چهارمین سالگرد تهاجم گسترده روسیه به اوکراین: تحکیم سلطه داخلی به «برکتِ» جنگ ابدی

- در حالی که جهان بر وقایع چهار سال اخیر متمرکز شده، واقعیت این است که نقض حاکمیت اوکراین توسط روسیه از دوازده سال پیش و با الحاق غیرقانونی کریمه در سال ۲۰۱۴ آغاز شد. ولادیمیر پوتین با دامن زدن به یک جنگ نیابتی ده ساله در دونباس از طریق تأمین تسلیحات و اعزام مزدوران، موفق شد هنجارهای سیاسی قرن بیست و یکم را به دوران توسعه‌طلبی امپریالیستی قرن نوزدهم بازگرداند.
- منازعه کنونی  برای پوتین از اختلافات ارضی فراتر رفته و به ابزاری محوری برای تحکیم داخلی تبدیل شده است. شباهت تاریخی خیره‌کننده‌ای میان استراتژی کنونی پوتین و رویکرد روح الله خمینی در جریان تهاجم عراق به ایران در سال ۱۹۸۰ وجود دارد.
- در حالی که جنگ به کنترل داخلی پوتین کمک می‌کند، اما به بهای از دست رفتن استقلال استراتژیک روسیه در عرصه جهانی تمام شده است. تا اوایل سال ۲۰۲۶، روسیه به وضعیتی از «وابستگی نامتقارن» به چین رسیده است. در سال ۲۰۲۵، چین رسما جایگزین اتحادیه اروپا به عنوان شریک تجاری اصلی روسیه شد.
- علی‌رغم این خسارات فاجعه‌بار، اوکراین به چیزی دست یافته که پوتین به دنبال نابودی آن بود: تثبیت دائمی هویت ملی. در حالی که نفوذ فرهنگی روسیه به شدت زدوده شده، زبان و روح اوکراینی در زیر فشارها شکوفا شده است. مسیر اوکراین اکنون شبیه به لهستان است؛ ملتی که چندین بار از روی نقشه حذف شد اما با قدرت فرهنگ خود زنده ماند.
- برای دیکتاتورها، هر آنچه طبقه متوسط را نابود کند و اقتصاد را در دستان آنها متمرکز کند، یک نعمت تلقی می‌شود، اما برای روسیه، این مسیر ممکن است مدت‌ها پیش از حل واقعی منازعه، به یک فاجعه ملی منجر شود.

پنج شنبه ۷ اسفند ۱۴۰۴ برابر با ۲۶ فوریه ۲۰۲۶


عرفان نوربخش -در ۲۴ فوریه ۲۰۲۶، چهارمین سالگرد تهاجم تمام‌عیار روسیه به اوکراین فرا رسید؛ منازعه‌ای که به‌طور قطع ساختار امنیتی دوران پس از جنگ سرد را از هم پاشیده است. در حالی که جهان بر وقایع چهار سال اخیر متمرکز شده، واقعیت این است که نقض حاکمیت اوکراین توسط روسیه از دوازده سال پیش و با الحاق غیرقانونی کریمه در سال ۲۰۱۴ آغاز شد. ولادیمیر پوتین با دامن زدن به یک جنگ نیابتی ده ساله در دونباس از طریق تأمین تسلیحات و اعزام مزدوران، موفق شد هنجارهای سیاسی قرن بیست و یکم را به دوران توسعه‌طلبی امپریالیستی قرن نوزدهم بازگرداند. در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، این بی‌ثباتی به یک حمله همه‌جانبه منجر شد. اطلاعات غربی نیروی اولیه تهاجم را تا ۱۹۰,۰۰۰ پرسنل برآورد کردند که در سه جبهه مستقر شده بودند: بلاروس در شمال، روسیه در شرق و کریمه اشغالی در جنوب.

اگرچه مسکو به لحاظ تاریخی همواره به دنبال نابودی هویت اوکراینی بوده است، کاتالیزور اصلی این تجاوز خاص، اعتراضات «یورومیدان» در اواخر سال ۲۰۱۳ بود.

دوراهی ۲۰۱۳: طناب‌کشی ژئوپلیتیک

در اواخر سال ۲۰۱۳، اوکراین بر سر یک دوراهی سرنوشت‌ساز بین اتحادیه اروپا و «اتحادیه گمرکی» تحت رهبری روسیه قرار گرفت. تصمیم ناگهانی رئیس‌جمهور ویکتور یانوکوویچ در نوامبر ۲۰۱۳ مبنی بر امضا نکردن توافق‌نامه همکاری با اتحادیه اروپا، نتیجه مستقیم فشارهای شدید و چندجانبه کرملین بود.

