ویژگی‌های اخلاقی رهبری ملی؛ آیا شاهزاده پهلوی از چنین ویژگی‌هایی برخوردار است؟(بخش اول: نیت خوب)

سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۷ فوریه ۲۰۲۶


دکتر محمود مسا‌ئلی

طرح موضوع

سخنرانی تأثیرگذار شاهزاده پهلوی و نیز مصاحبه‌های ایشان در جریان اجلاس امنیتی مونیخ، در کنار تظاهرات منظم و باشکوه ایرانیان در نقاط مختلف جهان، بار دیگر جایگاه برجسته و نقش‌آفرین ایشان را در صحنه سیاسی امروز ایران نشان داد. این رویدادها در شرایطی رخ داد که هم‌میهنان ما در داخل کشور با شدیدترین اشکال سرکوب مواجه‌اند؛ ازاین‌رو، ضرورت انسجام، هماهنگی و همبستگی در حرکت ملی مردم ایران بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود، بویژه هنگامی که این حرکت بتواند از هدایت چهره‌ای شناخته‌شده و توانمند بهره‌مند باشد.

در عین حال، همان‌گونه که در برخی مصاحبه‌ها و واکنش‌ها دیده شد (کریستین امانپور و کسری ناجی، و یا صدای آمریکا)، همچنان دیدگاه‌ها و مواضع متفاوتی درباره مسیر آینده وجود دارد که با صداقت و میهن دوستی همراه نیست، بلکه آشکارا شیطنت‌ها و کارشکنی‌هایی را در مسیر قیام ملی مردم نشان می‌دهد . نگاهی به فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که جدال روایت‌ها و رقابت سیاسی و تحریف‌ها همچنان ادامه دارد و نیروهای گوناگون بیهوده می‌کوشند بر افکار عمومی تأثیر بگذارند.

در چنین فضایی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، حفظ هوشیاری، تقویت همبستگی ملی و تمرکز بر هدف مشترک یعنی دستیابی به آزادی، عدالت و آینده‌ای بهتر برای ایران است. برای این منظور، پیش‌تر، در سلسله نوشتارهایی که در «کیهان لندن» منتشر شدند، ویژگی‌های رهبری ملی رهایی‌بخش را با تکیه بر شخصیت سیاسی شاهزاده پهلوی، از منظر حقوق بین‌الملل و تئوری روابط بین‌الملل، ترسیم کردم. در همه این نوشتارها یک نکته مرکزی برجسته بود: «در شرایط کنونی هیچ فرد دیگری بجز ایشان شایستگی هدایت دوران گذار برای تحقق ایرانی آزاد و دمکراتیک را ندارد».

ایشان با برخورداری از ویژگی‌های شخصیتی فردی مانند فروتنی، صداقت در عمل و رفتار، و نجابتی که از آن برخوردار است، به همراه تسلط بر امور دیپلماتیک، آشنایی با سیاست بین‌الملل، مهارت‌های زبانی تحسین‌برانگیز و تلاش‌های مستمر برای گردهم‌آوردن نیروهای مختلف در مسیر نجات ایران، ثابت کرده است که شایسته‌ترین فرد برای هدایت قیام ملی مردم ایران است.

بنابراین، واقعیتی تاریخی و حساس نباید از نظر دور بماند: گروه‌ها و سازمان‌های سیاسی، اگر صداقت دارند و نگران میهن دلبند دربند هستند، صرف‌نظر از مواضع سیاسی خود، ناگزیرند برای تحقق آزادی ایران و حفظ منافع ملی، رهبری ایشان را بپذیرند. تنها با این پذیرش است که جامعه جهانی نیز می‌تواند مسیر شناسایی سیاسی ایشان را در راستای تحقق خواست‌ها و نیازهای مردم ایران بپیماید. در نظر هم داشته باشیم که ایشان خودشان با صراحت تاکید کرده‌اند که هدفشان نجات ایران است و برای تعیین نظام سیاسی فردای میهن، از طریق صندوق رأی، مردم خود تصمیم خواهند گرفت.

