شعارگرایی و هیاهوهای تبلیغاتی نظام اسلامی

سه شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۴ برابر با ۱۷ ژوئن ۲۰۲۵


محمود مسائلی – جنگی که اسلامگرایان سیاسی از حدود ۶۰ سال پیش علیه آنچه «دشمن صهیونیستی» می‌نامند، راه انداخته‌اند همواره با ادعاهای فریبنده‌ و شعارگرایی بی‌ریشه همراه بوده است.

خمینی آغازگر یک چنین دشمن‌تراشی و جنگ علیه دیگران در یکی از اولین سخنان خود در ۱۷ خرداد سال ۱۳۴۶، با صراحت اعلام کرد که اسرائیل باید از صفحه روزگار حذف شود: «این ماده فساد که در قلب ممالک اسلامى با پشتیبانى دول بزرگ جایگزین شده است و ریشه‏‌هاى فسادش هر روزى ممالک اسلامى را تهدید می‌کند، باید با همت ممالک اسلامى و ملل بزرگ اسلام ریشه‌کن شود».[i]

وی در توجیه اسرائیل‌ستیزی خود و تأکید بر نابودی اسرائیل، از واژه‌های تبلیغاتی فریبنده‌ای مانند «فاسد بودن اسرائیل»، «ضدیت آن با ممالک اسلامی»،  و ً«نصرت الهی» در پشتیبانی از مسلمانان برای ساده‌انگاران هوادار خود استفاده کرد: «اسرائیل قیام مسلحانه بر ضد ممالک اسلامى نموده است و بر دول و ملل اسلام قلع و قمع آن لازم است، کمک به اسرائیل چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه فروش نفت حرام و مخالفت با اسلام است، رابطه با اسرائیل و عمّال آن چه رابطه تجارى و چه رابطه سیاسى حرام و مخالفت با اسلام است، باید مسلمین از استعمال امتعه اسرائیل خوددارى کنند».[ii] این اسرائیل‌ستیزی در فضای سراسر احساسی با به کار گرفتن مفاهیم فریبنده پس از سال ۱۳۵۷ با شدت بیشتری احساسات مردم ساده‌اندیش را به بازی گرفت و تا امروز همراه با نفرت‌پراکنی گسترده‌ای همچنان ادامه یافته است.

تاریخ اندیشه سیاسی نشان می‌دهد که فریبکاری و هیاهوی تبلیغاتی، از نخستین روزهای حیات سیاسی بشر تا کنون، بخشی جدایی‌ناپذیر از سیاست بوده است. یکی از روشن‌ترین و آموزنده‌ترین نمونه‌های آن را می‌توان در فصل پنجم از کتاب جنگ‌های پلوپونزی توسیدید، با عنوان «دیالوگ مِلوُسی» یا «دیالوگ ملیان»، مطالعه کرد.[iii] این گفتگو نه تنها ما را با منطق قدرت در روابط بین‌الملل آشنا می‌سازد، بلکه می‌تواند کمک کند تا درکی روشن‌تر از وضعیت امروز، به‌ ویژه در کشمکش نظامی میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، به‌ دست آوریم؛ جنگی که نظام اسلامی، بی‌آنکه پاسخگوی پیامدهای آن باشد، بر مردم ایران تحمیل کرده است.

توسیدید این گفتگو را با زبانی صریح و بدون پیرایه‌های فریبنده و دروغین اخلاق‌نمایی روایت می‌کند. همین ویژگی، آن را به یکی از مهم‌ترین منابع نظریه‌پردازی واقع‌گرایانه در روابط بین‌الملل بدل کرده است؛ متنی که امروزه در بسیاری از دانشکده‌های علوم سیاسی جهان، به‌ عنوان نمونه‌ای کلاسیک از تحلیل قدرت و منافع در سیاست خارجی تدریس می‌شود. اهمیت این گفتگو در آن است که خطوط اصلی کاربست قدرت، منطق تسلط، و بی‌اعتباری مفاهیم اخلاقی در غیاب توازن قوا را به‌ روشنی ترسیم می‌کند. واقعیت این است که «گفتگوی ملوسی» روایتی فراتر از یک منازعه تاریخی است؛ این متن، تصویری فلسفی و سیاسی از چگونگی ترجمه قدرت به سلطه، و تهی شدن گفتار اخلاقی از معنا در تقابل با منطق بقاست. از همین رو، ایرانیان میهن‌دوست می‌توانند با تأمل در این گفتگو، ابزار تحلیلی دقیقی برای ارزیابی نسبت میان تبلیغات رسمی و واقعیت توانمندی طرفین در کشمکش نظامی جمهوری اسلامی و اسرائیل در اختیار داشته باشند.

در این مقطع از جنگ پلوپونزی، آتن به‌ عنوان یک قدرت بزرگ دریایی، تلاش می‌کند جزیره کوچک مِلوس را که دو جریان منازعات میان آتن و اسپارت بی‌طرف مانده و پیوندهای فرهنگی نزدیکی با اسپارت دارد، به تسلیم وادارد. آتنی‌ها به ملوسی‌ها فشار وارد می آورند تا اگر بدون جنگ تسلیم نشوند و تابعیت آتن را نپذیرند، با نابودی کامل روبرو خواهند شد.