پوتین از استراتژی «جنگ تجاری» استفاده کرد، واردات اوکراین را به عنوان یک هشدار مسدود کرد و در آستانه زمستان به «باج‌خواهی گازی» متوسل شد. علاوه بر این، مقامات روسی از جمله سرگئی گلازیف (مشاور پوتین)، به‌طور علنی حاکمیت اوکراین را تهدید کردند و هشدار دادند که حرکت به سمت اتحادیه اروپا باعث می‌شود روسیه دیگر نتواند تمامیت ارضی اوکراین را تضمین کند.

برای تشویق این چرخش، پوتین یک «هویج» مالی ۱۵ میلیارد دلاری و تخفیف‌های قابل توجه انرژی پیشنهاد داد. یانوکوویچ که که به همراه خانواده خود غرق در پرونده‌های فساد مالی  بود، بقای کوتاه‌مدت را بر ادغام بلندمدت ترجیح داد. او می‌ترسید اصلاحات صندوق بین‌المللی پول (بویژه لزوم افزایش قیمت گاز داخلی) منجر به شکست او در انتخابات ۲۰۱۵ شود. در مقابل، سرمایه پوتین بدون هیچ پیش‌شرطی برای اصلاحات دموکراتیک یا شفافیت ارائه شد. این چرخش ناگهانی از سوی مردم اوکراین به عنوان خیانت به آرمان‌های اروپایی‌شان تلقی شد و انقلاب کرامت  یا به اصطلاح یورومیدان را رقم زد. سرنگونی متعاقب یانوکوویچ ثابت کرد که اوکراینی‌ها برنمی‌تابند با آن‌ها مانند یک ایالت دست‌نشانده در یک پروژه‌ای نئوامپریالیستی رفتار شود.

«نعمت جنگ»: از خمینی تا پوتین

منازعه کنونی  برای پوتین از اختلافات ارضی فراتر رفته و به ابزاری محوری برای تحکیم داخلی تبدیل شده است. شباهت تاریخی خیره‌کننده‌ای میان استراتژی کنونی پوتین و رویکرد روح الله خمینی در جریان تهاجم عراق به ایران در سال ۱۹۸۰ وجود دارد.

خمینی به صراحت جنگ را یک «نعمت» نامید و آن را هدیه‌ای معنوی و سیاسی دانست که به جمهوری اسلامیِ نوپا اجازه داد قدرت را تثبیت کند. او از «وضعیت اضطراری» برای سرکوب سیستماتیک مخالفان داخلی استفاده کرد و جمله مشهوری داشت که جنگ به «جدا کردن سره از ناسره» کمک کرد.

تا فوریه ۲۰۲۶، پوتین نیز لفاظی مشابهی را تحت عنوان «مأموریت وجودی» اتخاذ کرده است. او در سخنرانی‌های اخیر خود با تکرار منطق «برکت»، تهاجم را «مشیت الهی» و «خودپالایی» جامعه روسیه خوانده است. مشابه «مدرسه جهاد» خمینی، پوتین کارزار «زمان قهرمانان» را به راه انداخته تا کهنه‌سربازان جنگ اوکراین را در پست‌های ارشد دولتی مستقر کند و طبقه اجتماعی جدید و وفاداری ایجاد کند که جایگاه خود را تماما مدیون جنگ است. این اقتصادِ «توپ به جای کره» به عنوان ابزاری برای ثبات عمل می‌کند؛ کرملین اکنون به نوعی «از پایان جنگ می‌ترسد»، زیرا بازگشت به صلح، دولت را با خلأ اقتصادی و بازگشت میلیون‌ها رزمنده آسیب‌دیده به جامعه‌ای روبرو می‌کند که دیگر با موتور «دشمن مشترک» تغذیه نمی‌شود.

شریکِ کوچک: وابستگی نامتقارن به چین

در حالی که جنگ به کنترل داخلی پوتین کمک می‌کند، اما به بهای از دست رفتن استقلال استراتژیک روسیه در عرصه جهانی تمام شده است. تا اوایل سال ۲۰۲۶، روسیه به وضعیتی از «وابستگی نامتقارن» به چین رسیده است. در سال ۲۰۲۵، چین رسما جایگزین اتحادیه اروپا به عنوان شریک تجاری اصلی روسیه شد. تقریبا ۳۴٪ از صادرات روسیه (عمدتا نفت و گاز) به چین می‌رود، در حالی که بیش از ۵۶٪ از واردات روسیه شامل ریزتراشه‌های حیاتی و ماشین‌آلات صنعتی از چین تأمین می‌شود.