این نوشتار، نخستین بخش از سلسله مقالاتی است که ویژگی‌های رهبری ملی را از زاویه دید اخلاقی امانوئل کانت مورد بررسی کوتاهی قرار می‌دهد. این مقالات به‌غایت پیچیده، اما امیدوارم ارزشمند، در فضای سرگردانی که گاهی با ناامیدی همراه شده است، بتواند توضیحات روشنی پیرامون ضرورت پذیرش رهبری ایشان برای هدایت قیام ملی مردم فراهم آورد. به‌قول قدیمی‌ها، اگر عمری باقی باشد، این مجموعه مقالات که از این پس به تحریر درمی‌آیند، در کتابی با عنوان «ویژگی‌های اخلاقی رهبری ملی» تدوین خواهند شد.

ویژگی‌های رهبری ملی در چارچوب فلسفه سیاسی کانت

در چارچوب فلسفه اخلاق سیاسی، «رهبری رهایی‌بخش ملی» در مقابله با رژیم‌های سرکوبگر صرفا به شکل یک کنشگر سیاسی یا نظامی نیست، بلکه تجسمی از اراده اخلاقی، عقلانیت سیاسی و مسئولیت تاریخی است که برای نجات مردمان کشور خود برعهده گرفته می‌شود. این نوع رهبری در فلسفه اخلاق سیاسی امانوئل کانت، به‌عنوان پاسخی به وضعیت‌هایی فهمیده می‌شود که در آن قدرت سیاسی موجود از هدف مشروع خود، یعنی نمایندگی مردم، منحرف شده  و راه استبداد سیاسی و تمامیت خواهی در پیش گرفته است. حال رهبری رهایی‌بخش ملی باید ویژگی‌هایی از خود نشان دهد تا بتواند رهبری قیام ملی مردم ستم‌دیده بر علیه خودکامگان را برعهده گیرد.

این سلسله نوشتارها به زبانی ساده، می‌کوشد خوانندگان را با این پرسش مواجه سازد که چه کسی شایسته برعهده‌گرفتن رهبری قیام ملی مردم ایران است؛ و درنهایت، قضاوت  برعهده وجدان‌های بیدار و جان‌های بیقرار میهن خواهد بود. علت انتخاب کانت نیز این است که او اخلاق انسانی را در مرکزیت فلسفه سیاسی قرار داده است بگونه‌ای که امروز حقوق بشر بین‌المللی براساس آن پایه‌گذاری شده است. علاوه براین، این نویسنده که عموما به‌عنوان متخصص حقوق بین‌الملل شناخته شده است، سابقه نزدیک به دو دهه تدریس فلسفه اخلاقی کانت را نیز در کارنامه خود مستتر دارد. برای این نوشتارها، سه کتاب منبع اصلی الهام هستند:

-امانوئل کانت، بنیادهای مابعدالطبیعه اخلاق
-امانوئل کانت، صلح پایدار
-محمود مسائلی، اصل انسانیت: آرزویی دیرپا برای رهایی در گفتمان حقوق بشر

نیت خوب اولین ویژگی رهبری رهایی‌بخش ملی

هیچ چیز در این جهان، و حتی بیرون از آن، نمی‌تواند در اندیشه ناب خوب شمرده شود، مگر نیت خوب که با هوشمندی، تمییز امور صحیح از نادرست، ذوق، و توانایی ذهنی برای تصمیم‌گیری به‌موقع همراه است. ویژگی‌های دیگری مانند رشادت و دلیری، همت، و پشتکار، اوصافی خوب هستند که بر نیت خوب استوارند.[i] این فقط نیت خوب، یعنی برانگیخته شدن از جانب وظیفه‌ای ناب برای انسانیت است که می‌تواند مسیر اندیشه انسانی را تعیین کرده و او را در مدار رهایی‌بخشی دیگران قرار دهد. بنابراین، برای تشخیص این امر که شایستگی رهبری ملی چگونه تعریف می‌شود، باید به اراده‌ای که از نیت خوب سرچشمه گرفته است، توجه کرد.

اما نیت خوب را چگونه می‌توان از مقاصد و اهداف منفعت‌طلبانه تمییز داد؟ نیات خوب آنهایی هستند که گوش به فرمان مطلق اخلاق هستند، بنابراین نمی‌توانند به امیال و گرایشات طبیعی خاصی محدود شوند. اینگونه گرایشات با محاسبه سود و زیان‌ها همراه هستند. یعنی اینکه نه از جانب وظیفه‌ای ناب برای انسانیت، بلکه از انگیزش‌هایی سرچشمه می‌گیرند که در آنها هزم‌اندیشی و اصالت سود برجسته است. نیت خوب، یعنی برآمده از جانب وظیفه‌ای ناب  و مطلق برای انسانیت، باعث می‌شود تا فرد منافع خود را به هرشکلی که باشد در محاق بی‌طرفی قرار داده و فقط و فقط از جانب فرمان مطلق عقل ناب عملی، یعنی برای نجات جان انسان‌ها، برانگیخته شود.

