همزمان با تدارک گسترده برای برگزاری مراسم تشییع جنازه علی خامنهای، حکومت مذاکرات فشردهای را با آمریکاییها دنبال میکند. هزاران نفر از پرسنل سازمانها و ادارات، اعم از نظامی و غیرنظامی، بههمراه خانوادههایشان برای حضور در مراسم تدفین بسیج شدهاند، اما بسیاری از آنها معترضاند که چرا افرادی چون محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی با قاتلان او مذاکره میکنند؟

پس از جنگ چهلروزه، سپاه پاسداران نقاب را کنار زد. سردارانی که از بمباران و حذف، جان سالم به در برده بودند، زیر سایه مجتبی خامنهای ــ که معلوم نیست کجاست و وضعیت سلامتیاش چگونه است ــ قدرت را آشکارا بدست گرفتند و عملا دولت را کنار زدند.
تا پیش از جنگ، ادعا میشد «میدان» و «دیپلماسی» هماهنگ با یکدیگر منافع نظام جمهوری اسلامی را پیش میبرند، اما پس از جنگ چهلروزه، در شرایطی که علی خامنهای و جمعی از مقامات ارشد سیاسی و نظامی کشته شدند، سرداران سپاه «دیپلماسی» را نیز بدست خود گرفتند و وارد مذاکره با نمایندگان دولت ترامپ شدند. حاصل این مذاکرات، «تفاهمنامهای» مبهم است.
هرچند کلیات این تفاهمنامه تا حدودی مشخص است، اما بر سر تمامی مفاد آن اختلافات اساسی میان آمریکا و جمهوری اسلامی وجود دارد؛ اختلافاتی کهنه که اغلب حلنشده باقی مانده و زمینهساز جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه شد.
تنها تقطه مشترک در این تفاهمنامه این است که طرفین ادعا میکنند خواهان جنگ نیستند و بدنبال حل و فصل دیپلماتیک اختلافات هستند، اما در تمام مفاد آن تعارض منافع، آشکار است.
جمهوری اسلامی «توافق» را مشروط به وضعیت لبنان کرده است. مقامات حکومت مدافع منافع حزبالله لبنان هستند و خواستار عقبنشینی اسرائیل تا مرزهای جنوبی لبناناند؛ خواستهای که مقامات اسرائیلی تحت هیچ شرایطی آن را نمیپذیرند.
تنگه هرمز، لقمه گلوگیر
حکومت تلاش میکند از تنگه هرمز بهعنوان یک اهرم چانهزنی بهرهبرداری کند. گروهی از سرداران سپاه معتقدند باید بسته بماند و اما انسداد آن در عمل به یک «لقمه گلوگیر» تبدیل شده است تا جایی که محمدباقر قالیباف هشدار داده این تنگه نباید به ضد خودش تبدیل شود. او بهعنوان مذاکره کننده ارشد از سوی بخشی از مقامات و هواداران نظام متهم به «خیانت» شده است.
قالیباف میگوید، اهمیت نعمت الهی و ابزار قدرتی به نام تنگه هرمز در «رونق» آن است و باید روزبهروز امنیت آن بیشتر شود و هزینه بیمه کشتیها هم کاهش یابد. به نظر میرسد این نگاه به هرمز با ذهنیت تندروها از آینده تنگه، تفاوت زیادی دارد.
وضعیت تنگه هرمز و دریافت عوارض از کشتیهای خارجی از یکسو به اختلافات درون حکومتی دامن زده و از طرف دیگر به تشدید درگیریها میان جمهوری اسلامی با آمریکا و سایر دولتهای منطقه.
در یکی از تجمعات شبانه هواداران نظام شعار دادند: «گندم و جو ارزونیتون، تنگه نمیدیم بهتون».

اختلاف بر سر بازدید از تأسیسات هستهای
بخش اساسی اختلاف میان طرفین بازدید از تأسیسات هستهای و سرنوشت ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی است. قالیباف، تأکید کرده است بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجازه دسترسی به تأسیسات هستهای ایران که هدف حملات آمریکا قرار گرفتهاند را نخواهند داشت.
هرچند گزارش شده بود که جمهوری اسلامی با صدور مجوز برای بازرسی از تأسیسات فردو، نطنز و اصفهان موافقت کرده است، اما قالیباف این گزارشها را «کذب» خواند و گفت: «بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی حق بازرسی از سایتهای هستهای که هدف حمله آمریکا قرار گرفتهاند را ندارند.»