«یوآنی‌سازی» اقتصاد روسیه اکنون تقریبا کامل شده و بیش از ۹۵٪ تجارت دوجانبه با روبل یا یوآن انجام می‌شود. با این حال، این یک «قفس طلایی» است. پکن از این اهرم برای تعیین «قیمت‌های دوستانه» انرژی استفاده کرده و روسیه را مجبور به پذیرش تخفیف‌های تا ۱۱ دلار در هر بشکه کرده است. روسیه به‌طور مؤثری وابستگی خود به اروپا را با یک مشارکت زیردستانه در مدار اقتصادی چین مبادله کرده است.

هزینه سهمگین برای اوکراین

در حالی که وارد پنجمین سال منازعه می‌شویم، تلفات انسانی و فیزیکی اوکراین در تاریخ مدرن اروپا بی‌سابقه است.

۱– تلفات ارضی و انسانی:  روسیه در حال حاضر حدود ۲۰٪ از خاک اوکراین را در اشغال دارد. هزینه انسانی از این هم سهمگین‌تر است: اطلاعات غربی تلفات نظامی اوکراین را تا ۶۰۰,۰۰۰ نفر (کشته، زخمی و مفقود) برآورد می‌کند. کشته‌شدگان نظامی بین ۱۰۰,۰۰۰ تا ۱۴۰,۰۰۰ نفر تخمین زده می‌شوند و سازمان ملل هزاران مرگ غیرنظامی را تأیید کرده است، هرچند آمار واقعی در شهرهای ویران شده‌ای مانند ماریوپل احتمالا بسیار بالاتر است.

۲ فروپاشی جمعیتی: اوکراین با یک «فاجعه جمعیتی» روبروست. جمعیت از ۴۲ میلیون نفر در سال ۲۰۲۲ به زیر ۳۶ میلیون نفر در حال حاضر رسیده است. با ۱۰.۶ میلیون آواره، کارشناسان هشدار می‌دهند که اگر پناهندگان بازنگردند، جمعیت اوکراین ممکن است تا سال ۲۰۵۱ به ۲۵ میلیون نفر کاهش یابد.

۳– زیرساخت‌ها و خسارات اقتصادی: خسارت فیزیکی حدود ۱۹۵.۱ میلیارد دلار برآورد شده و ۱۴٪ از کل واحدهای مسکونی آسیب دیده یا ویران شده‌اند. هزینه کل بازسازی به رقم خیره‌کننده ۵۸۸ میلیارد دلار رسیده است که تقریبا سه برابر کل تولید ناخالص داخلی اوکراین در سال ۲۰۲۵ است.

نتیجه‌گیری: هویت به مثابه یک دژ

علی‌رغم این خسارات فاجعه‌بار، اوکراین به چیزی دست یافته که پوتین به دنبال نابودی آن بود: تثبیت دائمی هویت ملی. در حالی که نفوذ فرهنگی روسیه به شدت زدوده شده، زبان و روح اوکراینی در زیر فشارها شکوفا شده است. مسیر اوکراین اکنون شبیه به لهستان است؛ ملتی که چندین بار از روی نقشه حذف شد اما با قدرت فرهنگ خود زنده ماند.

در مقابل، پوتین با پیوند زدن آینده روسیه به جنگی فرسایشی و وابستگی فزاینده به چین، واقعیتی داخلی تیره برای شهروندانش رقم زده است. برای دیکتاتورها، هر آنچه طبقه متوسط را نابود کند و اقتصاد را در دستان آنها متمرکز کند، یک نعمت تلقی می‌شود، اما برای روسیه، این مسیر ممکن است مدت‌ها پیش از حل واقعی منازعه، به یک فاجعه ملی منجر شود.

 


References

  • Center for Strategic and International Studies (CSIS). (2025). Russian and Ukrainian Casualty Estimates: Three Years of Attrition.
  • International Monetary Fund (IMF). (2024). Ukraine: Rapid Damage and Needs Assessment (RDNA5).
  • Kuzio, T. (2023). Putin’s War Against Ukraine: Revolution, Nationalism, and Crime.
  • Takeyh, R. (2022). The Guardians of the Revolution: Iran and the World in the Age of the Ayatollahs.
  • (۲۰۲۶). Operational Data Portal: Ukraine Refugee Situation.
  • World Bank Group. (2026). The Economic Impact of the Pivot to the East: Russia-China Trade Dynamics 2022-2026.
  • Yuzhmash, A. (2024). The Yuanization of Russia: From Sanctions to Subordination.
  • State Statistics Service of Ukraine. (2026). Demographic Trends and Population Estimates (February 2026).

 

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۲ / معدل امتیاز: ۴٫۷

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=397755