چرا جمهوری اسلامی نمی‌تواند با آمریکا توافق کند؟ بحران رهبری و هراس از فروپاشی داخلی

دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ برابر با ۲۰ آپریل ۲۰۲۶


دکتر رضا سعیدی فیروزابادی – روابط میان ایران و ایالات متحده آمریکا طی دهه‌های گذشته همواره در چارچوبی از تنش، بی‌اعتمادی و رقابت تعریف شده است. اگرچه در مقاطعی تلاش‌هایی برای کاهش این تنش‌ها صورت گرفته – از جمله توافق هسته‌ای موسوم به برجام – اما در شرایط کنونی، دستیابی به یک توافق پایدار و جامع با موانع جدی مواجه است. یکی از مهمترین این موانع، محدودیت‌های ساختاری و سیاسی در سطح رهبری جمهوری اسلامی است که امکان اتخاذ تصمیم‌های پرهزینه را کاهش می‌دهد.

۱. مشروعیت سیاسی و گفتمان مقاومت

بخش مهمی از مشروعیت نظام سیاسی جمهوری اسلامی بر پایه‌ی گفتمان «مقاومت در برابر استکبار» شکل گرفته است. در این چارچوب، آمریکا نه صرفا یک رقیب سیاسی، بلکه نمادی از سلطه‌گری خارجی تلقی می‌شود. هرگونه توافق گسترده با آمریکا، بویژه اگر با امتیازدهی همراه باشد، می‌تواند این گفتمان را تضعیف کند.

برای رهبری نظام ، چنین توافقی خطر از دست‌دادن حمایت نیروهای وفادار – اعم از بدنه‌ی ایدئولوژیک و نهادهای امنیتی – را به همراه دارد. در نتیجه، هزینه‌ی داخلی توافق ممکن است از منافع خارجی آن بیشتر ارزیابی شود.

۲. ساختار قدرت و دشواری اجماع

ساختار سیاسی جمهوری اسلامی اگرچه در ظاهر متمرکز است، اما در عمل از نهادهای متعدد و تأثیرگذار تشکیل شده است. تصمیم‌گیری در حوزه‌ی سیاست خارجی نیازمند نوعی هماهنگی میان این نهادهاست که در شرایط فعلی وجود ندارد. در موضوعی حساس مانند مذاکره با آمریکا، اختلاف دیدگاه‌ها می‌تواند به مانعی جدی تبدیل شود.

رهبری در چنین سیستمی ناگزیر است توازن میان نیروهای مختلف را حفظ کند. اتخاذ تصمیمی که بخشی از این نیروها آن را تهدیدی برای منافع یا هویت خود بدانند، می‌تواند به شکاف داخلی منجر شود؛ و این همان ریسکی است که معمولا از آن اجتناب می‌شود.

۳. تجربه‌ی برجام و تعمیق بی‌اعتمادی

تجربه‌ی برجام نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری نگاه کنونی به مذاکره با آمریکا دارد. خروج آمریکا از این توافق، بویژه از منظر داخلی نظام، بعنوان نشانه‌ای از غیرقابل‌اعتماد بودن طرف مقابل تلقی شد.

این تجربه، دست مخالفان توافق را تقویت کرده و فضای سیاسی را به‌گونه‌ای شکل داده که هرگونه تلاش برای مذاکره، با تردید و بدبینی گسترده مواجه می‌شود. در چنین شرایطی، رهبری برای پیشبرد توافق باید نه‌تنها با فشار خارجی، بلکه با مقاومت داخلی نیز مقابله کند.

۴. ملاحظات بقا و حفظ انسجام داخلی

در نهایت، اولویت نظام  حفظ بقا و ثبات داخلی است. اگر توافق با آمریکا به‌گونه‌ای درک شود که انسجام داخلی را تهدید می‌کند یا موجب ریزش پایگاه اجتماعی می‌شود، احتمال کنار گذاشتن آن افزایش می‌یابد.

از این منظر، عدم توافق – حتی با وجود هزینه‌های اقتصادی – ممکن است بعنوان گزینه‌ای کم‌خطرتر در نظر گرفته شود، زیرا از بروز شکاف‌های عمیق در ساختار قدرت جلوگیری می‌کند.

در مجموع، اگرچه از نظر تئوریک امکان توافق میان جمهوری اسلامی و آمریکا وجود دارد، اما در شرایط فعلی، مجموعه‌ای از عوامل داخلی بویژه محدودیت‌های رهبری در حفظ پایگاه قدرت و مدیریت تعادل میان نیروهای سیاسی، احتمال تحقق چنین توافقی را بطور قابل توجهی کاهش می‌دهد. بنابراین، مانع اصلی نه صرفا در سطح روابط بین‌الملل، بلکه در درون ساختار سیاسی جمهوری اسلامی نهفته است؛ جایی که هزینه‌های داخلی یک توافق می‌تواند از منافع آن پیشی بگیرد.

 

 

توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲ / معدل امتیاز: ۴

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=400812