پیش‌نیازهای جامعه‌شناختی برای ایرانِ فردا؛ چرا رژیم دست از کشتار مردم برنمی‌دارد؟

جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ برابر با ۱۶ ژانویه ۲۰۲۶


عرفان نوربخش – تاریخ سیاسی به ما هشدار می‌دهد که آنان که صرفاً در بستر «زبان سرکوب» شکل گرفته‌اند، غالباً در تکلم به «زبان حکمرانی» دچار لکنت می‌شوند. در ایران امروز، ما شاهد تایید فاجعه‌بار هشدار «پائولو فریره» هستیم: انقلابیون سال ۱۳۵۷ که جز «استبدادِ گذشته» چیزی را تجربه نکرده بودند، به سادگی همان «ساختارهای خشونتی» را بازسازی کردند که زمانی علیه آن می‌جنگیدند. در حالی که کشور در اوایل سال ۲۰۲۶ (۱۴۰۴ خورشیدی) در یک چهارراه خونین ایستاده است، پرسش بنیادین دیگر تنها این نیست که رژیم فعلی چگونه پایان می‌یابد، بلکه این است که کدام طبقه اجتماعی دارای شخصیت جامعه‌شناختی و اقتصادی لازم برای هدایت ایرانِ فردا است.

هزینه بقا: میراثی از خشونت سیستماتیک

محاسبه تعداد دقیق ایرانیانی که از زمان انقلاب ۱۳۵۷ در پی خشونت‌های دولتی جان باخته‌اند، به دلیل پنهان‌کاری سیستماتیک رژیم و سرکوب داده‌ها، امری دشوار است. با این حال، مستندات نهادهای حقوق بشری و تاریخ‌نگاران، موج‌های متعددی از کشتار را ترسیم می‌کند که «نشانِ خون» بر پیشانی این دوران است.

جدول تخمینی تلفات در درگیری‌ها و اعتراضات کلیدی:

دوره / رویداد بازه زمانی تخمین تلفات بافتار سیاسی
تصفیه‌های پس از انقلاب ۱۳۵۸ – ۱۳۶۱ ۸,۰۰۰ – ۱۲,۰۰۰+ اعدام مقامات سابق، مخالفان کُرد و دگراندیشان.
کشتار دسته‌جمعی ۱۳۶۷ تابستان ۱۳۶۷ ۵,۰۰۰ – ۳۰,۰۰۰ پاکسازی سیستماتیک زندانیان سیاسی در سراسر کشور.
جنبش سبز ۱۳۸۸ ۷۲ – ۱۵۰+ سرکوب اعتراضات طبقه متوسط شهری به نتایج انتخابات.
آبان خونین ۱۳۹۸ ۳۰۰ – ۱,۵۰۰+ مرگبارترین موج سرکوب در پی افزایش قیمت بنزین.
زن، زندگی، آزادی ۱۴۰۱ – ۱۴۰۲ ۵۰۰ – ۶۰۰+ واکنش به قتل مهسا (ژینا) امینی.
خیزش ۲۰۲۶ (۱۴۰۴) ۲۰۲۵ – ۲۰۲۶ ۱۰,۰۰۰+ (تخمینی) گزارش‌های تأیید نشده از «حمام خون پایانی».

اگر گزارش‌های اخیر مبنی بر کشته شدن بیش از ۱۰ هزار نفر در یک هفته تأیید شود، این امر نشان‌دهنده پایان قطعی مشروعیت اخلاقی رژیم است. برای تضمین اینکه چنین فجایعی هرگز تکرار نشود، ایران باید از طبقه‌ای حاکم که قتل را ابزاری مشروع برای بقای قدرت می‌بیند، عبور کند. این عبور مستلزم درک «شکاف شهری-روستایی» است که قرن گذشته را تعریف کرده است.

گسست جامعه‌شناختی: تکنوکرات‌های شهری در برابر پادگان‌نشینان روستایی

یکی از دلایل اصلی اصطکاک فرهنگی و سیاسی در ایران مدرن، تفاوت ساختاری میان نخبگان دوران پهلوی و دولتمردان جمهوری اسلامی است. انقلاب ۱۳۵۷ را می‌توان از دیدگاهی، «تسخیر فضای شهری توسط نیروهای حاشیه‌ای و روستایی» دانست.

۱. نخبگان پهلوی: تکنوکرات‌های شهری

دوران پهلوی با تمرکز بر مدرنیزاسیون، طبقه خاصی از نخبگان را پرورش داد. این افراد غالباً از خانواده‌های ریشه‌دار شهری در کلان‌شهرهایی چون تهران، تبریز و شیراز بودند. آنان عمدتاً در غرب تحصیل کرده و به زبان‌های بین‌المللی مسلط بودند و با «فرهنگ عالی جهانی»  بیش از سنت‌های روستایی ایران قرابت داشتند. چهره‌هایی چون امیرعباس هویدا، نماینده تکنوکراسی‌ای بودند که اگرچه اقتدارگرا بود، اما بر اساس منطق ملی‌گرایی سکولار و ادغام در نظام بین‌الملل عمل می‌کرد.

۲. جمهوری اسلامی: خیزش روستایی-سنتی

همان‌طور که یرواند آبراهامیان اشاره می‌کند، سال ۵۷ شاهد شورش طبقه متوسط سنتی و تهیدستان شهری بود که بسیاری از آنان مهاجران نسل اول از روستاها بودند. بین سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷، میلیون‌ها نفر به دلیل اصلاحات ارضی به شهرها کوچ کردند اما از مدرنیته سکولار احساس بیگانگی داشتند. آنان هویت خود را در مسجد و تکیه بازیافتند. رهبران اولیه جمهوری اسلامی و فرماندهان سپاه پاسداران از شهرهای کوچک و روستاها برخاسته بودند. تحصیلات آنان عمدتاً حوزوی یا در رشته‌های فنی دانشگاه‌های داخلی بود و ایدئولوژی آن‌ها بر «امت‌گرایی»، ضدیت با امپریالیسم و تمرکز بر «مستضعفین» استوار بود.

