هرچند نمایندگان جمهوری اسلامی و آمریکا در زوریخ برای پایان جنگ یک «تفاهمنامه» امضاء کردند اما براساس بیش از چهار دهه تجربه، حاکمان تهران نه تنها به هیچ تعهدی پایبند نیستند، بلکه با وقتکشی و ارفاقهای بینالمللی، منافع بدست آمده از توافقات را صرف گسترش تروریسم و انواع و اقسام تهدید کرده و از سوی دیگر ماشین سرکوب علیه مردم ایران را تقویت میکنند.

سه ماه پس از توقف جنگ، در شرایطی که هنوز فرصتی برای دفن جسد علی خامنهای نیافتهاند و سرنوشت مجتبی خامنهای جانشین او نیز نامشخص است، باقیماندههای جمهوری اسلامی مذاکرات فشردهای را با آمریکا آغاز کردهاند تا شاید با تکرار توافقی شبیه «برجام» بخشی از پولهای بلوکه شده حاصل از فروش نفت، گاز و برق را که باید صرف رفاه مردم شود، در ازای کاهش موقت تهدیدات با هدف تضمین بقای نظام بدست آوردند.
دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا میگوید، تفاهمنامهی امضاشده با جمهوری اسلامی «شبیه تسلیم بیقید و شرط» است. او مدعی است حکومت ایران «با هر چیزی که من میخواهم موافقت میکنند و مجبورند. در غیر این صورت برمیگردیم و کاری را که لازم است انجام میدهیم.»
در مقابل اما محمدباقر قالیباف مذاکره کنندهی ارشد جمهوری اسلامی ادعا میکند «تفاهمنامه اسلامآباد» به اعلامیه شکست آمریکا تبدیل شده است. اکنون سه ماه از آتشبس موقت با جمهوری اسلامی گذشته است اما انبوهی از ابهامات وضعیت را کاملاً نامشخص کرده است.
دونالد ترامپ سوم فروردین ۱۴۰۵ با اشاره به جنگ ۴۰ روزه علیه جمهوری اسلامی، عنوان کرد که بسیاری از رهبران رژیم در این حملات کشته شدهاند و گفت: «در حال حاضر یک تغییر رژیم اتفاق افتاده است.» او ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ بعد از سرکوب مرگبار خیزش شیروخورشید توسط سپاه پاسداران، بسیج و عوامل نیابتی، آن زمان که قول کمک به مردم ایران را داد، تأکید کرده بود «تغییر رژیم در ایران، بهترین اتفاقی است که میتواند بیفتد.» با این همه اما جیدی ونس معاون او اواخر خردادماه ۱۴۰۵ گفت «هدف ترامپ تغییر رژیم در ایران نبوده بلکه توقف برنامه هستهای است.»
در مورد مفاد «تفاهمنامه» تردید و ابهام بسیار زیاد است، آنقدر که حتی برخی ناظران معتقدند طرفین به عمد متن تفاهمنامه را مبهم تدوین کردهاند تا بتوانند بهرهبرداریهای سیاسی خودشان را داشته باشند. بر همین اساس هر دو طرف میگویند پیروز این جدال هستند.
ابهام در زمینه هستهای
اصلیترین ابهامات در متن تفاهمنامه مربوط به فعالیتهای هستهای رژیم ایران و ذخایر اورانیوم است. رافائل گروسی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در مصاحبه با رسانه ژاپنی «اناچکی» گفت بازرسی از تأسیسات هستهای جمهوری اسلامی بهزودی آغاز خواهد شد و اولویت اصلی، تأیید محل نگهداری اورانیوم با غنای بالا است. او تأکید کرد با توجه به محدودیت زمانی ۶۰ روزه «تفاهمنامه»، این روند باید بدون وقتکُشی پیش برود. اما کاظم غریبآبادی معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی گزارشها درباره موافقت با بازرسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تأسیسات هستهای آسیبدیده را رد کرد.
او با انتقاد از اظهارات مقامهای آمریکایی از جمله دونالد ترامپ و جیدی ونس، تأکید کرد: «نمیتوانید با هیاهوی رسانهای، سیاست “راه بینداز و جا بینداز” را پیش ببرید.»
گروسی در ادامه همان مصاحبه تأکید کرد آژانس بینالمللی انرژی اتمی یک نهاد مستقل است و بازرسیها را بطور مستقل انجام خواهد داد. او گفت اگر جمهوری اسلامی بخواهد از آمریکا یا ناظران دیگری دعوت کند، موضوع جداگانهای خواهد بود، اما آژانس نیازی نمیبیند که فرد یا طرف دیگری در انجام مأموریت آن کمک کند یا بر فعالیتهایش نظارت داشته باشد. با این همه ترامپ به فاکسنیوز گفت: «بازرسان آمریکایی در کنار بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تأسیسات هستهای در ایران بازدید خواهند کرد و جمهوری اسلامی با حضور بازرسان و انجام بازرسی از تأسیسات هستهای خود موافقت کرده است.»