در گفتگویی که توسیدید آن را بازسازی کرده— و ممکن است بیشتر بازتابی ادبی و فلسفی از واقعیت باشد تا بازنویسی یک مکالمه واقعی— دو طرف استدلال‌هایی برای مواضع خود مطرح می‌کنند: آتنی‌ها منطق توانمندی و قدرت را پیش می‌کشند و بر اصل «قوی حکم می‌راند و ضعیف اطاعت می‌کند» تأکید دارند، در حالی که ملوسی‌ها به هیاهوی تبلیغاتی روی می آورند و مفاهیم عدالت، بی‌طرفی و امید به مداخله خدایان یا حمایت دیگران تکیه می‌کنند. این تقارن میان واقعیت ممکن– یعنی توانمندی و قدرت-  و روی آوردن به شعارهایی ناممکن– یعنی اخلاق‌گرایی، عدالت‌خواهی، و نصرت الهی– در شرایط امروزین میان جمهوری اسلامی و اسرائیل هم قابل مشاهده و راست‌آزمایی است.

مهم‌ ترین دیدگاه آتنی‌ها چنین است:

• جهان تابع منطق قدرت است: «قوی آنچه می‌تواند انجام می‌دهد، و ضعیف آنچه باید، تحمل می‌کند».
• عدالت تنها میان طرفینی برقرار است که قدرتی برابر دارند.
• حفظ امپراتوری آتن و نشان دادن قاطعیت، مهم‌تر از ملاحظات اخلاقی است.
• اگر «مِلوسی‌ها» تسلیم نشوند، ممکن است دیگر شهرها نیز سرکشی کنند.

مهم‌ترین دیدگاه مِلوسی‌ها چنین است:

• آنها بی‌طرف هستند و این بی‌طرفی در جنگ باید محترم شمرده شود.
• عدالت، اخلاق، و باور به کمک خدایان و مداخله اسپارت، می‌تواند بقای آنان را تضمین کند.
• تسلیم، نوعی بی‌حرمتی به آزادی و افتخار است.

در روایت گفتگوی میان آتنی‌ها و ملوسی‌ها در تاریخ جنگ پلوپونزی توسیدید، ملوسی‌ها که در موضعی ضعیف‌تر قرار دارند، به ارزش‌هایی چون عدالت، اخلاق، حق بی‌طرفی و به‌ویژه امید به دخالت خدایان یا یاری قدرت‌هایی چون اسپارت تکیه می‌کنند تا از پیامدهای سیاست‌های خود در امان بمانند. آنها می‌کوشند با پناه گرفتن پشت اصول آرمانی— که در منطق عقلانیت استراتژیک و واقع‌گرایی سیاسی جایی ندارد— راهی برای رهایی بیابند. این رویکرد را می‌توان نمونه‌ای از «توسل به شعارهای بی‌ریشه» در شرایط بحرانی دانست؛ جایی که ارزش‌های انتزاعی و خودساخته، در برابر منطق قدرت، توان و کارآیی لازم برای تضمین بقا را ندارند.

در مقابل، آتنی‌ها صراحتاً اعلام می‌کنند که مفاهیمی چون عدالت تنها در چارچوب شرایط واقعی و توازن قوا معنا می‌یابد. آنان با رویکردی واقع‌گرایانه هشدار می‌دهند که باور به عدالت یا امید به یاری خدایان، اگر پشتوانه‌ای از قدرت نداشته باشد، چیزی جز توهم نیست. از دید آتنی‌ها، ملوسی‌ها گرفتار خودفریبی‌اند؛ زیرا تلاش می‌کنند با استناد به گفتمانی اخلاق‌محور، وارد مذاکره‌ای استراتژیک شوند، بی‌آنکه ابزار لازم را برای تحقق آن آرمان‌ها در اختیار داشته باشند.

این تقابل، تنها یک برخورد سیاسی نیست، بلکه به پرسشی فلسفی تبدیل می‌شود: در جهانی بی‌مرکز که همه کشورها منافع ملی خود را دنبال می‌کنند، آیا تظاهر به ارزش‌هایی مانند اخلاق به‌ عنوان ابزاری تبلیغاتی و بدون توانایی می‌تواند ضامن بقا باشد؟ پاسخ آتنی‌ها در این دیالوگ روشن است: نه!

این معنا، «دیالوگ ملوسی» بازتابی کلاسیک از تقابل همیشگی میان شعارگرایی بی‌پشتوانه و واقع‌گرایی مبتنی بر قدرت است؛ تقابلی که امروزه نیز در بسیاری از منازعات جهانی، از جمله در سیاست خارجی متوهم جمهوری اسلامی، به شکلی دیگر تکرار می‌شود. نظام جمهوری اسلامی که طی بیش از چهار دهه بر طبل دشمنی با اسرائیل کوبیده و برای توجیه ایدئولوژی مخرب خود پشت شعارهایی چون «اسلام» و «عدالت برای فلسطینی‌ها» پنهان شده، اکنون در برابر واقعیت قدرت و منطق توازن قوا، به ورطه‌ی ضعف و درماندگی افتاده است.

*دکتر محمود مسائلی استاد بازنشسته روابط و حقوق بین‌الملل، دانشگاه‌های آتاوا و کارلتون و دبیرکل اندیشکده بین‌المللی نظریه‌های بدیل با مقام مشورتی دائم نزد ملل متحد


[i] «صحیفه امام»، ج‏۲، ص: ۱۳۹
[ii] همان

[iii] Thucydides, Melian Dialogue. Translation by Benjamin Jowett

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۴ / معدل امتیاز: ۳٫۳

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=379368