ریشه‌های ستیز رژیم اسلامی با امارات متحده عربی چیست؟

جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ برابر با ۰۸ مه ۲۰۲۶


محمدعلی غیبی – رژیم جمهوری اسلامی مستقر در تهران، همواره ثابت کرده‌است که جرئت حریف شدن با دشمنانی قدرتمندتر از خود را ندارد و همواره تلاش کرده‌است از رویارویی با ایالات متحده آمریکا و اسرائیل دوری کند.

ستیز آن با این دو کشور همواره با حمله‌ی آمریکا و اسرائیل آغاز شده و به‌محض اعلام آتش‌بس از سوی آن دو کشور، جمهوری اسلامی هربار آن‌را با رغبت پذیرفته‌است. این رژیم همواره در مذاکرات بی‌نتیجه‌ی خود با آنها، ملتمسانه خواستار گنجاندن شرط تضمین برای عدم حمله‌ی مجدد شده‌است.

اما برعکس، این رژیم نشان داده‌است که در حمله به ضعیفان همچون یک کفتار حریص است. کشتار چهل‌هزار مردم معترض بی‌سلاح در دو شب تابه‌حال از دست هیچ رژیم دیگری برنیامده‌است. علاوه‌بر آن این‌روزها شاهدیم که احزاب کرد مستقر در عراق همانند دوران خیزش مهسا بار دیگر زیر حملات وحشیانه موشک‌های رژیم قرار می‌گیرند و در سمت جنوب هم رژیم از نابود کردن اماکن و صنایع و بازرگانی کشور امارات لذت بی‌سابقه‌ای می‌برد. لذتی که دیگران آن‌را با بنا‌کردن و آباد‌کردن زمین تجربه می‌کنند و رژیم جمهوری اسلامی با ویران کردن آن.

درست است که به‌نظر می‌رسد کردستان عراق و امارات متحده عربی مراکز تهدیدهای جدید علیه رژیم اسلامی‌اند اما بمباران مراکز غیرنظامی تنها خوی داعشی تروریست‌های جمهوری اسلامی را به نمایش می‌گذارد. داعش آثار اشکانیان در هترا را نابود می‌کرد و جمهوری اسلامی حالا کارش به تخریب زیرساخت‌های اقتصادی رسیده‌است و مقابله‌به‌مثل دشمنانش با زیرساخت‌های ایران هم مسئولیتی برایش تولید نمی‌کند.

در کتاب «شکست» از متیو کی. شانن که با لحنی چپ‌گرایانه و در راستای ضدیت با سلسله پهلوی نوشته شده‌است، نویسنده در انتقاد از شاه و ساواک می‌نویسد: «طبق یک مطالعه، ساواک در اواخر دهه‌ی ۱۹۷۰ هفت‌هزار تا ده‌هزار کارمند و چیزی حدود بیست‌هزار تا سی‌هزار خبرچین داشت» (شانن، متیو کی.، شکست: تحصیلکردگان غرب چگونه انقلابی شدند؟، ترجمه‌ی سوگند رجبی‌نسب، تهران: پارسه، ۱۴۰۲: ۲۳۴ و ۲۳۵)

ناخودآگاه این جمله‌ی انتقادی بیشتر از آنکه حمله‌ای به شاه و رژیم پهلوی باشد، جمهوری اسلامی و دستگاه‌های پرشمار اطلاعاتی‌اش را هدف می‌گیرد. نهادهای جاسوسی از ملت ایران که طبق برخی گزارش‌های غیررسمی، ۲۰ الی ۳۰ میلیون خبرچین دارند و البته این تعداد، تمامی بسیجی‌ها و طرفداران رژیم را هم در خود شامل می‌شود.

این رژیم غیر از آنکه پول‌های هنگفتی برای خبرچینی در سطح جامعه و حتی در میان مردمان عمدتا فقیر ایرانی که هیچ علاقه‌ای هم به آن ندارند پخش می‌کند، خبرچینی را به‌عنوان یک وظیفه‌ی خطیر دینی هم در میان طرفداران خود جا زده‌است. برای این منظور علاوه بر چندین سرشماره، حتی اپلیکیشن‌هایی همچون «ناظر» هم طراحی کرده و در اختیار همگان گذاشته تا کوچکترین رفتار مردم را گزارش کنند.۱

نتیجه‌ی این رفتارهای رژیم گسترش فرهنگ خیانت و بر اثر آن بی‌اعتمادی گسترده در میان مردم ایران نسبت به همدیگر و از میان رفتن کامل حس همدلی و همزیستی و گسترش شدیدتر اضطراب و فشارهای عصبی به‌خصوص در میان قشر تحصیل‌کرده است. رفتاری آنچنان زشت و ویرانگر که آثار سوء آن تا قرن‌های متعدد رفتار و کنش‌های این ملت را آلوده خواهدکرد. همان‌طوری که حمله‌ی مغولان، تا قرن‌ها و حتی تا اکنون بسیاری از جنبه‌های اخلاقیات را در میان ما از بین برده و دوران زندیه اوج رواج خیانتگری در ایران بود.

۱۲ سال حضور من در دانشگاه تبریز با تجربیات خودم نشان داده‌است که علاوه ‌بر دانشجویان سهمیه‌ای با صد نوع سهمیه رنگارنگ که قبلا در روزنامه شرق مطرح کرده‌ام، در هر رشته و هر ورودی، تعدادی دانشجوی دختر و پسر هم مخفیانه و با سهمیه‌ی «اداره‌ی اطلاعات» و «اطلاعات سپاه» وارد دانشگاه می‌شوند. آنها تمام رفتارها، صحبت‌ها، اتفاقات خانوادگی و شخصی و هرچیز مابقی دانشجویان و اساتید را می‌دزدند و در اختیار مسئولان خود قرار می‌دهند. حتی گاهی دستوراتی را هم اجرا می‌کنند و صحنه‌ها و سناریوهایی را هم جعل می‌کنند.

