وقتی خیابان به صحنه‌ی تاریخ تبدیل می‌شود؛ تمایز جنبش، قیام و انقلاب و دلالت‌های آن برای ایران امروز

چهارشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۵ برابر با ۲۵ مارس ۲۰۲۶


آناهیتا دی پیر، آریا چَمروش – در لحظات بحرانی تاریخ سیاسی، خیابان به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های بروز نارضایتی اجتماعی تبدیل می‌شود. حضور گسترده‌ی شهروندان در خیابان، اعتصاب‌ها و دیگر اشکال کنش جمعی اغلب این تصور را ایجاد می‌کند که جامعه در آستانه‌ی انقلاب قرار دارد. با این حال تجربه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که همه‌ی خیزش‌های خیابانی به انقلاب منتهی نمی‌شوند. بسیاری از اعتراض‌های گسترده حتی آنهایی که میلیون‌ها نفر را درگیر می‌کنند، در نهایت به اصلاحات محدود، عقب‌نشینی‌های مقطعی قدرت سیاسی یا بازتولید نظم موجود می‌انجامند. بنابراین پرسش اساسی این است: چه شرایطی یک حرکت اعتراضی را به انقلاب تبدیل می‌کند؟

برای پاسخ به این پرسش باید میان سه سطح متفاوت از کنش جمعی تمایز گذاشت: جنبش، قیام و انقلاب. نادیده گرفتن این تفاوت‌ها باعث می‌شود هر موج اعتراض خیابانی به‌سرعت انقلاب نامیده شود، در حالی که این پدیده‌ها از نظر شدت، منطق شکل‌گیری و پیامدهای سیاسی تفاوت‌های مهمی دارند.

جنبش‌های اجتماعی معمولا‌ نخستین سطح بسیج جمعی‌اند. در این مرحله گروه‌هایی از شهروندان حول مطالبات مشخص بسیج می‌شوند تا از طریق فشار اجتماعی یا سیاسی تغییراتی در سیاست‌های موجود ایجاد کنند. بسیاری از این جنبش‌ها از مطالبات اقتصادی یا صنفی شکل می‌گیرند؛ مانند بهبود شرایط کار، افزایش دستمزد یا رفع تبعیض‌های حقوقی. در چنین وضعیتی دامنه‌ی مطالبات محدود است و دولت‌ها اغلب می‌توانند با اصلاحات محدود یا امتیازدهی این جنبش‌ها را مهار کنند.

در برخی شرایط اما اعتراض‌ها از سطح مطالبات محدود فراتر می‌روند و مشروعیت کلی نظم سیاسی را زیر سؤال می‌برند. در این مرحله شکل رادیکال‌تری از بسیج اجتماعی پدید می‌آید که می‌توان آن را قیام یا خیزش مردمی نامید. دامنه‌ی مشارکت اجتماعی گسترده‌تر می‌شود و گروه‌های مختلف اجتماعی به یکدیگر می‌پیوندند. با این حال حتی قیام‌های گسترده نیز الزاما‌ به انقلاب منتهی نمی‌شوند و تاریخ نمونه‌های فراوانی از خیزش‌هایی را نشان می‌دهد که علی‌رغم شدت و گستردگی، به دگرگونی بنیادین نظم سیاسی نینجامیده‌اند.

در علوم سیاسی، انقلاب به معنای دگرگونی عمیق در ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. انقلاب صرفا‌ تغییر دولت یا جابه‌جایی نخبگان سیاسی نیست، بلکه بازآرایی بنیادین نظم اجتماعی است. به همین دلیل انقلاب‌ها در تاریخ پدیده‌هایی نسبتا‌ نادرند.

برای توضیح این تفاوت، مطالعات انقلاب بر مفهوم «وضعیت انقلابی» تأکید می‌کنند. چنین وضعیتی زمانی شکل می‌گیرد که مجموعه‌ای از شرایط ساختاری بطور هم‌زمان پدید آیند و امکان فروپاشی نظم موجود را فراهم کنند. یکی از مهم‌ترین این شرایط بحران در ظرفیت حکمرانی دولت است؛ زمانی که دولت در مدیریت بحران‌های اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی ناتوان می‌شود و شکاف‌هایی در میان نخبگان حاکم شکل می‌گیرد.

با این حال بحران دولت به‌تنهایی کافی نیست. انقلاب‌ها معمولا‌ زمانی رخ می‌دهند که چند عامل هم‌زمان وجود داشته باشند: بحران ساختاری دولت، بسیج گسترده‌ی اجتماعی، شبکه‌های سازمانی برای هماهنگی اعتراض‌ها و چشم‌اندازی از نظم سیاسی جایگزین. بدون چنین ظرفیت‌هایی حتی شدیدترین نارضایتی‌های اجتماعی نیز ممکن است به اعتراض‌های مقطعی یا شورش‌های پراکنده محدود بمانند.