تناقض آنجا آشکار میشود که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی میگوید: «توافقی وجود دارد و برای اجرای آن توافق، آژانس باید امکان دسترسی و انجام بازرسی را داشته باشد.» بنابراین دقیقا مشخص نیست که پشت پرده، آیا توافقی برای دسترسی به سه سایت کلیدی وجود دارد یا نه؟
توقف مذاکرات به دلیل برگزاری مراسم تدفین خامنهای
مقامات قطری میگویند مذاکرات میان جمهوری اسلامی و آمریکا پیشرفتهای مثبت داشته است اما ادامه آن به بعد از مراسم تدفین خامنهای موکول شده است. برگزاری این مراسم در نوع خود نشان از وضعیت بحرانی جمهوری اسلامی دارد. فاکسنیوز گزارش داد غیبت مقامهای بلندپایه خارجی در مراسم تشییع جنازه خامنهای، دیکتاتور پیشین جمهوری اسلامی، نشانهای از انزوای فزاینده جمهوری اسلامی در عرصه بینالمللی است.
فاکسنیوز در ادامه گزارش داد تأخیر طولانی در برگزاری مراسم خاکسپاری خامنهای، پرسشهایی را درباره نحوه نگهداری پیکر دیکتاتور پیشین ایران برانگیخته است، زیرا سنت اسلامی بهطور کلی بر دفن سریع متوفی تاکید دارد و استفاده از مومیایی یا مواد شیمیایی را برای حفظ جسد مجاز نمیداند.
مسئله دیگر مطرح شدن «خونخواهی» و «انتقام» از قاتلان خامنهای است که با اساس مذاکره منافات دارد.
علی نیکزاد نایبرئیس اول مجلس شورای اسلامی، ۱۱ تیرماه گفت: «خون رهبر شهید انقلاب اسلامی بیپاسخ نخواهد ماند. روزی از آمریکا و دولتمردان آن انتقام این جنایت گرفته خواهد شد.»
دشواریهای برگزاری مراسم تدفین خامنهای
برگزاری مراسم تشییع جنازه خامنهای، با توجه به کمبود نیروی امنیتی، برای جمهوری اسلامی دشوار شده است. برای جبران این کمبود، به سراغ نیروهای افغانِ «فاطمیون» و نیروهای حشدالشعبی مستقر در ایران رفتهاند. حتی گزارش شده است که آن دسته از نیروهای امنیتی که در گذشته وضعیت جسمی و روحیشان برای مأموریتهای میدانی تأیید نمیشد، نیز به حالت آمادهباش درآمدهاند.
علی عبداللهی فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، در پیامی بمناسبت مراسم تشییع جنازه علی خامنهای، به آمریکا، اسرائیل و کشورهای منطقه درباره هرگونه اقدام نظامی طی روزهای این مراسم هشدار داد. او نوشت: «به دشمنان، بویژه آمریکا، اسرائیل و همدستان منطقهای و فرامنطقهای آنان، هشدار میدهیم از هرگونه خطای محاسباتی پرهیز کنند و به واکنشهای سخت و پشیمانکننده نیروهای مسلح به هر تهدید و تجاوزی بیندیشند.»
فتحالله جمیری، فرمانده سپاه پاسداران در استان قم، نیز گفت برنامه تشییع از مسجد جمکران تا محل دفن خواهر امام هشتم شیعیان برگزار خواهد شد، اما سپاه بطور قطعی نمیداند چه اتفاقی رخ خواهد داد.
جمیری در پاسخ به سؤالی درباره جزئیات این مراسم گفت: «کل مسیر تشییع مشخص است، اما به دلیل شرایط جمعیت، استقبال و تردد خودروها، نمیتوان بصورت قطعی گفت چه اتفاقی خواهد افتاد.»
کار دشوار دستگاههای تبلیغاتی حکومت این است که شکست ناشی از کشته شدن فرمانده کل قوا در نخستین دقایق آغازین جنگ و مذاکره با قاتلان خامنهای را تبدیل به «نمایش اقتدار» کند، مسئلهای که به یکی از اساسیترین اختلافات درون حکومت تبدیل شده است.
فراتر از اینها، حتی با وجود سرکوب مرگبار دیماه ۱۴۰۴، اعتراضها در جامعه رو به افزایش است و اقشار مختلف به عناوین گوناگون نارضایتی خود را ابراز میکنند. یکی دیگر از نگرانیهای حکومت، شکلگیری دوباره اعتراضات و انتقام مردم از مأموران امنیتی در گوشه و کنار کشور است؛ وضعیتی که بعید بنظر میرسد حکومت دیگر ابزاری برای مهار یا حل و فصل آن در اختیار داشته باشد.
مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری اسلامی، گفته است مجتبی خامنهای، رهبر جدید نظام، با مذاکرات نمایندگان رژیم با آمریکا مخالفتی نداشته است؛ وگرنه هیچ دیدار و گفتگویی انجام نمیشد. این ننگِ جمهوری اسلامی یعنی مجوز مجتبی خامنهای برای مذاکره با قاتلان پدرش!