آنچه در این میان ایجاد دغدغه‌ی بسیار می‌کند این است که اگر رژیم اسلامی به‌جای آنکه ثروت این ملت را خرج میلیون‌ها جاسوس و خبرچین و مخبر یا به‌ زبان ترکی خرج «شیطان‌ها» می‌کرد بجای آن همانند امارات و قطر و عربستان، صرف توسعه و پیشرفت کشور می‌کرد اکنون ملت ایران چه کم داشتند؟

اگر صدها میلیارد دلار را بجای آنکه در جیب رانت‌خواران و اختلاسگران و دورزنندگان تحریم و سیاستمداران فاسد می‌ریختند تا وفاداریشان را تضمین کنند، صرف توسعه‌‌ی اقتصادی و صنعتی این کشور می‌کردند ملت ایران اکنون چه انگیزه‌ای برای اعتراض داشتند؟ در آن صورت مردم برای چه جان خود را در راه اعتراض مایه می‌گذاشتند؟

علت دشمنی با امارات و عربستان و قطر هم از همینجا درمی‌آید. رژیم جمهوری اسلامی رژیمی ماهیتا توسعه‌ستیز است و تفاوت جوهر و ماهیت آن با ذات توسعه‌گرای کشورهای دیگر به‌خصوص عربستان و امارات و قطر، سبب اختلاف و نهایتا جنگ میان آنها می‌شود.

چند روز پیش شخصی در بحثی با من مدعی شد که جمهوری اسلامی از روی حسادت امارات را می‌زند اما واقعیت این نیست. چون جمهوری اسلامی هیچگاه برای خود ملت ایران هم هیچ توسعه و پیشرفتی را آرزو نکرده‌است. ماهیتش همین است.

همان شخص از من پرسید چرا برخی شهرهای ایران، ظاهری عقب‌مانده‌تر و زشت‌تر از دیگر شهرهای ایران‌ دارند؟ گفتم تفاوتشان یک چیز است: هرکجا حوزه‌ی علمیه‌ یا به‌قول خودمان «ملاخانه»های بزرگتر و قوی‌تری داشته‌باشد، زیبایی و هنر و تمدن از آنجا می‌گریزد.

شکوه و زیبایی با مردمان متمدن و شهرنشین و باسواد حاصل می‌شود. نه آن ناکس‌هایی که جمهوری اسلامی از حقیرترین و پست‌ترین خانواده‌ها برمی‌گزیند و به بالاترین مقامات و مناصب اداری و لشکری می‌گذارد. توسعه با حضور زنان متمدن و باسواد حاصل می‌شود. نه با «فاطی‌کماندو»های جیغ‌زن و بی‌سواد اما پرزور و دخترانی چادری که بهره‌شان از علوم انسانی، تنها مباحث اسلامی است. دخترانی که چنان اعتماد به نفسی دارند که در دانشگاه و خیابان و هرجای دیگر با سرعت از سویی به سوی دیگر می‌تازند مرا بیشتر به‌یاد «سوارکار عرب» در بازی قدیمی جنگ‌های صلیبی (۲۰۰۱) می‌اندازند!

البته این موضوع مختص اکنون و روحانیت شیعه هم نیست. تمدن اسلامی خود زمانی از بین رفت که سلجوقیان روی کار آمدند. کسانی که جز اسلام چیز دیگری در ذهنشان نبود و تمام باقیمانده میراث ساسانیان را زدودند و بجای کتابخانه‌ها و مراکز علمی، تنها نظامیه‌ها را که در واقع مدارس علوم دینی بودند رواج دادند.

تفاوت میان ذات این دو ماهیت و ایدئولوژی توسعه‌ستیز و توسعه‌گرا، دقیقا تفاوت میان ایران و سوریه و یمن و لبنان با کشورهایی همچون عربستان و امارات و قطر است؛ همان‌طوری که زمانی جنگ میان ایدئولوژی‌های مارکسیستی با ایدئولوژی‌های لیبرالیستی این نبرد را میان خود جلو می‌بردند.

پیروان مکاتب مارکسیستی بدون کوچکترین توقفی تمام تلاش خود را می‌کردند که کشورهای دیگری را هم به اردوگاه کمونیسم خود وارد کنند تا نهایتا کل جهان را به آشوب و ویرانی بکشانند و برای این کار فلسفه‌های فراوانی جعل کردند و مکاتب رنگارنگی اختراع کردند. همانطوری که فاضل غیبی از قول راجر اسکروتن، که چپ‌ها را خیلی دقیق در کتاب «ابلهان، کلاهبرداران و آنش‌افروزان» معرفی کرده بود، آنها را مبارزان با همه‌ی نهادها و سنت‌هایی معرفی می‌کند که از نگاه چپ‌ها «پایه‌های چیرگی بورژوازی» هستند.۲ 

هم‌اکنون هم جمهوری اسلامی تمام تلاش خود را کرده‌است تا کشورهای منطقه را یک‌به‌یک به همین وضع فاجعه‌بار بکشاند. بعضی‌ها در جریان بهار عربی به چنگش افتادند اما بعضی‌های دیگر مقاومت کردند و اکنون رژیم تلاش دارد با موشک‌هایی که در طول سالیان تولید کرده، از آن کشورها هم ویرانه‌ای بیش نگذارد.

 

منبع:

۱- https://www.iranintl.com/fa/202508132597

۲- https://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/113624

 


توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۴ / معدل امتیاز: ۴

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=401691