در شرایطی که کارشناسان اقتصادی سیاستهای اقتصادی دولت را ناکارآمد بر کنترل تورم ارزیابی کرده و برنامههای حمایتی از جمله ارائه کالابرگ یا همان کوپن را بیاثر بر بهبود معیشت اقشار کمدرآمد و تنگدست ارزیابی میکنند، مسعود پزشکیان مدعی شده «تمام دغدغهام در دولت این است که چگونه معیشت مردم را حل کنم». سخنگوی دولت هم در دروغی آشکار و مضحک مدعی شده فقر را با حمایت معیشتی و اشتغال کاهش میدهیم!

فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت چهاردهم روز سهشنبه ۲۹ مهرماه ۱۴۰۴ در جمع خبرنگاران مدعی شد دولت برنامه دارد با انجام حمایتهای معیشتی و ایجاد اشتغال فقر را کاهش دهد.
این در حالیست که طی یک سال و دو ماه گذشته که مسعود پزشکیان مسئولیت دولت را به عهده گرفته روند فقر در ایران گسترش یافته و میلیونها نفر از جمعیت کشور به زیر خط فقر فرو رفتهاند.
قابل توجه اینکه فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت نیز در سخنان امروز خود گفته «خط فقر که معمولاً در پایان هر سال محاسبه و اعلام میشود، برای سال ۱۴۰۳ به ازای هر فرد ۶ میلیون و ۱۲۸ هزار و ۷۳۹ تومان اعلام شده است. طبیعتاً دولت سیاستهایی مانند تعیین کف حقوق برای کارگران و کارکنان سازمانهای دولتی را اتخاذ میکند تا این حداقل را پوشش دهد و تمام تلاشهای دولت در این راستا متمرکز است.»
این رقم برای خط فقر هر فرد در حالی اعلام شده که دستمزد خانوارهای کارگری و بخش زیادی از بازنشستگان حدود ۱۵ میلیون تومان در ماه است. اگر متوسط شمار خانوار ۴ نفر در نظر گرفته شود، یعنی سهم هر عضو این خانوارها از درآمد، رقمی کمتر از ۴ میلیون تومان خواهد بود.
از سوی دیگر محمدرضا نیکنژاد عضو کانون صنفی معلمان کشور به تازگی اعلام کرده طبق آمار دیوان عدالت اداری بیشترین حقوق کشور با ۴۵ میلیون تومان متعلق به وزارت نفت و کمترین میزان، ۱۵ میلیون تومان متعلق به معلمان است.
بر اساس گفته محمدرضا نیکنژاد نیز سهم هر عضو از خانواده چهار نفره آموزگاران از درآمد رقمی کمتر از ۴ میلیون تومان خواهد بود.
این ارقام نشان میدهد حتی بر مبنای رقم اعلام شده از سوی سخنگوی دولت به عنوان رقم خط فقر برای هر نفر در ایران، بخش زیادی از جمعیت کشور، بخش زیادی از جمعیت کشور زیر خط فقر قرار دارند.
در این میان فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت گفته «با وجود تلاشها، تورم همچنان وجود دارد که بخش عمده آن ناشی از تحریمهای تحمیلشده بر کشور است و بیشترین فشار آن به مردم وارد میشود. دولت با سیاستهایی مانند پرداخت یارانه نقدی، کالابرگ الکترونیکی، حمایتهای معیشتی هدفمند، برنامههای اشتغالزایی، حمایت از صندوقهای بازنشستگی، بهبود معیشت اقشار کمدرآمد و توجه به عدالت در حوزههای مختلف از جمله عدالت درمان، مسکن، معیشت و آموزش، در صدد کاهش آثار تورم و فقر است.»
فاطمه مهاجرانی همچنین گفته «در حوزه عدالت درمان، طرح نظام ارجاع شروع شده و در حوزه مسکن، برنامههای حمایتی اجرا میشود. همچنین تمرکز دولت بر ارتقای کیفیت آموزش در مدارس دولتی ادامه دارد و دستاوردهای خوبی در این زمینه حاصل شده است. همچنین در راستای حمایت از کسب و کارها، طرح «طاها» یکی از برنامههایی است که به افراد فعال در مشاغل خانگی پوشاک کمک میکند تا اشتغال خود را حفظ کنند.»
سخنگوی دولت بار دیگر تأکید دولت بر این است که کمکهای معیشتی مکمل اشتغال باشند و اصل موضوع بر ایجاد و حفظ فرصتهای شغلی متمرکز باشد.
مسعود پزشکیان رئیس دولت نیز روز سهشنبه ۲۹ مهرماه ۱۴۰۴ در جمع اعضای اتاق بازرگانی ایران مدعی شده «تمام دغدغهام در دولت این است که چگونه معیشت مردم را حل کنم.»
مسعود پزشکیان افزوده «الان که با شما صحبت میکنم تمام دغدغهام در دولت این است که چگونه معیشت مردم را حل کنم. من نباید بگذارم مردم مشکل معیشیتی پیدا بکنند شما هم باید کمک کنید تا نگذاریم مردم مشکل معیشتی پیدا کنند؛ زیرا اگر مردم مشکل معیشتی پیدا کنند، شما نیز نمیتوانید بهدرستی کار کنید. باید همه با هم کمک کنیم که تا حد امکان مشکل برای مردم ایجاد نشود.»
