عرفان نوربخش
۱. مقدمه: ابهام استراتژیک غرب و همسایگان
در پی ناآرامیهای داخلی ژانویه ۲۰۲۶ در ایران، جامعه بینالمللی، شاهد نوسانات دیپلماتیک بیسابقهای بود. تنها در یک بازه زمانی ۲۴ ساعته، ادبیات دولت ترامپ از پیشنهاد کمک به مردم ایران، به ابراز قدردانی از رهبری جمهوری اسلامی بابت «خویشتنداری» در عدم اعدام معترضان تغییر یافت. برای تحلیلگران باسابقه، این توالی، یادآور یک عملیات فریب کلاسیک است؛ اما برای برخی دیگر، این تنها نشانهای از سیاست خارجی پوپولیستی است که بر اساس تغییرات تاکتیکی لحظهای هدایت میشود.
با این حال، در لایههای زیرین این لفاظیها، شبکهای پیچیده از نگرانیهای منطقهای نهفته است. همزمان با انتشار گزارشهایی مبنی بر احتمال اقدام نظامی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی، فعالیتهای دیپلماتیک گستردهای از سوی آنکارا و شیخنشینهای حاشیه خلیج فارس آغاز شد. ترکیه در اقدامی پر رنگ، وزیر امور خارجه خود را راهی تهران کرد تا حمایت خود را از وضعیت موجود نشان دهد. در ظاهر، این اقدامات برای محافظت از رژیم فعلی به نظر میرسد؛ اما در واقعیت، این یک بازی موازنهگری پیچیده است که با هدف نگاه داشتن ایران در وضعیت «مرد بیمارخاورمیانه» انجام میشود؛ دولتی که به اندازه کافی ضعیف باشد تا تهدیدی ایجاد نکند، اما به اندازه کافی ثبات داشته باشد تا از ایجاد خلأ قدرت در منطقه جلوگیری کند.
۲. سوابق تاریخی: افشاگریهای «کیبلگیت» ویکیلیکس
برای درک موضع فعلی منطقه، باید به اسناد افشا شده توسط ویکیلیکس در سال ۲۰۱۰ رجوع کرد. این اسناد که مکاتبات سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ را شامل میشد، شکاف عمیق میان ژستهای دیپلماتیک عمومی کشورهای عربی و ضرورتهای استراتژیک پنهانی آنها را آشکار کرد.
افشاهای کلیدی:
– تمثیل «مار» عربستان سعودی: در یک تلگراف مربوط به سال ۲۰۰۸، جزئیات ملاقات ملک عبدالله و ژنرال دیوید پترائوس فاش شد که در آن پادشاه عربستان از ایالات متحده خواسته بود برای پایان دادن به برنامه هستهای جمهوری اسلامی، «سر مار را قطع کند».
– اصرار بحرین: در سال ۲۰۰۹، ملک حمد بن عیسی آل خلیفه استدلال کرد که خطر پیشرفت هستهای جمهوری اسلامی به مراتب بیشتر از خطرات ناشی از یک حمله نظامی پیشگیرانه است.
– امارات و «طرح جایگزین» (Plan B): شیخ محمد بن زاید (MBZ) به ایالات متحده هشدار داد که از سیاست مماشات دوری کند و تاکید کرد که دیپلماسی (طرح الف) به بنبست رسیده و تنها بازدارنده واقعی، یک اقدام نظامی (طرح ب) است.
– بیاعتمادی مصر و شام: حسنی مبارک و مقامات اردن و کویت در خفا از هژمونی منطقهای جمهوری اسلامی ابراز وحشت کرده و آن را «استاد مانور» با هدف بیثباتسازی منطقه توصیف کردند.
۳. حمایت اعراب از اسرائیل: دفاع چندملیتی در سال ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵
تقریبا دو دهه پس از «کیبلگیت» شاهد تبدیل این ترسهای پنهان به یک ساختار امنیتی آشکار بودیم. مهمترین چرخش در جریان درگیریهای مستقیم جمهوری اسلامی و اسرائیل در سال ۲۰۲۴ رخ داد. تحت نظارت سنتکام ، چارچوب دفاعی چندملیتی موسوم به اتحاد دفاع هوایی خاورمیانه شکل گرفت که در آن کشورهای عربی نقشی محوری در دفاع از قلمرو اسرائیل در برابر حملات جمهوری اسلامی ایفا کردند.
این همکاری در سه محور عملیاتی دستهبندی میشود:
۱. تلفیق اطلاعاتی: اردن، عربستان سعودی و امارات دادههای راداری لحظهای را در اختیار نیروهای آمریکا و اسرائیل قرار میدهند که منجر به ایجاد یک «آسمان واحد» برای رهگیری پرتابههای جمهوری اسلامی از لحظه شلیک میشود.
۲. رهگیری فعال: اردن به یک نقش دفاعی خط مقدم انتقال یافته است. با سرنگونی پهپادهای جمهوری اسلامی در حریم هوایی خود در جریان حملات آوریل و اکتبر ۲۰۲۴، امان توانست میان نیازهای امنیتی خود و روایت حاکمیت ملی موازنه ایجاد کند.
