بابک سینا – در جهان امروز که نیروهای سیاسی و اجتماعیِ برونمرزی ایران بیش از پیش در حال حرکت بهسوی همگرایی هستند، یکی از پروژههایی که نگاهها را به خود جلب کرده، پروژهای است با نام ۱۰۰ شهر؛ پروژهای که بهدنبال ایجاد بستری برای همکاری میان کنشگران، گروهها و جریانهای متکثر در اپوزیسیون ایرانی است. اما این مسیر، گرچه نویدبخش است، با چالشهایی جدی نیز روبروست؛ چالشهایی که اگر در طراحی و اجرا مورد توجه قرار نگیرند، میتوانند به مانعی برای پویایی و ثمربخشی این پروژه تبدیل شوند.
ناهمگونی بنیادین
از ویژگیهای بارز پروژه ۱۰۰ شهر، حضور گسترده کنشگرانی با پیشینههای بسیار متفاوت است. این تفاوتها نهتنها در تجربههای سیاسی و سطح مشارکت گذشته آنان در فعالیتهای ضدحکومتی قابل مشاهده است، بلکه در محل زندگی (از آمریکای شمالی تا اروپا و استرالیا)، جهتگیریهای سیاسی (از مشروطهخواه تا جمهوریخواه)، و حتی جبهههای فکری و ارزشی آنان نیز نمود دارد.
این ناهمگونی گرچه میتواند نمادی از تنوع و ظرفیت بالقوه باشد، در عمل منجر به دشواریهایی میشود: از اختلاف در اولویتها و برداشتهای گوناگون از اهداف پروژه گرفته تا تعارض در روشها، منشها و تعریفهای بنیادین از “همکاری سیاسی”.
دشواری در رسیدن به فهم مشترک
در چنین شرایطی، دستیابی به درکی مشترک میان شرکتکنندگان، نیازمند صرف زمان، گفتگویی پیوسته و از همه مهمتر، طراحی ساختاری هوشمندانه و واقعبینانه است. اگر چارچوب پروژه بیش از حد پیچیده، ایدئولوژیک یا آرمانگرایانه باشد، خطر از همپاشیدگی درونی افزایش مییابد؛ چرا که در پروژهای با این سطح از ناهمترازی فکری، حتی کوچکترین تنش یا سوء تفاهم میتواند به انشعاب، سردرگمی یا بیتحرکی جمعی منجر شود.
ضرورت سادگی و مخرج مشترک
در چنین بستری، تنها راه پیش رو، طراحی پروژهای ساده، شفاف و بر پایهی یک مخرج مشترک فراگیر است. پروژهای که نقطهی تلاقی بزرگترین طیف فکری ممکن را در خود جای دهد؛ مخرج مشترکی که نه وابسته به نوع حکومت پس از جمهوری اسلامی است، نه به تفسیرهای ایدئولوژیک از عدالت یا توسعه، بلکه معطوف است به هدفی حیاتی و فوری: سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و گذار به یک نظم سکولار، مردمی و ملی.
در این میان، یک عنصر وحدتبخش بیش از همه برجسته میشود :شاهزاده رضا پهلوی
ایشان در این سالها به نماد اعتماد ملی در میان کنشگران سیاسی و اجتماعی بدل شده و اکنون نقش ایشان به عنوان نقطهی تلاقی همهی نیروهای ملیگرا، آزادیخواه و میهندوست بیش از هر زمان دیگری پررنگ شده است. حمایت شاهزاده رضا پهلوی از پروژههایی چون پروژه ۱۰۰ شهر در روز ۳ مه ۲۰۲۵ انسجام و مشروعیت بیشتری به این پروژه بخشید و مخرج مشترک مورد نظر را به یک هویت قابل اتکا بدل کرد.
پروژه ۱۰۰ شهر میتواند به پلی واقعی میان نیروهای متکثر اپوزیسیون تبدیل شود، اگر و تنها اگر بپذیرد که در مرحلهی نخست، اولویت با وحدت هدف است نه وحدت نظر. راه عبور از پیچیدگیهای سیاسی و فکری، نه تقلیل ارزشها، بلکه تمرکز بر نقاط اشتراک و پرهیز از تنشهای زودرس است. در اینصورت، این پروژه میتواند به یکی از نقاط عطف کنش سیاسی ایرانیان تبعیدی بدل شود.
پروژه ۱۰۰ شهر تنها زمانی موفق خواهد شد که ساده باشد، اما نه سطحی؛ مشترک باشد، اما نه مبهم؛ و همافزا باشد، نه فرساینده. و در این مسیر، شاهزاده رضا پهلوی، همچون قطبنمای اعتماد ملی، میتواند ضامن پیوند نیروهای پراکنده و تسهیلگر یک ائتلاف گسترده ایرانیان در سرتاسر جهان باشد.
*دکتر بابک سینا فعال سیاسی