ادعای برطرف کردن فقر و تأمین معیشت مردم از سوی مسعود پزشکیان و سخنگوی دولت او در حالی مطرح شده که به عقیده بسیاری از خانوارها دولت پزشکیان برنامه روشن و مشخصی برای بهبود شرایط اقتصادی ندارد.
در همین رابطه آلبرت بغزیان اقتصاددان گفته «من تا کنون برنامهای از دولت که منجر به کاهش قیمت مواد غذایی یا هزینههای مردم شود، ندیدهام. نظارت بر قیمتها هم مشاهده نمیشود یا دستکم ملموس نیست.»
به عقیده آلبرت بغزیان «احساس نمیشود دولت به دنبال کاهش یا نظارت و مدیریت قیمتها باشد. حتی در موضوع ارز، از یک سو وزیر اقتصاد بر تک نرخیشدن ارز تاکید دارد و از سوی دیگر، رئیس بانک مرکزی تأکید میکند چنین اقدامی تورمزا خواهد بود. این اختلافنظرها خود نشاندهنده نبود برنامه مشخص است و به نظر میرسد این موارد حکایت از افزایش قیمت دارد. از طرفی، کاهش ارزش پول ملی باعث افزایش قیمت کالاهای وارداتی شده و این مسئله مستقیماً بر معیشت مردم تأثیر میگذارد. تنها اقدامی که از سوی دولت مطرح شده، بحث کالابرگ است؛ یعنی به جای پرداخت نقدی، کالا در اختیار مردم قرار گیرد.»
از سوی دیگر تحلیلگران معتقدند ارائه کالابرگ الکترونیک (کوپن) یا پرداخت یارانه نقدی که در دولتهای پیشین طراحی و در دولت مسعود پزشکیان نیز ادامه یافته نمیتواند فاصله عمیق میان هزینههای ضروری زندگی و درآمد خانوارها را پُر کند.
خبرگزاری «ایلنا» نیمه مهرماه جاری در محاسباتی نشان داده که پایه دستمزد ۲۳۸ دلاری سال ۹۵ در طول یک بازه زمانی ۹ ساله، به ۹۱ دلار رسیده؛ به عبارتی، دستمزد واقعی سال جاری فقط ۰/۳۸ دستمزدی است که کارگران در سال ۹۵ دریافت میکردند!
آمارهای مرکز آمار ایران نشان میدهد اقتصاد ایران از سال ۱۳۹۷ به بعد و در ۶۱ ماه گذشته با تورم بالای ۳۰ درصد روبرو بوده است. رئیس کل بانک مرکزی دو سال پیش هدفگذاری تورم زیر ۲۰ درصد را مطرح کرده بود اما ماههاست تورم به بالای ۴۰ درصد رسیده است.
در چنین شرایطی است که بسیاری از کارگران و حقوقبگیران ناچار شدهاند چند شغل داشته باشند تا بتوانند هزینههای زندگی را پوشش دهند. از سوی دیگر بسیاری از بازنشستگان با وجود کهولت سن یا بیماری، به علت درآمدهای ناچیز ناچار شده به بازار کار بازگردند.
سمیه گلپور، رئیس کانون عالی انجمن های صنفی کارگری کشور از چند شغله بودن بیش از ۶۰ درصد از کارگران در کشور خبر داده و گفته «کارگران برای تأمین مایحتاج روزانه خود مجبور به پذیرش شغلهای غیررسمی و کمدرآمد شوند. در چنین شرایطی، زندگی کارگران به شکل سخت و پر فشار ادامه پیدا میکند و این وضعیت ناشی از کاهش قدرت خرید و پایین بودن دستمزدها نسبت به تورم واقعی است.»
او تأکید کرده «کارگرانی که حتی با دریافت حداقل دستمزد رسمی روزگار میگذرانند، به دلیل هزینههای بالای مسکن، درمان، تحصیل و خوراک، ناچار به پذیرش شغل دوم یا سوم شدهاند.»
حسین ایمانی جاجرمی، جامعهشناس، نیز با اشاره به افزایش رکود تورمی، گرانی و بیکاری، گفته در چنین شرایطی معیشت خانوار کوچک میشود و «خانوادهها برای بقا مجبورند تمام ظرفیتها را به کار گیرند؛ از کار کردن زنان تا کار کودکان. این یک «استراتژی بقا» است. وقتی غذایی سر سفره نیست، خطوط قرمز قدیمی کنار میرود.»
این جامعهشناس افزوده «وقتی اقتصاد خانوار فرو میپاشد، بچهها هم مجبور به کار میشوند. در مناطق محرومی مثل سیستانوبلوچستان یا جنوب کرمان حتی پدیدههایی مانند کودکفروشی دیده میشود.»
او اقداماتی مانند یارانهدهی از سوی دولت یا ارائه بسته غذایی از سوی شهرداری را ناکارآمد دانسته و گفته «اگر فقط بر «آسیبهای اجتماعی» زوم کنیم، مثل این است که خانه آتش گرفته و ما فقط آب روی شعلهها میریزیم، بیآنکه منبع آتش را خاموش کنیم. باید سیاستهای رفاهی جدی برای فقر شهری، مسکن، آموزش و اشتغال وجود داشته باشد. مدیریت شهری ما نوآوری سیاستی ندارد. برنامههای شهرداری در حد سفره انداختن و دست نوازش بر سر کشیدن است که همین سیاستها هم مقطعی است.»




