان – نروژ – دانمارک – هلند – بلژیک – ژاپن و…
    این حزب همه هموطنان داخل و خارج از کشور را برای متحد شدن فرا می‌خواند.
    پاینده و گسترده باد حزب ایران بزرگ.

  4. ناشناس

    جناب اقای نوری علا، شما سخت در اشتباهید که شورای ملی مرده. شما و امثال شما که تا دیروز کمونیست و توده‌ای و غیره بودید و این بدبختی را شماها بر سر ایران اوردید و ۴۰ سال است علیه رضا پهلوی شعار دادید تا علیه رژیم فاشیست اسلامی.
    اگر امروز رای مردم ازاد باشد فکر می‌کنید چه کسی بجز رضا پهلوی برنده ان رای‌گیری خواهد شد؟ ایا کسانی مانند شما که این همه از سکیلر دموکراسی حرف می‌زنید می‌توانید ان را حداقل تلفظ درست بکنید؟ سکولار درست نیست بلکه سکیلر درست است.

  5. جمشيد

    متاسفانه اسماعیل نورى علا با این همه ادعا هنوز معنى سکولاریسم را نمی‌داند. ان چیزى که نورى اعلا در ظاهر به دنبالش است لائیسیته هست نه سکولاریسم،که همان جدایى دین از سیاست مى‌باشد.
    یک دولت لائیک به هیچ عنوان اجازه دخالت دادن دین در سیاست را نمى‌دهد، به کار بردن واژه سکولار در مورد دولت اشتباه محض است، سکولاریسم در حقیقت ضد عفونى کردن اذهان مردم از خرافات و باورهاى غلط مذهبى است و در واقع سکولاریسم پیامد مثبت لائیسیته مى‌باشد و دولت لائیک باید در جهت سکولار کردن افراد جامعه تحت حکمرانی خود تلاش کند و ترکیب این دو مفهوم مى‌تواند به افراد یک جامعه این فرصت را بدهد که براى اعتلاى ان جامعه سواى از هر باور مذهبى و عقیدتى تلاش کنند و در عین حال زندگى مسالمت‌امیزى هم داشته باشند.
    اسماعیل نورى علا از طرفداران پر و پا قرص فدرالیسم مى‌باشد ولى خیلى جالب است که در مورد فدرالیسم (تجزیه) حرفى به زبان نیاورد و خودش را پشت سکولاردمکراسى قایم کرده چون این مطلب را دریافته که ملت ایران در مورد مسئله یکپارچکى کشورشان کوتاه نخواهند امد پس به همین خاطر براى گول زدن مردم و رد گم کردن این نظرات را بیان مى‌کند. در ضمن ممکن است ایشان یک شخص شاخص را که اکثریت ملت او را بشناسند و بتوانند به او اعتماد کنند در بین دار و دسته‌اش معرفى کند؟
    بغض و کینه‌ نوری علا نسبت به شاهزاده رضا پهلوى مرا به یاد کینه بازرس ژاور نسب به ژان والژان رمان «بینوایان» مى‌اندازد که با ان همه کینه‌توزى نتوانست کارى از پیش ببرد و اخر سر ناعلاج خودش را به درون رودخانه سن انداخت و خودکشى کرد!

  6. سامان

    آقای نوری علا، شما که مردم ایران را نیازمند اسلام راستین و بت‌شکنی خمینی می‌دانستید و رهبری او را برای مردم ایران تائید کردید، همچنین به حزب توده دست نشانده شوروی ارادت می‌ورزیدید، چه شد ناگهان سکولاریسم را کشف کردید و از آن سکولاریسم نو ساختید. دمکرات هم شدید. حالا ادعای رهبری سکولارها و سکولاردمکرات را هم که دارید. مهستان‌سازی هم می‌کنید. حداقل از ملت ایران برای گذشته سیاهتان پوزش بخواهید، که شاید روزی که ایران آزاد شد شماها را به خاطر این فلاکت و بدبختی که برای ایرانیان اوردید عقوبت نکنند.

  7. مستعار زاده

    سکولاردموکراسی !! اسم حزب اس؟
    خیلی جالبه نوری علا می‌گوید همه اسم ما را می‌آورند!!!!
    مثل اینکه حزب عدالت و توسعه ترکیه هر کس در ترکیه بگوید توسعه حالا چه سیاسی چه اقتصادی به این نتیجه برسند که گفتمان ما جا افتاده همه می‌گویند توسعه!
    پس با این نتیجه نهضت ازادی از همه پر طرفدارتره چون همه می‌گویند ازادی!
    از فردا به مابقی گروه‌های اپوزیسیون بگویید حرف از دموکراسی یا سکولار نزنند چون سندشو زدند به نام نوری علا!

  8. Mehdi

    All these politicians, mullahs has nothing to do, don’t create or produce anything, just learn how to talk nice, after 40 years in US learn don’t follow anyone or any group under any name or umbrella, human is funny they just think about their own profit, first they we are coming with any idea, for democracy, for people, latter they become strong and make a big army and then become another dictator, like khomenie and khamenehi, this khamenehi was a mullah nobody pay attention to him know become a big dictator with thousands have to watch him as a bodyguard and so on, so all iranians please don’t lesson to these faribkary, just follow your own idea, be free and don’t depend on any other human or not human like prophet and so just use your own judgment and respect people opinions not politicians.

  9. آرش

    زیاد جدی نگیرید. این آقا باز هم پُشتَک خواهد زد. خودخواهی در همه سخنانش موج می‌زند. دست کم یکی از آن ۲۰۰ نفر “عبدالستار دوشوکی”در مقاله‌ای””مهستان یا کودکستان” آبرویی برای این آقا و “مهستان” من درآوردی او نگذاشته است. سرانجام این مهستان را نیز همگی خواهیم دید.

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):