به‌عنوان مثال، فردی که به کمک محرومان می‌شتابد، و می‌خواهد در حداقل شرایط ممکن همدم و دلسوز آنان باشد، هنگامی واجد ویژگی اخلاقی بی‌قید و شرط خواهد بود که فقط و فقط نیت خود را بر اساس قانون جهان‌شمول رفتار با دیگران به عنوان انسان تعریف کند. برای روشن شدن موضوع، افرادی را در نظر بگیرید که کار خیر انجام می‌دهند اما می‌خواهند نام خود را بر آن بگذارند. پرسش این است: آیا این‌گونه نیات به‌درستی برآمده از وظیفه‌ای ناب برای انسانیت است، یا برای برجسته ساختن نام خود؟ در این جاست که اهمیت و نقش فرمان مطلق اخلاق بر نیتی که برانگیخته می‌شود هرچه بیشتر و بهتر روشن خواهد شدنیت خوب آنی است که به‌طور کامل منافع شخصی یا میل به صاحب‌نام شدن و دیگر محاسبات را کنار می‌گذارد و فقط از جانب یک وظیفه، آن هم نجات انسان‌ها، برانگیخته می‌شود. حتی آنهایی هم که در پاسخ به تکلیفی مذهبی نیت خیر را در مسیر اقدامات خود قرار می‌دهند تا در جهانی دیگر پاداش دریافت کنند، هنوز بسیار از فرمان مطلق اخلاق دور هستند، زیرا اینان محاسبات فردگرایانه را به عنوان انگیزش رفتار خود انتخاب کرده‌اند. در اینجاست که ضرب‌المثل معروف «تو نیکی می‌کن و در دجله‌انداز…» اعتبار خود را از دست می‌دهد.

بنابراین، هرگاه بخواهیم دریابیم که بر اساس چه اصلی عمل خیر توجیه می‌شود، و از چه نظر باید آن عمل از نظر اخلاقی خوب به حساب آید، باید به ماهیت خیر و خوب بودن، و کنار گذاشتن هر نوع محاسبه شخصی دقت نمود. شایسته است به ماهیت خیر و خوب بودن آن اقدامات توجه کنیم تا دریابیم تا چه اندازه آن نیت و اقدام برآمده از آن، فقط به‌عنوان وظیفه‌ای ناب برانگیخته شده است. بنابراین دقت در این موضوع که تا چه اندازه آن فرد برای نجات دیگران، و آن هم از ناحیه وظیفه‌ای مطلق و ناب برای انسانیت، برانگیخته شده است، معیار قضاوت برای درک ویژگی‌های شخصیتی رهایی بخش است. این چیزی است که کانت می‌کوشد آن را توضیح دهد. منظور این است که ویژگی‌هایی وجود دارند که خوب هستند، اما از نیت ناب برای انسانیت، و نجات مردم برانگیخته نمی‌شوند. اینگونه گرایشات و ویژگی‌ها را احترام می‌گذاریم، اما آنها را دارای ارزش اخلاقی مطلق نمی‌دانیم.[ii]

در این فلسفه اخلاقی علت تقدم نیت خوب بر دیگر خوبی‌ها این است که در کنترل اراده آزاد انسان است. منظور این است که فرد خود تصمیم می‌گیرد که آیا باید مطلقا به دلیل وظیفه ناب برای انسانیت عمل کند و یا اینکه لایحه‌هایی از محاسبات فردی را در نظر گیرد. آنچه که خوب بودن نیّت خوب را تعیین می­کند ماهیت بدون شرط و مطلق آن است. یک مثال می‌تواند این موضوع را بهتر روشن سازد. ویژگی خونسرد‌ بودن یکی از لوازم رفتار خوب است. در حالی‌که پرخاشگری نمی­تواند به صفات نیک انسان کمک کند. اما اگر همان خونسردی با نیت خوب همراه نباشد، ممکن است که فرد را به چنان تباهی بکشاند که چهره او را از یک تبهکار خشمگین، کریه‌تر و جنایت‌کار‌تر سازد. همین مضمون را در جریان مصاحبه شاهزاده پهلوی در روز ۱۳ فوریه می‌توان توضیح داد. ایشان در قبال خباثت نیت نهفته در پرسش‌های خانم امانپور و آقای کسری ناجی، با خونسردی کامل، اما همراه با فروتنی و پاکی، نشان دادند که از جانب نیت مطلقا خوب برای نجات میهن و دفاع از حقانیت هموطنان خود برانگیخته شده‌اند.