۳. تسهیلات لجستیکی: کشورهایی مانند قطر و کویت با ارائه کریدورهای هوایی و دسترسی به پایگاهها، ستون فقرات قدرت هوایی غرب را فراهم کردند تا هواپیماهای متحدین بتوانند حضوری مداوم بر فراز خلیج فارس داشته باشند.
۴. منطق اقتصادی «مرد بیمار»
افول جایگاه منطقهای ایران صرفاً یک پدیده نظامی نیست، بلکه ریشه اقتصادی دارد. از زمان انقلاب ۱۹۷۹، ایران به طور مداوم زمین بازی اقتصادی را به همسایگان خود واگذار کرده است. جنگ هشتساله با عراق فرصتی بینظیر برای ترکیه فراهم کرد تا نفوذ صنعتی و تجاری خود را گسترش دهد. در دهه ۲۰۰۰، با ورود جمهوری اسلامی به چرخه مذاکرات هستهای بیپایان و تحریمهای کمرشکن، این کشور عملاً به معادل قرن بیست و یکمی امپراتوری عثمانی تبدیل شد: «مرد بیماری» که زوال تدریجیاش به سود رقبای منطقهای است.
برای ترکیه و شیخنشینهای حاشیه خلیج فارس، کشوری که همواره تحت تحریم باشد، نمیتواند در بازار جهانی انرژی یا جذب سرمایهگذاری منطقهای رقابت کند. اگرچه این قدرتها علناً با «تغییر رژیم» مخالفت میکنند تا از حملات موشکی جمهوری اسلامی در امان بمانند، اما سیاست پنهانی آنها مشابه موضع سال ۲۰۰۳ در قبال عراق است: تمایل به اینکه ایالات متحده تهدید را خنثی کند، به شرطی که حمله از خاک آنها آغاز نشود.
۵. چالشهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی
برای کسانی که به دنبال انتقال قدرت در تهران هستند، چالش دوچندان است. لابی با دولتهای غربی کافی نیست اگر قدرتهای منطقهای همچنان ذینفع در ضعف ایران باشند. اپوزیسیون جمهوری اسلامی باید گفتگویی پیچیده و استراتژیک را با آنکارا، ریاض و ابوظبی آغاز کند. آنها باید این همسایگان را متقاعد کنند که یک ایران آزاد، سکولار و دموکراتیک، شریک اقتصادی ارزشمندتری نسبت به یک تئوکراسی «بیمار» و غیرقابل پیشبینی است.
انتقال موفقیتآمیز قدرت بستگی به این دارد که شکوفایی آینده ایران نه به عنوان تهدیدی برای همسایگان، بلکه به عنوان کاتالیزوری برای «عصر طلایی» اقتصادی منطقه نگریسته شود.
۶. نتیجهگیری: به سوی ایرانی مقتدر و شکوفا
سیاست نگاه داشتن ایران در وضعیت «مرد بیمار»، یک استراتژی بقای کوتاهمدت برای مستبدان منطقهای است، اما در بلندمدت یک فاجعه برای مردم خاورمیانه خواهد بود. کشتار ۲۰۲۶ و مانورهای منطقهای پس از آن ثابت کرد که وضعیت موجود به طور فزایندهای خشونتآمیز و ناپایدار است.
تنها با ارائه یک دستور کار شفاف و سکولار که همزمان حاکمیت ایران را حفظ و تضمینهای امنیتی منطقهای ارائه دهد، میتوان اجماع منطقهای که مایل به ایستایی جمهوری اسلامی است را در هم شکست.
منابع و مراجع:
۱. سازمان عفو بینالملل (۲۰۲۶). کشتار ژانویه: مستندسازی خشونتهای دولتی در ایران. لندن: انتشارات عفو بینالملل.
۲. ویکیلیکس (۲۰۱۰). پروندههای «کیبلگیت»: اسناد دیپلماتیک وزارت امور خارجه ایالات متحده. [پایگاه دادههای عمومی].
۳. نوربخش، ا. (۲۰۲۵). چپ جهانی و لنز انتخابی اعتراض: یک تحلیل ژئوپلیتیک.
۴. روابط عمومی سنتکام (۲۰۲۴). گزارش یکپارچهسازی سیستمهای دفاع هوایی خاورمیانه (MEAD). تامپا، فلوریدا.
۵. مؤسسه خاورمیانه (۲۰۲۶). واگرایی اقتصادی: زوال ایران و ظهور شیخنشینهای حاشیه خلیج فارس. واشینگتن دی.سی.
۶. کتابخانه مجلس عوام بریتانیا (۲۰۲۵). اسرائیل و پیمان ابراهیم در سال ۲۰۲۵: پنج سال پس از توافق. لندن: اسناد پارلمانی.
۷. شورای روابط خارجی (۲۰۲۵). مرد بیمار قرن بیست و یکم: فروپاشی نهادی در جمهوری اسلامی.
۸. روزنامه نیویورک تایمز (آوریل ۲۰۲۴). «پشت صحنه هماهنگیهای دفاع موشکی اردن و اسرائیل». بخش خاورمیانه.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




