تاریخچه تلویزیون در ایران در آخرین گردهمایی کانون فرهنگی پارس

چهارشنبه ۷ آبان ۱۴۰۴ برابر با ۲۹ اکتبر ۲۰۲۵


در آخرین شنبه ماه اکتبر گردهمایی فرهنگی کانون فرهنگی پارس طبق روال هر ماه برگزار شد. در این گردهمایی پژمان اکبرزاده درباره تاریخچه تلویزیون در ایران سخنرانی کرد.

محمدرضاشاه پهلوی را در روز افتتاح تلویزیون ایران

احمد وحدت‌خواه، عضو هیئت اجرانی کانون فرهنگی پارس نشست را آغاز کرد و گفت که وظیفه کانون حمایت از نویسندگان، هنرمندان و فرهنگ‌ورزان ایرانی چه در دوران ۳۸ ساله شادروان دکتر رضا قاسمی و چه در دوره جدید فعالیت آن، بعد از درگذشت آن زنده یاد است. او ادامه داد که کانون فرهنگی پارس همچنان که نویسندگان و هنرمندان ایرانی را برای ایراد سخنرانی به جلسات کانون دعوت می‌کند، یاد و خاطره همراهان درگذشته را نیز زنده نگه می‌دارد.

در همین ماه اکتبر دو نفر از بزرگان هنر و فرهنگ ایران درگذشتند. ناصر تقوایی نویسنده و کارگردان سینمایی و تلویزیونی  مشهور که با فیلم زیبای «آرامش در حضور دیگران»، که یکی از آثار شاخص موج نوی سینمای ایران است، پا به عرصه فیلمسازی داستانی نهاد. او بعدها سریال تلویزیونی محبوب «دایی جان ناپلئون» را بر اساس اثر معروف زنده‌یاد ایرج پزشکزاد برای تلویزیون ساخت. یکی از هنرمندان داخل کشور در مورد ناصر تقوایی گفته ‌است که اگر دست و پای او را با سانسور نمی‌بستند او اکنون یکی از بزرگان سینمای جهان بود.

چند روز پیش هم دکتر هوشنگ نهاوندی، که عمری را در راه اعتلای آموزش و فرهنگ ایران در سمت‌های مدیریت دانشگاه پهلوی شیراز و سپس مدیریت دانشگاه تهران سپری کرده بود، درگذشت. علاوه بر مدیریت دانشگاه‌ها، وی در دوره‌های مختلف در مقام وزیر علوم خدمت کرده بود. از دکتر نهاوندی کتاب‌‌های «رضاشاه، فرزند ایران»، «من در خدمت شاه» که در شرح خدمات خاندان پهلوی است بیادگار مانده است.

گردهمایی با شعرخوانی اِما عزیزی و رونمایی از کتاب جدید اشعارش ، «همیشه مهربان»، که به تازگی توسط انتشارات ساتراپ منتشر شده ادامه یافت.

در بخش نخست نشست کانون فرهنگی پارس، پژمان اکبرزاده روزنامه‌نگار و مستندساز در مورد «تاریخچه ورود تلویزیون به ایران و میراث آن با وقوع انقلاب ۵۷» سخنرانی کرد. سپس فیلم مستندی درباره مدیر و موسس تلوزیون ملی ایران، رضا قطبی، پخش شد.

رضا قطبی

پژمان اکبرزاده سازنده مستندهایی در زمینه فرهنگ و تاریخ ایران از جمله «طاق کسری، شگفتی معماری»، «دربند، یادگار ایران»، «پیشینه تلویزیون در ایران» و «تاریخچه رسانه‌های فارسی زبان خارج از ایران» است.

پژمان اکبرزاده گفت «صحبت در مورد پیشینه تلویزیون در ایران کار چندان ساده نیست زیرا تلویزیون بصورت یک شبکه خصوصی فعالیتش را در ایران شروع کرد و نه به صورت یک شبکه دولتی. تلویزیون ملی ایران از سال ۱۳۴۶ به مدیریت رضا قطبی فعالیتش را آغاز کرد.»