حال، حتی درنظر بگیرید که فردی با نیت مطلقا خوب، به دلیل گمراهی‌های گسترده در باورهای افرادی که در اثر سطحی‌نگری‌ها در فضای رسانه‌ای ایجاد شده است، و یا دروغ‌ها، تهمت‌ها، و کارشنکی‌های دیگران، نتواند به اهداف خوب در فاصله زمانی نزدیکی دست یابد. اما این نیت مطلقا خوب در ذات انسانی او باقی می‌ماند. درواقع، حتی اگر، نیت خوب برای رهایی انسان‌ها در کوتاه مدت نتواند نتیجه‌بخش باشد، آن فرد همواره شخصیتی را در هستی انسانی خویش شکوفا می‌سازد که در آن، خوب بودن نیت و انگیزش برای اقدام از جانب وظیفه ناب برای انسانیت همچنان آشکار خواهد بود. «مانند گوهری، مانند چیزی که فضیلت‌ آن یکسره در ذاتش نهفته است، به فروغ خود خواهد درخشید». (۳۹۴) بنابراین، «سودمندی و باروری آن نه چیزی براین فضیلت می‌افزاید و نه از آن می‌کاهد». (همان) به‌همین سان، امر خوشبختی و سعادت آدمیان نیز به همان نیت خوب و اراده آزاد برای انجام کاری وابسته می‌باشد و همه قضاوت‌ها نیز براساس این نیت خیر می‌توانند با حقیقت همراه شوند.

بی قید و شرط بودن نیت خوب و اراده برآمده از وظیفه ناب برای انسانیت تا آنجا مهم است که حتی اگر فردی همواره براساس اصل وظیفه نیز رفتار کند، اقدام او ضرورتا نمی­تواند ماهیت اخلاقی بدون قید و شرط داشته باشد، مگر اینکه از جانب نیت خوب در درون اراده آزاد او سرچشمه گرفته باشد. به همین دلیل، و به عنوان مثال، وقتی که فردی مبارزه‌ای را برای نجات میهن آغاز می‌کند، یعنی کاری به لحاظ اخلاقی و با معیارهای خوب بودن انجام می­دهد، ضرورتا عملش ارزش خوب بدون شرط ندارد، مگر اینکه از ناحیه وظیفه ناب اخلاقی انجام شود، و نه از منظرمطابقت با آنچه خوش‌آیند دیگران است، و آن فرد را  به اصطلاح میهن‌دوست نشان می‌دهد. تفاوت این دو امر متفاوت اخلاقی در این حقیقت قرار دارد که مطابقت با آنچه در منظر دیگران خوش‌آیند است به معنی انفعال فرد است. در حالیکه انجام رفتار از جانب نیت خوب نشانه اراده آزاد انسان برای حفاظت از قانون مطلق اخلاقی می‌باشد. درحقیقت، حتی اگر عقل سلیم[iii]   عامه نیز موافقت رفتار خوب براساس قضاوت‌های دیگران را تصدیق کند، بازهم باید نسبت به آن بدگمان باقی ماند تا مبادا چنین عملی منافع فردی را در درون خود همراه داشته باشد. در واقع امر، آنجایی که عقلانیت حزم‌اندیش، با پختگی بلوغ خود، زمینه‌های برخورداری از لذات زندگی را فراهم می‌آورد، در نهایت احساس خوشبختی به معنی راستین کلمه همچنان با ناکامی همراه می‌شود.