۳. نبرد «دو ایران»

برای بیش از چهار دهه، این «دولت پادگانی» بر مراکز متروپل ایران با منطقی روستایی-سنتی حکمرانی کرده است. سلسله‌مراتب فعلی سپاه پاسداران، نتیجه نهایی این خیزش است. آن‌ها که خود را از سیستم نخبگانیِ شهری شاه مطرود می‌دیدند، «دولت موازی» خود را بنا کردند. اعتصابات امروز بازار و طبقه متوسط، در واقع بازپس‌گیری قدرت توسط لایه‌های شهری از طبقه‌ای است که ریشه در پایگاه سنتی-روستایی داشت. خیزش ۲۰۲۶ در حقیقت تلاش «شهر» برای شکستن حصار «پادگانی» است که در سال ۵۷ بر آن تحمیل شد.

تز سریع‌القلم: چرا طبقه متوسط باید حکمرانی کند؟

محمود سریع‌القلم، نظریه‌پرداز پیشرو در حوزه توسعه، استدلال می‌کند که یک طبقه متوسط شکوفا و مستقل، پیش-نیاز ضروری برای حکمرانی پایدار و دموکراسی است. تز اصلی او بر این پایه استوار است که توسعه سیاسی بدون مرحله قبلی توسعه اقتصادی به رهبری طبقه متوسط امکان‌پذیر نیست.

طبقه عقلانی: سریع‌القلم معتقد است طبقه متوسط تنها بخشی از جامعه است که نفع ذاتی در عقلانیت، حاکمیت قانون و شایسته‌سالاری دارد. برخلاف توده‌های بسیار فقیر (که بازیچه پوپولیسم می‌شوند) یا فرادستان رانتی وابسته به دولت، طبقه متوسط برای بقای خود به ثبات و قانون نیاز دارد.

استقلال اقتصادی از دولت: در یک «دولت پادگانی» یا نفتی، طبقه متوسط غالباً حقوق‌بگیر دولت می‌شود. سریع‌القلم استدلال می‌کند تنها زمانی که شهروندان بتوانند بدون اجازه دولت ثروت تولید کنند، شجاعت مطالبه دولتی قانون‌مدار را خواهند داشت.

ادغام جهانی: طبقه متوسط شهری طبیعتاً برای تجارت و تکنولوژی به جهان می‌نگرد. نخبگان حاکمی که فاقد این ارزش‌ها باشند، ناگزیر کشور را منزوی می‌کنند؛ همان امری که به «فارسی فاجعه‌بار مداخله» در بحران‌های منطقه‌ای و جهانی (نظیر جنگ اوکراین) منجر شده است.

ثبات یک ملت به استقلال طبقه متوسط آن گره خورده است. فاجعه مداخله جمهوری اسلامی در اوکراین — که ریشه در بقای ایدئولوژیک رژیم دارد — مرحله نهایی جنگ ۴۷ ساله علیه این طبقه است. رژیم با اولویت دادن به توسعه‌طلبی ایدئولوژیک بر عقلانیت اقتصادی، تنها بخشی از جامعه را که قادر به حکمرانی پایدار بود، ورشکسته کرد. سقوط ریال به مرز ۱.۴۶ میلیون، پایان ریاضیِ آزمایشِ «ضد طبقه متوسط» است.

نتیجه‌گیری: به سوی حکمرانی عقلانی

کسانی که از بافتار روستایی برخاسته و هویت خود را تنها در تقابل «ظالم و مظلوم» تعریف کرده‌اند، ثابت کرده‌اند که برای بقا در قدرت دست به هر کاری می‌زنند. حمام خون ۴۵ سال گذشته گواهی بر این مدعاست.

ایرانِ فردا نمی‌تواند توسط کسانی اداره شود که تنها زبان پادگان را می‌فهمند. این کشور باید توسط طبقه‌ای هدایت شود که به «زبان شهر» سخن می‌گوید؛ طبقه‌ای که ادغام بین‌المللی، عقلانیت اقتصادی و شایسته‌سالاری را درک می‌کند. تنها با توانمندسازی یک شهروندِ مستقل از نظر اقتصادی و کلان‌نگر از نظر سیاسی است که ایران می‌تواند زنجیره استبداد را شکسته و تضمین کند که «نشانِ خون» هرگز دوباره بر دامان این سرزمین ننشیند.

 


منابع و مراجع
۱. آبراهامیان، یرواند (۱۳۸۹). ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی. نشر نی. (تحلیل ساختار طبقاتی و مهاجرت‌های پیش از انقلاب).
۲. سریع‌القلم، محمود (۱۳۹۰). عقلانیت و آینده توسعه‌یافتگی ایران. مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه.
۳. بنیاد عبدالرحمن برومند. پایگاه داده‌های «امید»؛ مستندات اعدام‌ها و کشتارها پس از انقلاب ۱۳۵۷.
۴. سازمان عفو بین‌الملل (۲۰۲۰). گزارش ویژه: جزییات مرگ ۳۰۴ نفر در سرکوب اعتراضات آبان ۹۸.
۵. حقوق بشر ایران (IHRNGO). گزارش‌های دوره‌ای از تلفات خیزش‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴.
۶. فریره، پائولو (۱۳۵۸). آموزش ستمدیدگان. ترجمه احمد بیرشک. (منبع تئوریک پیرامون بازتولید ساختار ظلم توسط ستمدیدگان سابق).

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۱ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=394774