مریم آقابابایی دختر جوان شهرکردی چند روز پیش پس از خروج از داروخانه توسط یک راننده تاکسی اینترنتی ربوده شد و پس از تجاوز جنسی در بیابانهای اطراف روستای کاکلک به قتل رسید. پیکر سوخته او توسط یک چوپان محلی پیدا شده بود.

روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت جمعی از اعضای خانواده وی با همراهی دیگر شهروندان با برگزاری تجمعی اعتراضی خواستار پاسخگویی و رسیدگی سریع مسئولان به این پرونده شدند.
در همین ارتباط، رئیس روابط عمومی فراجای استان چهارمحال و بختیاری در گفتگو با وبسایت زومیت با اشاره به اینکه مریم آقابابایی، دختری حدودا ۳۰ ساله با شغل آزاد بوده است ادعا کرد: «او در مسیر خود سوار خودروی تاکسی عبوری شده بود اما خانواده او با در دست داشتن پلاکاردی که روی آن کلمه تاکسی اینترنتی نوشته بود، این شائبه را ایجاد کرد که خودرو متعلق به این تاکسی بوده است.»
به گفته سرهنگ عسگری «قاتل ظاهرا میخواسته به خانم تعرض کند و ایشان مقاومت کرده است سپس دستپاچه شده، او را به قتل رسانده و پیکر ایشان را سوزانده است.»
اما مریم آقابابایی تنها دختر جوانی نیست که قربانی ربوده شدن، تجاوز جنسی و قتل شده است این حادثه در سالهای گذشته بارها برای زنان ساکن شهرهای مختلف کشور در خانه و خیابان تکرار شده است.
ملیکا دادپور دختر ۲۲ ساله نیز در بهمن ۱۴۰۴ توسط یک مسافرکش در قرچک ورامین به قتل رسید که جامعه را در شوک فرو برد. او دانشجوی ترم آخر رشته گرافیک دانشگاه هنر و معماری پارس بود که قرار بود در اسفندماه از پایاننامه خود دفاع کند.
او که طراح یک شرکت مواد غذایی بود، ساعت پنج بعدازظهر سهشنبه هفتم بهمن۴۰۴ امسال پس از پایان کار از مترو آرژانتین راهی جوانمرد قصاب شد تا به خانهشان در قرچک برود. وقتی خودروی اینترنتی پیدا نکرد، ناچار سوار یک پراید سفید شد. از همان ابتدا به راننده مشکوک شد و برای یکی از دوستانش پیام فرستاد و موقعیت زندهاش را ارسال کرد.دوستش دقایقی بعد متوجه تغییر مسیر خودرو به سمت منطقهای خلوت شد. تماس گرفت و صدای فریاد و التماسهای ملیکا را شنید؛ اما لحظاتی بعد تماس قطع و گوشی خاموش شد…
راننده قاتل، علاوه بر سرقت طلاهای مقتول، کیف او را هم که حاوی وسایل شخصی، کارتهای بانکی و گوشی تلفن همراهش بوده، به سرقت برد. پس از دو روز جستوجو، پیکر بیجان او را روز پنجشنبه نهم بهمن در آبراه یا کانال آبی در محدوده حسنآباد فشافویه پیدا کردند و در نوزدهم بهمن خبرش رسانهای شد.
در غروب چهارم خرداد ماه همان سال، الهه حسیننژاد دختر ۲۴ ساله ساکن که دارای مدرک کارشناسی حسابداری بود اما در یک سالن زیبایی به عنوان ناخنکار کار میکرد، روز ۴ خرداد ۱۴۰۴ پس از پایان کار روزانه در سعادتآباد تهران در راه بازگشت به خانه ناپدید شد. ده روز بعد در ۱۵ خرداد دادستانی تهران از پیدا شدن پیکر وی در بیابانهای اطراف تهران و دستگیری قاتل خبر داد.
پیکر الهه حسیننژاد که بر اساس شواهد توسط یک فرد حامی جمهوری اسلامی و مرید علی خامنهای به قتل رسیده، جمعه ۱۶ خرداد با حضور خانواده و شرکت گروه زیادی از مردم «اسلامشهر» در آرامستان «دارالسلام این شهر به خاک سپرده شد.
به فاصله فقط پنج روز از پیداشدن پیکر خونین الهه حسیننژاد، هانیه بهبودی، ورزشکار اهل فریمان، به دست همسرش کشته شد.
این حوادث، بار دیگر زخم کهنه احساس ناامنی و امنیت زنان را در جامعه باز کرد. سه سال پیش هم مفقودشدن سما جهانباز دختر ۲۲ ساله شیرازی، مطرح شد که در ۲۵ تیر ۱۴۰۱ برای فروش یک قطعه طلا در شیراز از خانه خارج شد، یکبار با خانواده خود تماس گرفت و پس از آن تلفنش خاموش شد. پرونده «سما» هنوز باز است و سرنوشت او نامشخص.
همه اینها در شرایطی است که لایحه «منع خشونت علیه زنان» که در طی یک دهه بارها دچار تغییر نام و محتوا شده، در آخرین تحولات، اوایل سال ۱۴۰۴، توسط دولت از مجلس شورای اسلامی پس گرفته شد. تغییرات مکرر مجلس دوازدهم از جمله تغییر نام به «حفظ و ارتقای کرامت زنان و خانواده» و حذف واژه «خشونت»، دلیل این استرداد عنوان شده است.
در نبود قانونی مشخص برای حمایت از زنان ایرانی در برابر خشونت و ناامنی، ناظران و کارشناسان نسبت به رواج خشونت بیش از هر زمان دیگری در عرصههای گوناگون جامعه قربانی رژیم زنستیز و مروج و حامی خشونت علیه زنان هشدار میدهند.
از کیف قاپی، زورگیری و جیببری تا مزاحمتهای خیابانی و آزار و اذیتهای کلامی و ربوده شده در تاکسی و تجاوز جنسی و قتل. دیگر این اتفاقات همانند دهههای گذشته فقط در محلههای پایین شهر، اطراف ساختمانهای متروکه و نیمه کاره و کوچههای خلوت رخ نمیدهند. در حال حاضر بسیاری از زنان و دختران ایرانی حتی از رفتن به فضاهای عمومی مثل خیابان، پارک و مترو در ساعات خلوت، واهمه دارند و این همه درحالیست که حتی استفاده از وسایل نقلیه در ساعات خلوت هم این ناامنیها را دوچندان کرده است.
البته این حس ناامنی مربوط به دیروز و امروز نیست و از سالها پیش بر روی زنان و دختران ساکن در شهرهای بزرگی چون تهران سایه انداخته است. در سال ۱۳۸۹ سازمان ملی جوانان درباره امنیت روانی و اجتماعی تحقیقی بر روی زنان جوان ۱۸ تا ۲۹ ساله شهر تهران انجام داد که نشان داده بود تنها عده کمی از آنها احساس امنیت میکنند، هراس از حضور در ساعات آخر شب، ترس از تنها ماندن در مکانهایی مانند پارک، ترس از رانندگان ماشینهای شخصی یا حرف زدن با مردان نا آشنا از جمله تجارب ناخوشایندی است که برای زنان جوان حس ناامنی میآورد. در جمهوری اسلامی که حقوق شهروندی وجود ندارد نه تنها تبعیضهای ساختاری و خشونتهای جنسیتی علیه زنان بلکه پدیدههایی مانند زنکشی و خشونتهای ناموسی همچنان ادامه پیدا میکند.




