مهدی نوذر – خبر کوتاه و هولناک بود: «جوانان اکباتان به اعدام محکوم شدند … »
ترسناکترین چیزِ این روزهای ایران، صدای طناب دار نیست؛ عادی شدنِ آن است.
اینکه هر چند روز یکبار، عکس چند جوان دیگر را میبینیم؛ با همان صورتهای آشنا، همان موهای نامرتب، همان نگاههایی که هنوز در آن زندگی جریان دارد.
بعد زیر عکس مینویسند: «محکوم به اعدام»
انگار در این سرزمین، جوان بودن خودش تبدیل به جرم شده است.
وقتی به چهرههای متهمان پرونده اکباتان نگاه میکنی، آیندهای که هنوز در چشمهایشان زنده مانده، تو را خرد میکند.
این بچهها شبیه هیولاهایی که رسانههای حکومتی میسازند، نیستند.
شبیه پسرهاییاند که باید الان دغدغهی عاشق شدن، کار پیدا کردن، سفر رفتن، ساختن آینده و زندگی کردن داشته باشند.
نسلی که باید کشور را بسازد هر روز بر طناب دار پای تکان است.
جمهوری اسلامی سالهاست برای ادامهی حیات پلید خود، از مرگ تغذیه میکند.
حکومتی که مشروعیتش را از دست داده، تنها چیزی که برایش مانده ترس است؛ و ترس را با زندان میسازند، با گلوله حفظ میکنند، و با طناب دار به نمایش میگذارند.
این حکومت بیش از هر چیز از «جوان» میترسد.
از نسلی که دیگر مثل گذشته سر خم نمیکند.
از نسلی که حقیقت را دیده، دروغها را فهمیده و هنوز با تمام زخمهایش امید را از دست نداده است.
تاریخ ایران پر از حکومتهایی بوده که خیال میکردند با کشتن میتوانند ماندگار شوند.
اما هیچ حکومتی با اعدام جوانانش جاودانه نشده است.
برعکس؛ هر طناب دار، میخی شده بر تابوت همان قدرتی که آن را ساخته.
درد فقط مرگ نیست.
درد این است که مادران این سرزمین، هر شب عکس پسرانشان را بغل میکنند و از صدای زنگ تلفن میترسند.
درد این است که نسل ما به جای برنامهریزی برای آینده، هر صبح بیدار میشود تا ببیند امروز نوبت کدام جوان است که قربانی بقای یک حکومت فرسوده شود.
و تلختر از همه، اینکه اعدام در ایران دیگر «خبر» نیست؛ بخشی از زندگی روزمره ما شده است.
آنقدر تکرار شده که حکومت فکر میکند مردم به آن عادت کردهاند.
اما حقیقت این است:
هر جوانی که اعدام میشود، تکهای از امید و آینده این کشور را با خود میبرد.
ایران را دشمن خارجی اینگونه ویران نکرد؛ این طنابهایی ویرانش کردند که سالهاست دور گلوی جوانانش انداخته میشود.
و روزی خواهد رسید که تاریخ، نه نام قاضیها را به یاد میآورد، نه بازجوها را، نه آنهایی که حکم مرگ صادر کردند.
تاریخ فقط از نسلی خواهد نوشت که با تمام ترس، تحقیر، زندان و اعدام، باز هم آرزوی زندگی داشت.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