این توضیحات بی‌ترید از فرد می­خواهد تا همواره قوای عقلایی خویش را که تعیین کننده اراده اوست بطور آزادانه در جهت برانگیخته شدن اثر قانون مطلق اخلاق هدایت نماید. به‌عبارتی دیگر، ارزش اخلاقی اقدامات فرد نمی­تواند وابسته به ویژگی‌هایی باشد که در طبیعت او قرار داشته و او را به تأملی درخصوص محاسبه منافع بر‌می‌انگیزد. بلکه باید ارزش اخلاقی را با انگیزه آزاد و اراده مصمم فرد برای نیک خواهی و مهرورزی[۱] سنجیده و ارزش گذاری کرد. علت این استدلال این است که «هدف راستین عقل می‌بایست پدیدآوردن خواستی باشد که نه به عنوان ابزاری برای رسیدن به غایتی دیگر، بلکه در ذات خود عمل خوب باشد؛ یعنی خواستی که عقل برایش ضرورت مطلق دارد». (۳۹۶) تنها این نوع اقدام و رفتار خوب است که شرط تصور هرنوع خوبی و خیر دیگر و ضامن سعادت راستین  حقیقی آدمیان می‌باشد.از این روی، هرگاه بتوانیم درک کنیم چه چیزی باعث می‌شود که اعمال و اقدامات ما از نظر اخلاقی خوب باشند، در آن صورت می‌توانیم تعیین کنیم که کدام اعمال از نظر اخلاقی خوب هستند، و بنابراین تعیین کنیم که فرمان اخلاق برای برانگیخته‌شدن از جانب وظیفه ناب برای انسانیت، چه چیزی را به ما می‌گوید. این همان چیزی است که کانت آنرا «اراده خوب می‌نامد »و توسط آن می‌شود فهمید که شخص در کار خیر خود براساس چه اصل اخلاقی عمل می‌کند. نگرانی کانت این است که مبادا در غیبت وظیفه اخلاقی برآمده از فرمان مطلق عقل عملی، هرنوع اقدامی زیر عنوان خیرخواهی توجیه شده و مرزهای میان درستی عمل و محاسبات فردگرایانه را مخدوش سازد.

خلاف حکمت طبیعت نیست اگر پرورش عقل که لازمه رسیدن به مقصود اولی و نامشروع است از بسیاری لحاظ، دستکم در زندگی این جهانی، مانع رسیدن به مقصود ثانوی (یعنی سعادت) که همیشه مشروط است بشود، و تا آن را از میان ببرد، بی‌آنکه طبیعت بدینسان از مقصود خود بازماند. زیرا عقل، برقراری خواست نیکو را برترین غایت عملی خویش می‌شمارد و چون بر این مقصود دست یابد، فقط به خرسندی خاص خود تواناست، و آن (خرسندی) ناشی از وصول عقل به غایت خویش است، و آن غایت نیز فقط  به حکم عقل معین می‌شود، گو اینکه این امر با ناکامی‌های بسیار در وصول به غایات میل همراه باشد. (٣٩۶)

در اینگونه استدلال‌ها هدف این است که آگاهی عقلایی را بازسازی کرده و آنرا در جهت اخلاقی وظیفه‌گرا هدایت نماید؛ اخلاقی که هرگونه حساب و کتاب و منافع فردی را از مدار نیت و عملکرد انسان خارج می سازد. در همین ارتباط است که در‌می­یابیم عمل اخلاقی صحیح از هرگونه مشروط بودن مبرّا است. منظور اینکه عمل اخلاقی صحیح آنی است که فقط و فقط از فرمان انجام وظیفه از ناحیه انسانیت نشأت گرفته و فرد را از جانب نیت خوب بر‌می‌انگیزد. بنابراین، این ضرورت برای هر فرد انسانی ایجاب می‌شود که مفهوم اراده‌ای را برای خود توضیح دهد که به خودی‌خود ارزشمند و قابل احترام است، طبیعتا بر هر هدف دیگری حتی اگر خوب باشد، پیشی می‌گیرد». (٣٩٧)

کانت فرض می­کند که همه انسان‌ها قادربه تمیز میان اقداماتی که به لحاظ اخلاقی قابل تصدیق و یا قابل نکوهش هستند، می‌باشند. ولی ممکن است که این تم یزدادن نتواند اراده آزاد انسان را منعکس ساخته و یا ممکن است ارزش اخلاقی عمل را به لایه­هایی از خودپرستی و نفع‌طلبی تقلیل دهد. این نگرانی ناشی از شرایط عقل‌گرایی روشنگری بود که نمی­توانست رابطه میان عقل‌گرایی و تعهد اخلاقی مطلق را توضیح دهد.