تلویزیون ملی ایران فعالیت و پخش برنامه‌هایش را از تپه‌های ونک از سال ۱۳۳۷ شمسی یا ۱۹۵۸ میلادی بکوشش حبیب ثابت شروع کرد. وی یکی از سرشناس‌ترین بازرگانان ایرانی و از جامعه بهایی بود که بجز تلویزیون ایران، کارخانه پپسی‌کولا را برای اولین‌بار در ایران راه‌انداری کرد. جنرال تایر هم به کوشش او در ایران آغاز به فعالیت کرد. حدود ۴۰ شرکت دیگر در زمینه‌های تجاری و بازرگانی متعلق به وی بود. تلویزیون ایران هم از مهر ۱۳۳۷ فعالیتش را در تهران شروع کرد. متأسفانه تصاویر زیادی از این شبکه در آن دوره وجود ندارد زیرا که در آن زمان نوار ضبط مغناطیسی نبود و تمام برنامه‌های آن بصورت زنده پخش می‌شدند و ضبط نمی‌شدند.

عکس معروفی هم وجود دارد که محمدرضاشاه پهلوی را در روز افتتاح تلویزیون ایران نشان می‌دهد.

پژمان اکبرزاده چند عکس  از آرشیو شخصی هرمز ثابت، پسر کوچک حبیب ثابت، از برنامه‌های تلویزیون ایران را به نمایش گذاشت. اگرچه حبیب ثابت موسس و مدیر تلویزیون ایران بود ولی پسر بزرگش، ایرج ثابت، مدیر امور اجرایی شبکه بود. هرمز ثابت عهده‌دار فعالیت‌های تجاری تلویزیون بود که اکنون ساکن نیویورک است و حدود ۹۰ سال سن دارد.

پژمان اکبرزاده توضیح داد که حبیب ثابت چهره‌ای به راستی منحصر بفرد در زمینه تجارت بود. وی یک دفتر نمایندگی برای امور تجاری‌اش در منهتن نیویورک داشت. چند سال بعد از افتتاح تلویزیون ایران هم وی یک دفتر نمایندگی برای تلویزیون در منهتن گشود.. در آن زمان هم بروشوری که داخل ساختمان تلویزیون ایران را نشان می‌داد انگلیسی چاپ کردند.

درباره اینکه چگونه تلویزیون ایران فعالیتش را متوقف و در تلویزیون ملی ایران ادغام شد دو دلیل می‌توان آورد. یکی اینکه آقای حبیت ثابت از چهره‌های برجسته جامعه بهایی بود و به همین خاطر شاه تحت فشار روحانیون بود که این شبکه از دست وی گرفته شود.

در آغاز فعالیت تلویزیون ایران، گیرنده‌های تلویزیونی تنها در خانه‌های خانواده‌های بسیار ثروتمند و مقامات دولتی یافت می‌شدند. ولی بعدها به مرور تعداد گیرنده‌ها زیاد شدند و در مدت کوتاهی ۱۰۰ هزار خانواده در تهران دستگاه تلویزیون داشتند. مشخص بود این دستگاه ارتباطی راهش را پیدا می‌کند و در جامعه تاثیرگذارتر می‌شد. این واقعیت حساسیت روحانیون را بر‌انگیخت.

دلیل دوم را که کسانیکه در تلویزیون کار می‌کردند می‌آورند آن بود که خود شاه هم متوجه قدرت تاثیرگذاری روزافزون این شبکه شده بود و معتقد بود که باید این رسانه تحت کنترل دولت باشد. گرفتن تلویزیون از آقای ثابت هم در واقع بخشی از پروژه‌های ملی‌سازی در آن دوره بود. همچنانکه آقای کامبیز محمودی، نایب رئیس تلویزیون ملی ایران، خاطر نشان می‌کند در محافل رسانه‌ای این تفکر وجود داشت که لزوماً نباید یک شبکه تلویزیونی دولتی فعالیت داشته باشد و تلویزیون ایران تحت مدیریت آقای ثابت می‌تواند همزمان با تلویزیون ملی ایران، بعنوان یک نهاد خصوصی، فعالیت داشته باشد. دریک دوره کوتاه هم در ۱۳۴۶ تلویزیون ایران به فعالیتش در کنار تلویزیون ملی ایران ادامه داد. ولی بزودی  تصمیم گرفته شد که باید فقط تلویزیون ملی ایران فعالیت داشته باشد.

