رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران با هشدار نسبت به وضعیت بحرانی صنعت گردشگری کشور اعلام کرد که دفاتر مسافرتی پس از ماهها رکود، جنگ، بیثباتی اقتصادی و اختلال اینترنت، دیگر توان تابآوری ندارند و در صورت ادامه شرایط فعلی، بخش مهمی از نیروی انسانی متخصص این صنعت از بین خواهد رفت.

حرمتالله رفیعی رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران اعلام کرده که بر اساس برآوردهای ارائه شده به وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، صنعت گردشگری تنها طی دو ماه اخیر حدود ۵ هزار میلیارد تومان زیان دیده است.
این فعال صنفی با اشاره به خسارت گسترده صنعت گردشگری ایران به علت شرایط جنگ و قطع اینترنت، از بینتیجه ماندن بستههای حمایتی دولت انتقاد کرد و گفته تا امروز هیچکدام از حمایتهایی که درباره آن صحبت شده، به فعالان گردشگری نرسیده است.
رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران افزوده «مسافران عوارض خروج از کشور پرداخت میکنند، مالیات ورود گردشگران خارجی دریافت میشود و حتی برای تجهیز فرودگاهها از مسافران ۱۰ یورو اضافه گرفته میشود، اما اکنون که گردشگری دچار بحران شده، هیچ بخشی از این درآمدها به کمک این صنعت نمیآید.»
حرمتالله رفیعی همچنین به موج گسترده اخراج کارکنان این بخش به علت خسارت گسترده کسبوکارها اشاره کرده و گفته «بسیاری از کارکنان آموزشدیده دفاتر مسافرتی به دلیل نبود درآمد، جذب مشاغل دیگری مانند آرایشگری و فعالیتهای غیرمرتبط شدهاند.»
او تأکید کرده «سالها برای آموزش این نیروها هزینه شد، اما چون حمایت صورت نگرفت، صنعت گردشگری آنها را از دست داد و در نهایت بار بیمه بیکاری هم روی دوش دولت افتاد» و «اگر دولت در سالهای گذشته به درخواست فعالان گردشگری برای ارائه تسهیلات با تنفس یکساله توجه میکرد، امروز بخش عمدهای از نیروهای انسانی این صنعت حفظ شده بودند.»
وبسایت «خبرآنلاین» نیز گزارش داده اقامتگاههای بومگردی که در روزهای بحرانی جنگ با باز کردن درهای خود به پناهگاهی برای مردم تبدیل شده بودند، حالا با چالشی تازه روبهرو هستند؛ محدودیت اینترنت، کاهش سفر و فشارهای اقتصادی کسبوکار بسیاری از آنها را در آستانه تعطیلی قرار داده است.
یاور عبیری، رئیس جامعه انجمنهای حرفهای اقامتگاههای بومگردی ایران، در گفتگو با «خبرآنلاین» گفته «یکی از مهمترین چالشها محدودیت اینترنت و از دست رفتن ابزارهای تبلیغاتی است. بسیاری از اقامتگاههای بومگردی در مناطق دورافتاده قرار دارند و برای معرفی خدمات خود به گردشگران به شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام، وابسته بودند. این فضاها برای آنها یک ابزار ساده، کمهزینه و در دسترس برای تبلیغ، ارتباط با مخاطبان و جذب گردشگر محسوب میشد.»
به گزارش «خبرآنلاین» با محدود شدن دسترسی به اینترنت و برخی پلتفرمها، این مسیر ارتباطی عملاً از بین رفته است. فعالان این حوزه میگویند اکنون بسیاری از بومگردیها نمیدانند چگونه باید کسبوکار خود را معرفی کنند و نبود این ابزارهای تبلیغاتی ضربه جدی به فعالیت آنها وارد کرده است. در شرایطی که این اقامتگاهها اغلب در مناطق دور از شهرها قرار دارند، حذف فضای مجازی به معنای از دست رفتن مهمترین کانال معرفی و جذب گردشگر است.
در کنار این مسئله، کاهش شدید سفر نیز فشار مضاعفی بر این کسبوکارها وارد کرده است. به گفته فعالان گردشگری، شرایط اقتصادی و تورم باعث شده سفر از اولویت بسیاری از خانوارها خارج شود و مردم بیشتر به تأمین نیازهای روزمره خود فکر کنند. نتیجه این وضعیت کاهش چشمگیر گردشگران و کاهش درآمد اقامتگاههای بومگردی بوده است.
افشین کلاهی، رئیس کمیسیون دانشبنیان اتاق بازرگانی ایران، خسارت مستقیم روزانه بر اثر قطعی اینترنت را ۳۰ تا ۴۰میلیون دلار اعلام کرده است. وی تاکید دارد خسارت غیرمستقیم قطعی اینترنت معادل ۸۰-۷۰میلیون دلار در روز است.
به این ترتیب در ۶۰ روز حداقل یک میلیارد و هشتصد میلیون دلار خسارت مستقیم به اقتصاد ایران وارد شده است. این زیان با احتساب زیان غیرمستقیم به بیش از چهار میلیارد دلار میرسد.
از سوی دیگر، گفته میشود حدود ۱۰ میلیون نفر عمدتا از اقشار متوسط و پایین جامعه مستقیما درگیر فعالیتهای وابسته به اینترنت هستند لذا محدودیت دسترسی به اینترنت، شغل و معیشت آنها را در معرض تهدید قرار میدهد.
موسی غنینژاد اقتصاددان نیز در یادداشتی به خسارتهای ناشی از قطع اینترنت اشاره کرده و نوشته «نادیده گرفتن زیانهای اقتصادی ناشی از قطع اینترنت در حالی صورت میگیرد که بیکاری بهدلیل وقوع جنگ چهل روزه و آسیب دیدن برخی واحدهای تولیدی بزرگ و زیرساختها به شدت بالا رفته و در کنار آن افزایش بیسابقه سطح عمومی قیمتها، عامه مردم را در تامین معاش روزانه خود در مضیقه قرار داده است. واضح است که در چنین شرایطی مسدود کردن اینترنت جهانی برای آن ۱۰میلیون ایرانی که موقعیت شغلیشان با این وضعیت متزلزل شده و برای خانوادههای این شاغلان (در مجموع حدود چهلمیلیون نفر یعنی نزدیک به نیمی از کل جمعیت کشور) موجب خشم و عصبانیت خواهد بود. به سخن دیگر، در وضعیتی خطیری که نظام سیاسی حاکم بیشترین نیاز را به پشتیبانی مردم دارد، سیاستی در پیش گرفته میشود که خشم و نارضایتی کثیری از آنها را علیه حکومت برمیانگیزد.»