در اینجا این پرسش مطرح می‌شود که اساسا چرا اینگونه استدلال در شرایط امروزین میهن دلبندمان باید مورد توجه قرار گیرد؟ پاسخ این است که علاوه براینکه این وجه تمایز ارزش عمل اخلاقی صحیح از اعمال نیک آگاهانه برای رفع منافع فردی جدا می­سازد، درعین حال نشان می­دهد که رفتار و کردارها تا زمانی ارزش مطلق اخلاقی و انسانی دارند که از ناحیه اراده آزاد انسان برای حفاظت از قانون مطلق وظیفه برای نجات انسان‌ها سرچشمه گیرند. به همین دلیل است که اراده و نیّت خوب تنها چیزی است که شایسته احترام کامل اخلاقی است. در حقیقت، نیت خوب به دلیل تکیه بر اراده آزاد برای حفاظت و پیشبرد فرمان مطلق اخلاق با خود شخصیت فرد را نیز بازسازی کرده، و به آزادی خواهی متعهد می‌نماید.

جدید بودن این اندیشه چیست؟ کانت می­خواهد توضیح دهد که نیت خوب برآمده از اراده آزاد انسانی تنها چیزی است که اخلاقا شایسته احترام و ارج نهادن است. بنابراین، مصلحت‌طلبی‌های حزم‌اندیشانه برای گریز قضاوت‌های سطحی دیگران ضرورتا شایسته احترام نیست. ما می­دانیم که استفاده از توان و استعداد عقلایی نهفته در طبیعت انسان برای هدفی بالاتر و متعالی­تر در زندگی قابل ادراک است. این عقل برخواست و اراده تأثیر می‌گذارد و به همین دلیل انسان عاقل دارای اراده آزاد است. در حقیقت، عقل نه برای رسیدن به خوشبختی و لذت جویی و رفاه بیشتر، و یا در منظور سیاسی برای محبوب‌شدن در نزد دیگران، بلکه در غایت خود هدفی است که با کرامت و ارزش ذاتی انسانی آمیخته است. این گزاره بدین معناست که تنها خوبی کامل و مطلق و به لحاظ اخلاقی شایسته تکریم، آنی است که در نیّت خوب و اراده آزاد انسانی قرار دارد.

بنابراین نیّت خوب، عقلانیت اساسی، اراده آزاده و مفهوم انسانیت با یکدیگر ملازمه و هم پیوندی دارند.هر چند که سعادت فردی و خوشبختی مادی هدف مهم این پیوند نیست ولی با خود سعادت را نیز بطور بالقوه به همراه می­آورد. عقل همواره برقراری نیکویی و اراده برای خیر مطلق را هدف غایی[iv] خود بر می­شمارد هرچند که ممکن است خوب بودن ضرورتا سعادت فردی را در جامعه‌ای که به آلودگی‌ها، فریب­ها، و دو رویی‌ها کشیده شده است، تأمین نکند. علت تأکید بر اراده خوب به‌عنوان منبع رفتارهای سالم و معطوف به رهایی‌بخشی انسان از موانع بر سر راه رشد و شکوفایی انسانی این است که به واسطه آن می­توان اعتبار نظریه­های اصالت سود را به چالش کشید. برآیند ساده این گونه نگرش درباره نیت خوب هنگامی آشکار می­شود که جامعه ممکن است به دلیل ناآگاهی نسبت به ابعاد عمیق مفهوم خوب بودن مطلق، قضاوت‌های خود را بر معیارهایی قرار می­دهد که اصل اراده آزاد و عاملیت انسانی را رو به تحلیل می­برد. به عنوان مثال اینکه گفته شود که خطاکار باید تنبیه شود تا نتواند از نتایج کار خطای خود بهره ببرد، و اینکه کسی که کار خوب انجام می­دهد باید پاداش مناسب را دریافت کند، و به این طریق می­توان جامعه­ای سالم را بوجود آورد، ضرورتا عدالت برای اراده آزاد و عاملیت عقلایی مستقل را بازتاب نمی‌دهد. بنا بر‌همین دلایل، نظریه کانتی می­کوشد در لایه­های عمیق­تر رفتارها تفکر نماید و توضیح دهد که هر چند عقاب و ثواب[v] بازدارنده نسبی خطاها و تشویق‌کننده رفتارهای خوب است، اما این امور و رفتارها ممکن است ضرورتا از اراده آزاد و نیّت خوب سرچشمه نگرفته باشند.

