سرمقاله؛ زنگ خطر فرسودگی اجتماعی در ایران

جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۰۳ ژوئیه ۲۰۲۶


جامعه ایران این روزها با پدیده اختلال سازگاری (انطباقی) روبروست؛ مفهومی که در روانشناسی اجتماعی برای توصیف فرسودگی ناشی از سازگاری اجباری و مداوم با بحران‌های پی‌درپی به کار می‌رود؛ بحران‌هایی که سرکوب دهشتناک اعتراضات دی۴۰۴، فشارهای ناشی از شرایط جنگ، تورم سه رقمی و بیکاری میلیونی شهروندان در ماه‌های گذشته را شامل می‌شود. فرسایش تدریجی سرمایه اجتماعی، بی‌تفاوتی عمومی به بسیاری از امور مرتبط با زیست اجتماعی، و ناامیدی و بی‌اعتنایی نسبت به سرنوشت جمعی، از نمونه پیامدهای بروز این پدیده هستند.

تورم مزمن در ایران یکی از مهمترین عوامل شکل‌گیری پدیده اختلال سازگاری (انطباقی) بوده است. تورم در اقتصادها معمولا به صورت شوک بروز پیدا کرده و اثرات آن اگرچه جامعه را به شدت متأثر می‌کند اما زودگذر است و همین زودگذر بودنِ عوارض، امکان عبور از آسیب‌ها و بازیابی را به جامعه می‌دهد؛ اما تورم مزمن در ایران، جامعه را در معرض فرسایشی مستمر قرار داده است.

فقر که برجسته‌ترین عارضه تورم مزمن است -بر اساس آمارهای رسمی- اکنون بیش از دو سوم از جامعه ایران را فرا گرفته است؛ همچنین آخرین برآوردها نشان می‌دهد دست‌کم یک سوم از جمعیت کشور دچار «فقر مطلق» هستند. تورم مزمن در سفره‌های خانوارها نیز ردپایی دردناک را به‌جا گذاشته است. میلیون‌ها خانواده به‌طور پیوسته از تهیه خوراک کافی محروم هستند و بسیاری از فاکتورهای زندگی معمولی مانند سفر، تفریح و آموزش را به‌ناچار حذف کرده و حتی قادر به پیگیری درمان نیستند.

این تصویر هولناک، در کنار سرکوب‌های مختلف حکومتی که به درازای چهل‌وهفت سال در جریان بوده، جامعه را به مرور با احساس طرد شدن، رها شدن، و بی‌ارزشی روبرو کرده است.

بخش قابل توجهی از جامعه ایران در چرخه‌ی باطل فشار اقتصادی و حکومتی، احساس توانمندی، اثرگذاری، و ایجاد تغییر را از دست داده است. از سوی دیگر تورم مزمن، بحران‌های معیشتی، درآمدهای ناکافی و بیکاری، دهک‌های پایین درآمدی را وارد فاز «بقا» کرده؛ فازی که یک واکنش طبیعی اقشار درگیر با آن، «بی‌تفاوتی اجتماعی» و «اولویت قرار دادن حیات خود به حیات دیگری و جامعه» است.

اینهمه در کنار تشدید آسیب‌های روانی به جامعه ایران، سبب تضعیف و فرسایش  سرمایه اجتماعی شده است. سرمایه اجتماعی همواره به‌سختی شکل می‌گیرد و در صورت فروپاشی، بازسازی آن بسیار دشوار است. فرسایش سرمایه اجتماعی معمولا تدریجی و خاموش، اما به شکلی عمیق، صورت می‌گیرد و به همین دلیل پیامدهای آن ممکن است تا چند نسل دامن جامعه، و همچنین فرهنگ، سیاست و حتی اقتصاد در یک کشور را بگیرد.

در چنین شرایطی به نظر می‌رسد بی‌اعتنایی حکومت به سلامت روان جامعه و تحلیل رفتن سرمایه اجتماعی کاملا آگاهانه در جریان است چرا که همواره «مردم» به‌عنوان بزرگترین تهدید علیه جمهوری اسلامی ارزیابی شده‌اند. همچنین مسئولیت مستقیم آن بر عهده ساختاری است که بجای پاسداری از کرامت، امنیت و آینده شهروندان، روح جمعی یک ملت را هدف گرفته است.

حکومت ایران سالهاست زیر نظر اتاق‌فکرهای امنیتی و به‌صورت سازمانیافته، عاملیت و نقش‌آفرینی موثر اجتماعی مردم را از آنها سلب کرده است؛ به‌طوریکه از دید بسیاری از شهروندان ایران، سقوط به زیر خط فقر و آمیخته شدن با فلاکتِ هر روزه، و زیر انواع فشارها و سرکوب‌های حکومتی قرار داشتن دیگر یک شرایط زودگذر و موقت نیست، بلکه به یک ویژگی ساختاری تبدیل شده است و به همین دلیل بازسازی سلامت روانی و اجتماعی ایران، بدون عبور از این ساختار فرساینده ممکن نیست.

روشنک آسترکی |ایکس | اینستاگرام|

[کیهان لندن شماره ۵۶۹]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۳ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=404374