پژمان اکبرزاده افزود در نبود ماتریال از تلویزیون ایران پرداختن به فعالیت این شبکه و اینکه چقدر معیارهای رسانه‌ای در برنامه‌های آن رعایت می‌شد بسیار چالش برانگیز است. ما نمی‌دانیم چه برسر آرشیو بخشی از برنامه‌های متأخر تلویزیون ایران آمد – که آن اواخر ضبط می‌شدند- و آیا اینکه در آرشیو تلویزیون ملی ایران ادغام شدند یا نه.

به گفته پژمان اکبرزاده از سال ۱۳۴۶ که تلویزیون ملی ایران فعالیتش را شروع می‌کند فصلی جدید در فعالیت تلویزیونی و رسانه‌ای در ایران شروع می‌شود. رضا قطبی که بتازگی تحصیلاتش را در زمینه مخابرات در پاریس تمام کرده بود دعوت شد که این پروژه را راه‌اندازی کند. از دستاوردهای مهم در دوره  رضا قطبی علاوه بر مدیرت تلویزیون، راه اندازی شبکه‌ مایکروویو در ایران بود که به یمن آن دسترسی مردم ایران به تلویزیون بسیار گسترده شد. اگر در زمان تلویزیون ایران دسترسی به این رسانه منحصر به یک قشر محدودی بود در زمان آقای قطبی ظرف مدت کوتاهی این دسترسی گسترش چشمگیری یافت. حتی صحبت ازآن بود که در آسیا بعد از ژاپن ایران در جایگاه دوم از نظر گستردگی شبکه تلویزیون قرار دارد.

به مرور در تلویزیون ملی ایران ایجاد آرشیو هم یک  فعالیت جدی‌ شد. خانم ژیلا سازگار کتاب ارزشمندی نوشته که رادیوتلویزیون ملی هم آنرا منتشر کرد که درمورد گسترش شبکه تلویزیون، تاسیس واحدهای مختلف در این سازمان و تولید محتوا در زمان آقای قطبی است.

او افزود در سال ۱۹۷۵ واحد بین‌المللی در رادیو تلویزیون ملی ایران راه‌اندازی شد. تا آن زمان یک شبکه آمریکایی  در ایران فعالیت داشت که ان تعطیل شد و جایش را این واحد گرفت. پرویز قریب افشار هم که در آمریکا در رشته تلویزیون تحصیل کرده بود به مدیریت این واحد منصوب شد. قریب‌افشار به سخنران گفته است که با وجود اینکه بیشتر محصولاتی که برای پخش در واحد بین‌المللی داشتتند امریکایی بودند ولی برای اینکه این تصور پیش نیاید که مبّلغ محصولات امریکایی هستند  و براستی بین‌المللی هستند، برنامه‌هایی  به زبان‌های دیگر مانند فرانسه و ایتالیایی و دیگر زبان‌های اروپایی داشتند. علاوه براین، مستندها و برنامه‌هایی به زبان انگلیسی درباره تاریخ و فرهنگ ایران ساخته و ازشبکه بین المللی پخش می‌شدند. واحدهای دیگر مانند ورزش، کارگران و محیظ زیست از جمله واحدهای دیگر فعال در سازمان بودند.

پژمان اکبرزاده تأکید کرد که یک موضوع تاسف‌بار درباره رضا قطبی وجود دارد که باید مطرح شود. آقای قطبی برای حدود ۱۲ سال مدیر عامل رادیوتلویزیون ملی ایران بود و طی این دوره منشاء خدمات باارزشی به کشور و گسترش وسیع فعالیت فرهنگی بود. ولی متاسفانه دستاوردهای گرانقدر وی تحت تأثیر نسبت دادن نامه معروف «صدای انقلاب شما را شنیدم» شاه فقید به وی، نادیده گرفته می‌شوند. بسیاری فقط می‌خواهند بدانند که آیا او آن نامه را نوشته‌ است یا نه، هر چند که البته این موضوع در جایش باید روزی مورد بررسی قرار گیرد.