این وظیفه ماست که اگر از دستمان بر می‌آید نیکوکار باشیم. ازاین گذشته بسیارند کسانی که نهادشان چنان به مهر وهمدردی سرشته است که بی‌انگیزه غرور یا خودپرستی، از تقدیم شادی خود برمردم پیرامون خود لذت می‌برند، و خرسندی دیگران را تا به آن حد که گویی امری مربوط به خودشان است خوش می‌دارند. ولی کانت می‌گوید که در اینجا چنین کاری هر اندازه مطابق وظیفه و پسندیده باشد، هیچگونه ارزش راستین اخلاقی ندارد. بلکه همانند تمایلات دیگری مانند میل به احترام است که اگر با همراهی بخت در جهتی به کار افتد که در واقع امر به سود همگان و مطابق وظیفه، و درنتیجه، شریف باشد، سزاوار ستایش و تشویق هست، اما سزاوار ارج گذاری نیست، زیرا آیین رفتار در (این مورد) محتوایی اخلاقی ندارد، یعنی برخلاف این اصل که چنین کارهایی باید از روی وظیفه‌شناسی صورت پذیرد و نه اینکه از روی میل انجام گیرد. (٣٩۸)

باید در نظر داشت که نیّت خوب آنی است که به قصد انجام وظیفه مطلقا انسانی انجام می­شود و از آنجائی‌که این خوب بودن مقصد و نیت مطلق است، همه تکالیف اخلاقی که از آن سرچشمه می­گیرد نمی­تواند تابع شرایط زمان و مکان باشد. منظور این است که وقتی که گفته می­شود که قصد خوب باید بدون قید و شرط مطلق باشد، معنی این گفتمان این است که نمی­توان تصدیق آنرا به یک ناظر بی‌طرف واگذار کرد. این تنها خود فرد است که با اراده مستقل عقلایی خویش می­تواند مسئولیت قضاوت درخصوص قصد اخلاقی خویش داشته باشد. و چون انسان از موضع عقل مطلق برای اراده کردن برای انجام کاری بر می­خیزد و تابع فرمان مطلق اخلاق است، داوری او نسبت به قصد و نیّت خویش جانبدارانه به سوی خوب بودن معطوف می­باشد. یعنی اینکه درمتن و مرکز اراده آزاد انسان غایتی برای خوب بودن وجود دارد که نمی­­توان آن را نادیده انگاشت. این هماهنگی خواست خوب و اراده آزاد برای انجام وظیفه آنچنان است که گویی خوب بودنش بعنوان فضیلتی در خودش نهفته می­باشد. این فرجام‌گرایی[vi] در متن و مرکز اراده آزاد نکته بسیار مهم دیگری را نیز می­آموزد. از آنجائیکه خواست خوب ناشی ازقوه‌ی تفکر انسان مستقل عقلایی است، برای خود ظرفیت لازم برای خوب بودن نیز فراهم می­آورد. یعنی اینکه عقلانیت مستقل و نیت خوب استعداد و ظرفیتی که فرد در آن اراده می­کند را نیز تأمین می­کند. منظور اینکه هر انسانی که با خواست خوب برانگیخته می‌شود، ظرفیت متناسب با آنرا نیز برای خود فراهم می‌آورد. این ظرفیت به نوبه خود، خواست خوب را فرا می­خواند و آنرا به صحنه عمل و رفتار می­کشاند.

این است که ارزش اخلاقی عملی که از روی وظیفه انجام گرفته باشد، نه در هدفی که به آن باید رسید، بلکه در آیین رفتاری است که آن را معین می‌کند، و از این روی نه به تحقق آن هدف، بلکه فقط به اصل نیت یا خواستی که عمل به موجب آن صورت گرفته است، صرفنظر از هرچیزی که خواسته شده باشد، وابسته است. (۴٠٠)


[۱] Benevolence and kindness

[i] Gregor, M. (Trans.). (1997). Groundwork of the Metaphysics of Molars. Cambridge, UK: Cambridge University Press., Para. 393.

[ii] Ibid., para. 394.

[iii] Common sense – Common reason of mankind

[iv] Supreme goal

[v] Punishment and reward

[vi] Teleology

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۴ / معدل امتیاز: ۴

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=397161