اصلاح‌طلبان جمهوری اسلامی از منظر فلسفی

جمعه ۲۱ فروردین ۱۴۰۵ برابر با ۱۰ آپریل ۲۰۲۶


مسعود پارسا – در سیاست ایران طی دو دهه اخیر، جریان اصلاح‌طلب با وضعیتی مواجه شده که به سختی می‌توان آن را جز فرودستی رضایت‌مندانه و تحقیر کنترل‌شده توصیف کرد. این جریان، که زمانی خود را حامل پیام تحول و آزادی می‌دانست، اکنون عمدتا نقش تماشاگر فرودست قدرت مسلط را ایفا می‌کند؛ نقشی که نه تنها کنشگری واقعی را محدود کرده، بلکه رضایت روانی، مشروعیت نمادین و بهره اقتصادی محدود را برای آنان فراهم می‌آورد. استعاره کاکولد سیاسی در اینجا دقیقا کارکردی دارد، سوژه‌ای که از فقدان اختیار، تحقیر کنترل‌شده، بی‌عملی و تماشای اعمال قدرت دیگری لذت می‌برد، حتی اگر این لذت تنها نمادین و محدود باشد.

سوژه کاکولد از فقدان قدرت، تحقیر محدود و نظاره‌گری لذت می‌برد و جریان اصلاح‌طلب دقیقا چنین تجربه‌ای را در فضای سیاسی ایران تجربه می‌کند. فقدان اختیار و قدرت واقعی باعث می‌شود فرودستی به شکل ناخودآگاه پذیرفته شود. جریان اصلاح‌طلب از فقدان قدرت واقعی لذت می‌برد، حضور نمادین خود را حفظ می‌کند و از تماشای اعمال قدرت دیگری رضایت روانی و نمادین می‌گیرد. تجربه‌ی تحقیر کنترل‌شده، مانند لمس محدود قدرت دیگری، حس هیجان‌آلود و رضایت روانی ایجاد می‌کند و فرودست بودن را به تجربه‌ای شیرین و مستمر بدل می‌کند. تماشای اعمال قدرت دیگری، از سوی دیگر، این لذت را تکمیل می‌کند؛ حضور در صحنه و مشاهده سیاست‌ها و تصمیمات کلان بدون دخالت مستقیم، تجربه‌ای روان‌شناختی شبیه کاکولد ایجاد می‌کند که در آن سوژه، فرودست و همزمان آگاه به نابرابری است و از این آگاهی نمادین لذت می‌برد.

هگل در دیالکتیک ارباب و بنده نشان می‌دهد که فرودست نه تنها قدرت واقعی ندارد، بلکه تمام تجربه و رضایت‌های خود را از تعامل با ارباب و مشاهده اعمال قدرت او کسب می‌کند. جریان اصلاح‌طلب دقیقا در چنین موقعیتی قرار دارد؛ فقدان قدرت و تصمیم‌گیری کلان تجربه‌ی فرودستی را تثبیت می‌کند و تحقیر کنترل‌شده، جریان را به تجربه لذت نمادین و رضایت روانی سوق می‌دهد. حضور نمادین و نقد محدود، امکان تجربه تماشای قدرت دیگری و آگاهی محدود از خود را فراهم می‌آورد، همانگونه که بنده هگلی در جایگاه فرودست و ناظر، تجربه خودآگاهی محدود اما مستمر را دارد. اصلاح‌طلبان نه تهدیدی برای قدرت دارند و نه امکان تغییر واقعی؛ آنها در موقعیت فرودست و تماشاگر فعال قرار گرفته‌اند و حضورشان بیش از آنکه کنشی واقعی باشد، نوعی رضایت از فرودستی و تحقیر کنترل‌شده ایجاد می‌کند.

از منظر فوکو، قدرت تنها در دست کسی نیست که آن را اعمال می‌کند؛ بلکه در شبکه‌های اجتماعی و نهادی جریان دارد و هر سوژه‌ای بخشی از این شبکه است. اصلاح‌طلبان با پذیرش قواعد بازی و ادامه حضور در نهادهای نیمه‌مستقل به موضوعات قدرت تبدیل می‌شوند؛ نقد محدود و حضور نمادین امکان بهره اقتصادی محدود و مشروعیت ظاهری فراهم می‌آورد. تحقیر کنترل‌شده و رضایت فرودستانه، همان تجربه روان‌شناختی کاکولد را تداعی می‌کند و چرخه‌ی استمرار فرودستی، بهره اقتصادی محدود و رضایت روانی تثبیت می‌شود، بدون اینکه جریان قدرت واقعی داشته باشد. فرودستی و رضایت ناشی از تحقیر در سطح سیاسی دقیقا همان کارکرد روان‌شناختی کاکولد را دارد؛ سوژه حضور دارد، تحقیر را تجربه می‌کند، تماشای قدرت دیگری می‌کند و بهره محدود خود را از این موقعیت می‌برد.

