آمارها نشان میدهند نرخ مشارکت اقتصادی ایران در سال ۱۴۰۴ به ۴۰/۶ درصد رسید که کمترین میزان در یک دهه اخیر است. همچنین ۲۰۰ هزار زن در این سال نه تنها شغل خود را از دست دادهاند، بلکه بهطور کامل از چرخه جستوجوی کار خارج شدهاند.

آمارها نشان میدهد بیش از ۴۰ میلیون نفر از جمعیت در سن اشتغال ایران، خارج از بازار کار قرار دارند. بر اساس آمارهای رسمی نرخ مشارکت اقتصادی در ایران طی زمستان ۱۴۰۴ تنها ۳۹/۷ درصد بوده، در حالی که میانگین جهانی آن حدود ۶۱/۱ درصد برآورد میشود.
در ایران از میان بیش از ۶۶ میلیون نفر جمعیت ۱۵ ساله و بالاتر، تنها حدود ۲۶ میلیون نفر در بازار کار حضور دارند و نزدیک به دو میلیون نفر از آنها بیکار هستند. این بدان معناست که بیش از ۴۰ میلیون نفر از جمعیت در سن اشتغال، خارج از بازار کار قرار دارند. اقتصاددانان نرخ مشارکت بالای ۶۰ درصد را مطلوب میدانند و کاهش آن به زیر ۵۰ درصد را نشانهای نگرانکننده برای اقتصاد تلقی میکنند.
همچنین بر اساس این آمار نزدیک به ۷۳ درصد جمعیت غیرفعال کشور را زنان تشکیل میدهند. از میان حدود ۳۳ میلیون زن ۱۵ ساله و بالاتر، تنها چهار میلیون نفر در بازار کار مشارکت دارند و بیش از ۲۹ میلیون نفر خارج از بازار کار هستند. همچنین نرخ بیکاری زنان فعال حدود ۱۵ درصد برآورد میشود.
نرخ مشارکت زنان در ایران در مقایسه با کشورهای منطقه نیز پایین است. همچنین در حالی که نرخ مشارکت مردان به ۶۷/۲ درصد میرسد، مشارکت زنان تنها ۱۲/۲ درصد است. کارشناسان علت این وضعیت را مجموعهای از عوامل فرهنگی، اقتصادی و ساختاری میدانند؛ از جمله شکاف میان آموزش و اشتغال، مسئولیتهای خانوادگی، کمبود خدمات مراقبتی، شرایط نامساعد بازار کار و محدود بودن فرصتهای شغلی مناسب برای زنان تحصیلکرده.
از سوی دیگر یافتههای نظرسنجی در پلتفرم «جابویژن» که یکی از بزرگترین پلتفرمهای کاریابی در ایران است نشان میدهد ۷۴ درصد کارجویان این مجموعه برای مدیریت حقوق دریافتی خود در قیاس با تورم، هزینههای زندگی خود را کاهش دادهاند. نتایج نظرسنجی جدید «جابویژن» نشان میدهد فرصتهای شغلی بیشتر و ثبات اقتصادی، مهمترین نیازهای کارجویان برای عبور از شرایط اخیر است. در همین حال، بخش قابل توجهی از کارجویان برای مدیریت این شرایط، به کاهش هزینههای زندگی، جستوجوی فرصتهای شغلی جدید و یادگیری مهارتهای کاربردی روی آوردهاند.
براساس این نظرسنجی، ۶۶ درصد کارجویان، با انتقاد از کمبود مشاغل خوب، فرصتهای شغلی بیشتر را یکی از مهمترین نیازهای خود دانستهاند. ثبات اقتصادی نیز با همین میزان، در کنار فرصتهای شغلی بیشتر، پرتکرارترین نیاز کارجویان بوده است. پس از این دو گزینه، حمایت مالی یا وام با ۴۳ درصد در رتبه بعدی قرار دارد.