جیدی ونس معاون ترامپ نیز موافقت [حکومت] ایران با بازگشت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی را «یک نقطه عطف بزرگ» توصیف کرد، اما اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، این ادعا را رد کرد و گفت نه دیداری میان مقامهای ایرانی و رافائل گروسی در سوئیس انجام شده و نه برنامهای برای بازرسی آژانس از تأسیسات هستهای آسیبدیده ایران وجود دارد.
علاه بر اینها هنوز تکلیف ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی در ایران مشخص نیست. آیا قرار است از ایران خارج شود یا مراحل رقیقسازی در داخل ایران انجام شود. بخشی از فرماندهان سپاه پاسداران با خروج اورانیومهای غنیشده مخالفاند اما شماری از اصلاحطلبان با آن موافق هستند و میگویند به «توازن» کمک میکند. در مقابل منابع اسرائیلی نیز گزارش دادهاند بنیامین نتانیاهو گفته بدون خروج اورانیومها توافقی در کار نخواهد بود.

ابهام درباره وضعیت تنگه هرمز
بخش دیگری از ابهامات تفاهمنامه مربوط به وضعیت تنگه هرمز است. مقامات جمهوری اسلامی رسماً تأکید کردند با همکاری عمان «تنگه هرمز با دریافت عوارض باز خواهد بود.» آنها اعلام کردند فقط طی ۶۰ روز توافق بدون پرداخت عوارض، کشتیها اجازه عبور خواهند داشت؛ اما مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا، گفت دریافت عوارض برای استفاده از تنگه هرمز با مخالفت جهان روبرو خواهد شد. او افزود: «وقتی میگوییم تنگهها باید باز باشند، منظورمان باز بودن رایگان آنها در آبراههای بینالمللی است» و تأکید کرد چنین سازوکاری پذیرفته نخواهد شد.
وزیر خارجه عمان نیز دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز را رد کرد. درباره اینکه چرا عمان دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز را تأیید نکرد یکی از اعضای کمیته رسانهای تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی مدعی شد «قرار نیست آنچه دریافت میشود عنوان عوارض داشته باشد، بلکه هزینه دریافتی بهعنوان «هزینه خدمات» موضوعیت دارد.»
عمان سوم تیرماه اعلام کرد برای تسهیل و تسریع در تخلیه تنگه هرمز یک مسیر دریایی جدید باز کرده است اما نیروی دریایی سپاه پاسداران هشدار داد «بدون اطلاع و هماهنگی با جمهوری اسلامی ایران از طرف برخی مراجع، مسیر جدیدی برای تردد کشتیها در تنگه هرمز اعلام شده که این مسیر غیرقابل قبول و کاملا خطرناک است.»
موارد ابهام در تفاهمنامه فراتر از اینهاست. بهعنوان مثال بحث بر سر مقدار و شکل پولهای آزادشده زیاد است. مقامات تهران میگویند این پولها هرکجا که لازم باشد خرج میشود اما طرف آمریکایی میگوید باید صرف خرید محصولات کشاورزی آمریکا از جمله ذرت و گندم شود. از ابهامات اساسی دیگر مربوط به وضعیت لبنان و حزبالله است. گروه تروریستی حزبالله لبنان قدرتمندترین بازوی نظامی جمهوری اسلامی در منطقه، تهدید مستقیم برای امنیت اسرائیل است، اما نمایندگان یا مقامات اسرائیلی هیچ نقش مستقیمی در این مذاکرات ندارند.
مردم ایران میدانند از پولهای آزادشده که مشخص نیست چطور و از چه طریقی به دست حکومت میرسد سهمی برای رفاه و آسایش آنها خرج نمیشود اما آنچه آنها را نگران میکند معاملات پشت پرده برای بقای نظامی است که قاتل همین مردم است. در داخل ایران بخشی از جریانهای درون حکومت محمدباقر قالیباف را متهم به جاهطلبی و خیانت میکنند. شنیده شده است که او و خانوادهاش تهدید به مرگ شدهاند. در مراسم عزاداری محرم پلاکاردی را به نمایش گذاشتند که در آن نوشته بودند «خامنهای را به ذرت و گندم فروختهاند.» وفاداران نظام میگویند ما در جنگ کشته ندادیم که در نهایت از آمریکا ذرت و گندم وارد کنیم. از اینرو بعید بهنظر میرسد این روند به نتیجهای منتهی شود که غرب در پی آن است؛ یعنی «صلح» و «ثبات» در منطقه. همزمان، گرانیهای سرسامآور در ایران نارضایتی و خشم عمومی را بیش از پیش افزایش داده است.

