بهروز فتحعلی- منطقه خاورمیانه به سوی نظم نوینی در حرکت است. در این مسیر، نقش اسرائیل، دوست تاریخی ایران در مقابله با جمهوری اسلامی میتواند تعیینکننده باشد.

در تاریخ معاصر خاورمیانه، رابطه ایران دوران پهلوی و اسرائیل از معدود نمونههایی بود که از آغاز نه بر اساس تصمیمات کوتاه مدت سیاسی بلکه بر پایه واقعیتهای ژئوپلیتیکی و منافع مشترک دو کشور شکل گرفت. این رابطه نه محصول یک تصادف، بلکه نتیجه موقعیت طبیعی و منطق ژئوپلیتیکی دو کشوری بود که در منطقهای ناپایدار و پرتنش، در میان قدرتهای متخاصم و در معرض تهدیدهای مشترک قرار داشتند.
با آغاز تشکیل دولت اسرائیل و حساسیتهای موجود در ایجاد روابط با آن کشور، در حالیکه ایران از سویی، شوروی را در همسایگی خود داشت و از سوی دیگر, با احزاب بعثی و موج پان عربیسم افسار گسیخته در جهان عرب روبرو بود، شاه با نگاهی واقعگرایانه و آیندهنگر به سیاست خارجی، دوستی و همکاری با اسرائیل را به عنوان بخشی از راهبرد منطقهای خود برای ثبات، توسعه و امنیت کشور در پیش گرفت.
بدین ترتیب و با توجه به جایگاه ممتاز ایران و اسرائیل در معادلات منطقهای همکاری و تعامل هوشمندانهای میان این دو کشور برقرار گردید. همکاریهای گستردهای که در حوزههای اقتصاد، کشاورزی، امنیت و فناوری شکل گرفت، بازتاب درک متقابل ایران و اسرائیل از ضرورتهای تاریخی و منافع مشترکی بود که آن دو را به هم پیوند میداد.
شوربختانه این همکاریها که با تکیه بر دوستی تاریخی و پیشینه غنی تمدنی و فرهنگی دو ملت ایران و یهود پایهریزی شده بود با شورش ویرانگر ۵۷ از هم پاشید و با روی کار آمدن جمهوری شرور اسلامی سیاست دشمنی و ترور علیه اسرائیل جایگزین روابط متوازن دو کشور در دوران پهلوی شد.
اما امروز همانگونه که خورشید برای همیشه در پس ابر نمیماند، این واقعیت نیز آشکار گردیده است که پیوند چند هزار ساله دو ملت ایران و اسرائیل، پیوندی گسست ناپذیر است؛ پیوندی که از فرمان کوروش بزرگ برای بازگشت یهودیان به اورشلیم آغاز شده و تا همزیستی مسالمتآمیز جامعه یهودی در ایران در طول قرون ادامه یافته است. این دوستی دیرینه واقعیتی است که فراتر از سیاست و قدرت، در عمق حافظه تاریخی دو ملت ریشه دوانده است.
نیروهای میهندوست و واقعگرای ایران، اهمیت همکاری با کشوری همچون اسرائیل را که دارای ظرفیت بالای فنی، اقتصادی و فرهنگی میباشد درک میکنند و بر همین اساس برقراری دوباره روابط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی دو کشور را که تنها با از میان برداشتن جمهوری ترور اسلامی ممکن خواهد بود گامی مهم در جهت پیشرفت ایران و بازسازی جایگاه تاریخی آن در جهان میدانند.
مکانیسم ویرانگر جمهوری اسلامی در تقویت نیروهای تروریستی منطقه که از واقعیت وجودی آن برمیخیزد نشان داده است که بود و نبود صلح و ثبات و آرامش در خاورمیانه با بود و نبود این نظام مخوف رابطه مستقیم دارد. هم از این روست که منافع واقعی خاورمیانه با منافع ایران و اسرائیل گره خورده است. منطق تاریخی و جغرافیایی خاورمیانه، دوستی و همکاری و اتحاد راهبردی دو کشور ایران و اسرائیل را میطلبد. تنها از این راه است که میتوان به نابودی جمهوری نکبت اسلامی و احیای عقلانیت، ثبات و توسعه در خاورمیانه رسید. اینجاست که نقش اسرائیل در چگونگی تقابل با این حکومت شرور برجسته میگردد.

