وقتی ایدئولوژی، عقل را می‌بلعد؛ از آدولف هیتلر تا جمهوری اسلامی!

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ برابر با ۰۱ آپریل ۲۰۲۶


مهدی نوذر  – در تاریخ، حکومت‌هایی بوده‌اند که نه بر پایه‌ی عقلانیت و منافع ملی، بلکه بر شالوده‌ی «ایمان کور به یک ایدئولوژی» بنا شده‌اند. یکی از بارزترین نمونه‌ها، حکومت آلمان نازی به رهبری آدولف هیتلر بود؛ نظامی که با تکیه بر توهم «نژاد برتر»، ملتی را به مسیری کشاند که پایانش چیزی جز ویرانی مطلق نبود.

هیتلر موفق شد با تزریق این باور خطرناک که آلمانی‌ها برتر از سایر ملت‌ها هستند، بخش قابل‌توجهی از جامعه را با خود همراه کند. این همراهی نه از سر آگاهی، بلکه محصول یک «ماشین تبلیغاتی و مغزشویی» بود؛ سیستمی که حقیقت را تحریف و ایدئولوژی را مقدس جلوه می‌داد.

امروز، اگر با دقت نگاه کنیم، شباهت‌های زیادی میان آن تجربه‌ی تاریخی و رفتارهای ایدئولوژیک در جمهوری اسلامی دیده می‌شود. در اینجا نیز، نوعی روایت مطلق‌گرا از «حقانیت» شکل گرفته؛ روایتی که خود را نماینده‌ی حقیقت نهایی و حتی نماینده‌ی خدا معرفی می‌کند. نتیجه‌ی چنین نگاهی، ایجاد یک دوقطبی ساده‌انگارانه است: «ما برحقیم، دیگران باطل‌اند.»

اما خطرناک‌ترین ویژگی حکومت‌های ایدئولوژیک، نه آغازشان، بلکه «پایانشان» است.

این حکومت‌ها حتی زمانی که نشانه‌های فروپاشی آشکار می‌شود، حاضر به پذیرش اشتباه نیستند. چرا؟ چون اعتراف به خطا، به معنای فرو ریختن کل بنای فکری‌شان است. برای همین، راهی جز «ادامه دادن تا نابودی» نمی‌بینند.

در واپسین روزهای جنگ جهانی دوم، وقتی شکست قطعی شده بود، آدولف هیتلر نه‌ تنها حاضر به تسلیم نشد، بلکه ترجیح داد با خودکشی به پایان برسد. او حتی در لحظات آخر، از نابودی آلمان ابایی نداشت؛ گویی اگر ایدئولوژی‌اش شکست خورده، پس ملتش نیز شایسته بقا نیست!

این همان نقطه‌ای است که تاریخ، به ما هشدار می‌دهد.

حکومت‌هایی که سال‌ها هویت خود را بر پایه‌ی دشمن‌سازی بنا کرده‌اند چه «نژاد پست» در آلمان نازی، چه «دشمنان ایدئولوژیک» در جمهوری اسلامی به‌سادگی نمی‌توانند مسیر خود را تغییر دهند. زیرا عقب‌نشینی، به معنای انکار تمام گذشته است.

در چنین شرایطی، این پرسش جدی مطرح می‌شود:

آیا یک نظام ایدئولوژیک حاضر است برای حفظ «روایت خود»، یک کشور را به مرز نابودی بکشاند؟

تجربه‌ی تاریخ، پاسخ تلخی می‌دهد.

تاریخ نشان داده است:

وقتی عقل قربانی ایدئولوژی می‌شود، پایان کار نه اصلاح است، نه مذاکره، بلکه فروپاشی است.

این مقدمه با اشارات تاریخی، تنها برای رسیدن به یک واقعیت است:

این‌که تاریخ، همان‌گونه که بارها نشان داده، بار دیگر در حال تکرار شدن است. بعید نیست بزودی شاهد آن باشیم که مسئولان جمهوری اسلامی در انزوای پستوهای خود، راهی مشابه آدولف هیتلر را برگزینند؛ اما آنچه بیش از هر چیز دور از ذهن به‌نظر می‌رسد، «مذاکره» و «تسلیم» به شکلی است که مورد انتظار رئیس‌جمهور ایالات متحده است.

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۳ / معدل امتیاز: ۳٫۷

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=399747