نتایج این نظرسنجی نشان میدهد اگرچه نیازهای اقتصادی همچنان در اولویت کارجویان قرار دارد، اما حمایت روانی و توجه به سلامت روان نیز برای بخشی از آنها به یکی از نیازهای مهم در شرایط اخیر تبدیل شده است؛ ۳۰ درصد از پاسخدهندگان، حمایت روانی و سلامت روان را یکی از نیازهای خود اعلام کردهاند. آموزش مهارتهای کاربردی با ۲۳ درصد و دسترسی به اطلاعات و تحلیل بازار با ۱۴ درصد، دیگر نیازهایی هستند که از سوی پاسخدهندگان انتخاب شدهاند.
همچنین ۲۷ درصد از کارجویان، یادگیری مهارت جدید را یکی از مهمترین راههای سازگاری با شرایط اخیر دانستهاند. اقدام برای مهاجرت و انجام پروژههای فریلنسری نیز بهترتیب با ۱۲ و ۷ درصد در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند؛ این اطلاعات حاکی از آن است که اغلب کسانی که راغب به یافتن شغل هستند، میان تواناییها و مهارت خود و واقعیتهای اقتصادی بازار کار و فرصتهای موجود، تناسبی نمیبینند!
در این میان همانطور که آمارهای رسمی ارائه شده از سوی جمهوری اسلامی نیز نشان میدهد، زنان قربانیان اصلی آشفتگی در بازار کار ایران هستند. این موضوع از سوی زهرا کریمی استاد اقتصاد دانشگاه مازندران که با خبرگزاری «ایلنا» گفتگو کرده نیز مورد تأکید قرار گرفته است.
این استاد دانشگاه با اشاره به موج اخراج نیروی کار با بروز تنشهای اقتصادی در سالهای اخیر رخ داده گفته «در بازار کار، اولین قربانی تعدیل، زنان شاغل هستند. در سال ۱۴۰۳ تعدیل نیروی کار به شکل گسترده در اولین موج خود شروع شد. بسیاری از بیمهشدگان اصلی از ۱۴۰۳ تا امروز بیکار شده اند که جمعیت خالص آن حداقل ۱۵۰ هزار نفر است. زنان بیکار شده در این سه موج که در این سه سال پیاپی دیدیم، عمدتاً به زنان خانهدار بدل شدند. زنها به صورت سنتی وقتی بیکار میشوند، در سیستم آماری کشور ذیل زن خانهدار یا دانشجو دستهبندی شده و از ذیل محاسبه نرخ بیکاری خارج میشوند و جمعیت انبوه غیرفعال اقتصادی که فاقد مشارکت اقتصادی هستند را افزایش میدهند؛ در مقابل اما مردان در زمان بیکاری حتی ناچار به دستفروشی، رانندگی یا هر کار دیگری برای گذران زندگی خانواده هستند و نمیتوانند باوجود بیکاری «غیر فعال» محسوب شوند. »
زهرا کریمی همچنین توضیح داده که «بازار کار در بسیاری از حوزههای کشور به ویژه در استانهای سنتیتر، به شدت مردانه است. بسیاری از بیکاران به دلیل جستجوی طولانی مدت شغل مناسب، عملاً به مرور ذیل جمعیت فاقد مشارکت اقتصادی دستهبندی شده و از آستانه بازار کار به عنوان بیکار خارج میشوند. وقتی نرخ مشارکت اقتصادی کاهش مییابد، یک روند ثابت رخ میدهد و آن این است که زنان و جوانان تحت عنوان جمعیت غیرفعال بهعنوان دانشجو و خانهدار یا پشت کنکوری یا فرد در آستانه ازدواج، از جمعیت بیکار به جمعیت فاقد مشارکت اقتصادی (غیرفعال) تبدیل میشوند. »
برخی تحلیلگران نیز معتقدند تورم شدید و افزایش هزینههای رفتوآمد و هزینه نگهداری کودک در مهدکودک سبب بیاثر شدن دستمزدهای پایین شده است. این وضعیت باعث شده ماندن در بازار کار برای بسیاری از زنان صرف اقتصادی نداشته باشد و ناامیدی عمیق از نبود امنیت شغلی، آنها را به ترک دائمی محیط کار هدایت کرده است.




