ریاض و ابوظبی؛ پایان ماه عسل استراتژیک و آغاز جنگ سرد خلیج فارس

دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ برابر با ۰۵ ژانویه ۲۰۲۶


دکتر حسن صبوری، پژوهشگر و تحلیل‌گر مسائل استراتژیک – ​خاورمیانه بار دیگر در آستانه تغییر موازنه‌ای بزرگ قرار گرفته است؛ اما این بار نه از جانب دشمنان سنتی، بلکه از دلِ نزدیک‌ترین اتحاد منطقه‌ای. آنچه در روزهای اخیر میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی گذشت، فراتر از یک اختلاف‌نظر دیپلماتیک ساده است. حمله هوایی ۳۰ دسامبر جنگنده‌های ائتلاف سعودی به محموله تسلیحاتی در «المکلا» و اولتیماتوم ریاض به ابوظبی، پرده از شکافی عمیق برداشت که سال‌ها زیر پوست لبخندهای دیپلماتیک محمد بن سلمان و محمد بن زاید پنهان مانده بود.

​به عنوان یک ناظر استراتژیک، باید بپرسیم: چرا دو متحدی که قرار بود «ناتوی عربی» را شکل دهند، اکنون لوله‌های تفنگ را به سمت منافع یکدیگر چرخانده‌اند؟

​یمن؛ زمین سوخته رقابت

نقطه انفجار این تنش، یمن است. در حالی که ریاض به دنبال خروج آبرومندانه از باتلاق یمن و تأمین امنیت مرزهای جنوبی خود از طریق یک دولت مرکزی واحد است، ابوظبی بازی پیچیده‌تری را پیش می‌برد. امارات با حمایت از «شورای انتقالی جنوب» (STC)، عملاً به دنبال تثبیت نفوذ خود بر بنادر استراتژیک و تنگه باب‌المندب است، حتی به قیمت تجزیه یمن.

حمله اخیر عربستان به محموله منتسب به امارات، پیام روشنی داشت: صبر استراتژیک ریاض در برابر جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیک ابوظبی به پایان رسیده است. خروج تاکتیکی نیروهای امارات شاید در کوتاه‌مدت از درگیری مستقیم جلوگیری کند، اما تضاد منافع در جنوب یمن همچون آتشی زیر خاکستر باقی است.

​اقتصاد؛ جنگ بقا

اما ریشه اصلی درگیری در «ریاض» و «دبی» است، نه در صنعا. محمد بن سلمان با چشم‌انداز ۲۰۳۰ خود، دیگر راضی به نقش «برادر بزرگ‌تر سیاسی» نیست؛ او می‌خواهد عربستان را به مرکز ثقل اقتصادی منطقه تبدیل کند. قوانین سخت‌گیرانه اخیر ریاض برای انتقال دفاتر مرکزی شرکت‌های خارجی و لغو تعرفه‌های ترجیحی کالاهای مناطق آزاد امارات، اعلان جنگی مستقیم به مدل اقتصادی دبی است.

در جهانی که نفتِ رو به پایان، دیگر ضامن بقا نیست، عربستان و امارات وارد یک بازی «حاصل‌جمع صفر» شده‌اند؛ جایی که صعود یکی، مستلزم نزول دیگری است.

​جمهوری اسلامی؛ نظاره‌گرِ فرصت‌طلب

در این میان، جمهوری اسلامی با دقت و شاید با خرسندی به این شکاف می‌نگرد. برای تهران که همواره از اتحاد اعراب هراس داشته، درگیری ریاض و ابوظبی یک موهبت استراتژیک است. شکاف در شورای همکاری خلیج فارس، فشار اجماع منطقه‌ای علیه تهران را کاهش می‌دهد. با این حال، خطر نیز در کمین است؛ رقابت تسلیحاتی و امنیتی میان این دو همسایه، می‌تواند منطقه را نظامی‌تر کرده و ترکش‌های آن دامان ایران را نیز بگیرد.

​آینده شورای همکاری

آیا شورای همکاری خلیج فارس به پایان راه رسیده است؟ شاید نه به صورت رسمی، اما عملاً بله. ما وارد دورانی شده‌ایم که در آن «منافع ملی» بر «اتحاد ایدئولوژیک» می‌چربد. عربستانِ محمد بن سلمان می‌خواهد رهبر بلامنازع جهان عرب باشد و اماراتِ محمد بن زاید، «اسپارتای کوچک» منطقه باقی بماند.

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۳ / معدل امتیاز: ۴٫۸

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=393966