نیچه با مفهوم اراده به قدرت توضیح می‌دهد که هر کنش انسانی ریشه در تلاش برای اعمال قدرت و تأثیرگذاری دارد. جریان اصلاح‌طلب، در فقدان قدرت واقعی، با بی‌عملی و رضایت از فرودستی تجربه‌ای مشابه کاکولد ایجاد می‌کند؛ فقدان قدرت تجربه‌ای هیجانی و تحقیرآمیز ایجاد می‌کند که سوژه از آن لذت می‌برد. تسلیم هوشمندانه و بهره محدود اقتصادی و نمادین همان چیزی است که جریان اصلاح‌طلب بصورت استراتژیک انجام داده است. بی‌عملی و سکوت فعال، نه ضعف بلکه سازگاری روانی و استراتژیک با شرایط قدرت است. جریان اصلاح‌طلب همانند سوژه کاکولد، از فقدان قدرت و تحقیر کنترل‌شده لذت می‌برد و چرخه‌ی استمرار فرودستی و بهره محدود را بازتولید می‌کند.

آدورنو و هورکهایمر در «دیالکتیک روشنگری» نشان می‌دهند که جریان‌های فرودست، با پذیرش نظم موجود، نه تنها مشروعیت اجتماعی و نمادین خود را حفظ می‌کنند بلکه از مزایای اقتصادی محدود بهره‌مند می‌شوند. مدیریت پروژه‌های محدود و رسانه‌های تابع جریان نمونه بهره اقتصادی محدود است و حضور در ساختار امکان رضایت روانی ناشی از فرودستی و تحقیر کنترل‌شده را فراهم می‌آورد. چرخه‌ی استمرار فرودستی و بهره اقتصادی محدود تثبیت می‌شود و همان مکانیسم کاکولد را در سطح سیاسی توضیح می‌دهد؛ سوژه‌ای که از فقدان قدرت و تحقیر، رضایت روانی و بهره اقتصادی محدود کسب می‌کند.

این ترکیب نشان می‌دهد که جریان اصلاح‌طلب در ایران بصورت استعاری و تحقیرآمیز کاملا کاکولد سیاسی شده است؛ فقدان قدرت واقعی، تحقیر کنترل‌شده، تماشای اعمال قدرت دیگری، بی‌عملی و سکوت فعال، بهره اقتصادی محدود و مشروعیت نمادین همه با هم چرخه‌ای ایجاد کرده‌اند که فرودستی رضایت‌مندانه را تثبیت می‌کند. این وضعیت طنزآمیز و بی‌پروا است؛ اصلاح‌طلبان نه قدرت واقعی دارند، نه کنشگری مؤثر و نه امکان تغییر مسیر بازی را؛ حضورشان نمادین است و لذت فرودستی و تحقیر کنترل‌شده را تجربه می‌کنند، همانند سوژه کاکولد که از فقدان قدرت و تسلیم کنترل‌شده لذت می‌برد و چرخه‌ی بهره محدود اقتصادی و رضایت روانی را بازتولید می‌کند.

وضعیت اصلاح‌طلبان را می‌توان به شکلی بی‌پروا و طنزآلود، نمونه‌ای از کاکولدواری سیاسی دانست؛ قدرت واقعی ندارند، تحقیر کنترل‌شده را پذیرفته‌اند، از تماشای قدرت دیگری لذت می‌برند و بهره اقتصادی محدود و مشروعیت نمادین دارند. چرخه‌ی استمرار فرودستی و رضایت روانی جریان را تثبیت کرده و امکان تغییر واقعی را به صفر می‌رساند. این تجربه، ترکیبی از فرودستی رضایت‌مندانه، بهره محدود اقتصادی، لذت روانی از تماشای قدرت دیگری و تحقیر کنترل‌شده است، همان چیزی که استعاره کاکولد در روان‌شناسی و سیاست ارائه می‌دهد. اصلاح‌طلبان در این موقعیت نه تنها سوژه فرودست بلکه تماشاگر فعال فرودست و بهره‌بردار محدود از تحقیر و بی‌عملی هستند و حضورشان بعنوان الگوی روان‌شناختی-سیاسی، نمونه بارز کاکولدواری در سطح جریان‌های سیاسی می‌شود.

در نهایت جریان اصلاح‌طلب نه تنها کنشگر واقعی نیست، بلکه از فقدان قدرت، تحقیر کنترل‌شده و نظاره‌گری لذت می‌برد و بهره اقتصادی محدود و مشروعیت نمادین خود را حفظ می‌کند. چرخه‌ی فرودستی و رضایت روانی تثبیت شده و جریان اصلاح‌طلب بطور استعاری در موقعیت کاکولد سیاسی باقی می‌ماند، تجربه‌ای که هم طنزآمیز، هم تحقیرآمیز و هم بی‌پروا است و تحلیل فلسفی، روان‌شناختی و سیاسی را به شکل یکپارچه ارائه می‌کند.

 

توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۲ / معدل امتیاز: ۴٫۷

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=400256