او افزود «گفتیم که در رادیو تلویزیون ملی ایران آرشیو خوبی وجود داشت ولی متاسفانه مانند بیشتر آرشیوهای کشورهای خاورمیانه و قفقاز فاقد فهرست‌بندی علمی بود. برخی فکر می‌کنند که نبود فهرست به حفظ ماتریال آرشیو کمک می‌کند درحالیکه نبود فهرست به فروش راحت‌تر و گم شدن ماتریال آرشیوی می‌انجامد. برخی از ماتریال موجود در آرشیو تلویزیون، مانند شوهای رنگارنگ، در بلبشوی انقلاب از کشور  خارج شدند و در نهایت در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ سر از لس‌آنجلس درآوردند، و توسط برخی شرکت‌ها تکثیر و در اختیار مردم قرار گرفتند. امروزه هم هر از چند گاهی به‌ناگهان یک محموله آرشیوی بزرگ سر از شبکه‌های ماهواره‌ای خارج از کشور در می‌آورند و پخش می‌شوند. این عمل خارج از مسیر قانونی است زیرا در ایران این آرشیو در یک سازمان دژمانندی محبوسند و اجازه داده نمی‌شود که مورد استفاده پژوهشگران قرار گیرد.»

پژمان اکبرزاده افزود «با پیوستن رادیو به سازمان تلویزیون در سال ۱۹۷۲، نام آن سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران شد. با وقوع انقلاب هم نام آن بصورت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران درآمد. ولی از نظر ساختاری هیچ تغییر خاصی در سازمان رخ نداد. بیشتر ما هم می‌دانیم که ساختمان رادیو تلویزیون ملی ایران جام جم نام دارد.»

او افزود «آقای قطبی هم یک سال بعد از وقوع انقلاب بصورت مخفی در ایران زندگی کرد و سپس بصورت غیرقانونی از ایران خارج و در فرانسه اقامت گزید. وی تمام این سال‌ها قبل از فوت را، که مدتی در واشینگتن امریکا بود، در خاموشی درباره رادیو تلویزیون ملی ایران گذراند. علیرغم فشار رسانه‌ها وی و همسرشان، شهرزاد افشار که مدیر واحد موسیقی و ارکستر مجلسی رادیو تلویزیون ملی ایران بود، این سکوت را نشکستند و حقایقی را با خود بردند. ولی خوشبختانه تعداد قابل توجهی از همکاران نزدیک آقای قطبی در قید حیات هستند که هم در مورد عملکرد قطبی و هم تاریخچه تلویزیون اطلاعات بسیار مهم تاریخی دارند.»

او افزود که تا به حال خاطرات شماری از این اشخاص را ضبط شده است و این پروژه بصورت پژوهشی در جریان ادامه دارد. در نهایت این پروژه هم بصورت ویدئو و هم کتاب درخواهد آمد. این کار نه فقط برای تقدیر از فعالیت‌های آقای قطبی است بلکه بعنوان یک منبع تحقیقاتی در رابطه با تاریخچه رسانه‌های همگانی در ایران و بطور خاص در مورد تاریخچه رادیو تلویزیون ملی ایران است.

در ادامه برنامه بخش‌هایی از مصاحبه‌های ضبط شده در مورد خاطرات همکاران از شخصیت رضا قطبی، شیوه مدیرت او و تا حدی در مورد تاریخچه تلویزیون ملی ایران برای حضار پخش شد.

این برنامه با برگزاری پرسش و پاسخ با پژمان اکبرزاده ادامه یافت. یکی از پرسش‌ها مربوط به فعالیت تلویزیون ایران در شهر آبادان بود. در ویکی‌پیدیا آمده است که حبیب ثابت ابتدا فرستندهه تلویزیونی ایران را در ۱۳۳۵ در آبادان راه اندازی کرد و سپس در سال ۱۳۳۷ پخش تلویزیونی در تهران را شروع کرد.

در قسمت دوم گردهایی کانون کتاب شعر «همیشه مهربان» اما عزیزی که توسط انتشارات ساتراپ منتشر شده است رونمایی شد. در این قسمت ابتدا احمد وحدت‌خواه چند پرسش از شاعر کرد و سپس اِما عزیزی چند شعر از کتابش را، که به دو زبان فارسی  و انگلیسی است، برای حاضران خواند.

پس از پایان گردهمایی، شاعر کتابش را برای خریداران آن امضا کرد.

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۵ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=389943