در نتیجه انقلاب را می‌توان حاصل هم‌زمانی سه فرآیند دانست: بحران در ساختار قدرت، بسیج گسترده‌ی اجتماعی و شکل‌گیری آلترناتیوی برای نظم موجود. تنها در چنین شرایطی امکان گذار از اعتراض به انقلاب افزایش می‌یابد.

این تمایزها برای تحلیل وضعیت‌های سیاسی اهمیت اساسی دارند. اگر هر موج اعتراض خیابانی انقلاب نامیده شود، تحلیلگران و کنشگران ممکن است موقعیت تاریخی خود را نادرست ارزیابی کنند. تمایز میان جنبش، قیام و انقلاب امکان می‌دهد تحولات اجتماعی با واقع‌بینی بیشتری تحلیل شوند.

کاربرد این چارچوب در بررسی تحولات معاصر ایران نیز می‌تواند روشنگر باشد. ایران در سال‌های اخیر شاهد موج‌های متعددی از اعتراض‌های اجتماعی بوده است که از مطالبات اقتصادی تا مطالبات سیاسی و هویتی گسترش یافته‌اند. در برخی موارد این اعتراض‌ها مشروعیت کلی نظم سیاسی را به چالش کشیده و نشان داده‌اند که نارضایتی اجتماعی در بخش‌های گسترده‌ای از جامعه ریشه دوانده است.

ویژگی مهم برخی از این خیزش‌ها گستردگی جغرافیایی، تنوع اجتماعی مشارکت‌کنندگان و پیوند میان مطالبات مختلف بوده است. با این حال همان‌گونه که نظریه‌های انقلاب نشان می‌دهند، اعتراض گسترده به‌تنهایی برای وقوع انقلاب کافی نیست. آنچه تعیین‌کننده است شکل‌گیری شرایطی است که در آن بحران ساختاری حکومت با سازمان‌یابی سیاسی و تعریف روشن‌تری از نظم جایگزین همراه شود.

در این میان مسئله‌ی آلترناتیو سیاسی اهمیت تعیین‌کننده‌ای پیدا می‌کند. هر انقلاب پایدار نیازمند تصویری قابل تصور از نظم سیاسی آینده است؛ تصویری که بتواند انرژی پراکنده‌ی اعتراض را به نیرویی منسجم برای تغییر تبدیل کند. بدون چنین چشم‌اندازی، اعتراض‌ها ممکن است گسترده باشند اما به مسیرهای نامشخص یا ناپایدار منتهی شوند.

در فضای سیاسی ایران نیز بحث درباره‌ی آلترناتیوهای ممکن برای آینده‌ی کشور به یکی از محورهای مهم گفتگوهای عمومی تبدیل شده است. در میان دیدگاه‌های مختلف، سامانه پادشاهی بعنوان گسترده‌ترین و مهمترین گزینه‌ی‌ نظم سیاسی آینده مطرح است. اهمیت این بحث نه فقط در خود پیشنهاد سیاسی، بلکه در نقشی است که هر آلترناتیو می‌تواند در جهت‌دهی به کنش جمعی ایفا کند.

در نهایت سرنوشت یک خیزش اجتماعی تنها به شدت نارضایتی یا گستردگی اعتراض‌ها وابسته نیست، بلکه به توانایی جامعه در تبدیل این انرژی به پروژه‌ای سیاسی برای تغییر بستگی دارد. تعیین و تأیید آلترناتیو در چنین فرآیندی نقشی اساسی دارد؛ مسئولیتی که در نهایت بر عهده‌ی شهروندان است.

از این منظر، انقلاب نه صرفا‌ نتیجه‌ی بحران و اعتراض، بلکه محصول کنش آگاهانه‌ی جامعه در تعریف و حمایت از نظمی جایگزین است. تنها در چنین شرایطی است که خیابان می‌تواند از عرصه‌ی بیان نارضایتی به صحنه‌ی شکل‌گیری یک انقلاب واقعی تبدیل شود.

اگر تحول سیاسی ـ اجتماعی حاصل کنش آگاهانه‌ی جامعه در تعریف نظمی تازه است، پرسش پایانی این است:

ما به‌عنوان ملت ایران در فرایند تاریخی انقلاب شیر و خورشید چه نقشی می‌توانیم ایفا کنیم؟

 


برای مطالعه‌ی بیشتر:

  1. Hannah Arendt — On Revolution
  2. Theda Skocpol — States and Social Revolutions
  3. Jack Goldstone — Revolution and Rebellion in the Early Modern World
  4. Charles Tilly — Social Movements

 

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۱ / معدل امتیاز: ۴٫۱

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=399379