ایالات متحده بیش از بیست ناو جنگی برای تشدید محاصرهی اقتصادی جمهوری اسلامی در اطراف تنگه هرمز مستقر کرده. با اینهمه رژیم تهران با ناامن کردن این آبراه بینالمللی به دنبال امتیاز گرفتن از ترامپ است.
ایالات متحده آمریکا در حالی بیش از بیست ناو جنگی برای تشدید محاصرهی اقتصادی جمهوری اسلامی در اطراف تنگه هرمز مستقر کرده که رژیم تهران با اخلال در کشتیرانی تجاری و اقتصاد جهانی و ناامن کردن این آبراه بینالمللی به دنبال امتیاز گرفتن از دونالد ترامپ در آستانهی انتخابات میاندورهای آمریکاست.

جمهوری اسلامی از آغاز جنگ اخیر در نهم اسفند ۴۰۴، با توجه به اینکه از نظر نظامی توان رویارویی با ایالات متحده آمریکا را نداشته، تلاش میکند تا آن را به یک جنگ اقتصادی بلندمدت از طریق هدف قراردادن بازار انرژی جهان تبدیل کند.
خبرگزاری «سیانان» در یک گزارش تحلیلی که ۸ اوت با عنوان «با تداوم وضعیت اقتصادی پیش از انتخابات میاندورهای، ترامپ با مشکلی مثل کارتر مواجه است» نوشته، در سالهای ۱۹۷۹ و ۸۰ میلادی جمهوری اسلامی با گروگانگرفتن ۵۲ آمریکایی به مدت ۴۴۴ روز، بر انتخابات آمریکا تأثیر گذاشت. امروز نه افراد، بلکه تنگه هرمز به گروگان گرفته شده است. منطق استراتژیک پشت این گروگانگیریها اما یکسان است: فشار مداوم اقتصادی تا جایی که سرانجام هزینهی سیاسی بر ارادهی سیاسی چیره گردد.
محدودیت مقایسه کارتر و منطق آتشبسهای شکستخورده
در سطح برخورد و نوع نگرش، ترامپ همان کارتر نیست. او در مقابله با جمهوری اسلامی روشهای نظامی را شدت بخشیده که کارتر حتی به آن فکر هم نمیکرد. ۱۴۰ حمله در یک شب، حملات به تأسیسات هستهای و هدف قرار دادن زیرساختهای موشکی، تاثیرات فراوانی در تضعیف جمهوری اسلامی داشته است. ترامپ حتی اگر نتواند تنگه هرمز را باز کند، از منظر سیاسی بسیار محکمتر از کارتر است.
استفان کالینسون در ادامهی این تحلیل میافزاید: «نظامیهای جمهوری اسلامی این را میدانند. آنها معتقدند میتوانند بیشتر امتیاز بگیرند، اما نه اینکه بینهایت دوام بیاورند. ترمینالهای نفتی خارک دو هفته بیکار بودند و خریدهای چین نیز با توجه به محاصرهی بنادر ایران بسیار محدود شده است. هدف جمهوری اسلامی در قمار کنونی این است که هزینهی شکست سیاسی ترامپ را در بازگشایی تنگه هرمز تا پیش از ماه نوامبر، از هزینهی اقتصادی خود رژیم در حفظ وضعیت فعلی، بیشتر کند.»
در چنین وضعیتی، تمام آتشبسهای اعلام شده فرو پاشیده، «یادداشتتفاهم اسلامآباد» از بین رفته و دیگر اعلامیههای توافق نیز سریعا توسط رسانههای حکومتی جمهوری اسلامی تکذیب شدهاند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اکنون تنگه هرمز را دارایی استراتژیک خود میداند و بعید به نظر میرسد در یک روند دیپلماتیک آن را تسلیم کند.
پیشتر خبرگزاری رویترز در گزارشی با استناد به «منابع آگاه» از تصمیمگیریهای مقامات جمهوری اسلامی، استراتژی رژیم را فاش کرده بود. تهران نمیتواند آمریکا را در جنگ نظامی شکست دهد، بنابراین به فشار اقتصادی بلندمدت روی آورده تا پیش از انتخابات میاندورهای که اوایل نوامبر برگزار میشود، خواستههای خود را تحقق بخشد. این استراتژی چهار عنصر دارد:
۱. حفظ اختلالات دریایی و بالا نگهداشتن قیمت نفت.
۲. همزمان گسترش فشار بر تردد در دریای سرخ، فعالیتها در کانال سوئز و تهدید زیرساختهای کشورهای حاشیه خلیج فارس برای افزایش هزینهای بیش از قدرت کنترل دریایی آمریکا.
۳. انتظار برای انباشت آسیبهای اقتصادی در داخل آمریکا (قیمت گاز، تورم، فشار بر بازار اوراق قرضه و کاهش اعتماد مصرفکننده).
۴. شرطبندی روی آسیبپذیری سیاسی ترامپ پیش از انتخابات میاندورهای.
موضع جمهوری اسلامی همیشه ثابت بوده و با چانهزنیهای مداوم هیچ تغییری نکرده است. خواستههای رژیم تهران اگرچه بطور معمول در جهت مصرف داخلی و برای راضی نگهداشتن وابستگان و حامیان نظام است، اما از نظر واشنگتن مضحک و غیرقابل پذیرش هستند.
وبسایت مانیتورینگ تنگه هرمز که تحولات این آبراه را رصد می کند در گزارشی نوشته است که اختلاف دو مسیر (مسیر آبهای سرزمینی ایران با هماهنگی جمهوری اسلامی، در برابر مسیر عمان و سازمان دریانوردی بینالمللی بدون نیاز به مجوز جمهوری اسلامی) درواقع دربارهی کنترل است. اگر مسیر ایران به عنوان کریدور رسمی شناخته شود، هر کشتی تجاری بطور ضمنی اقتدار مدیریتی جمهوری اسلامی را میپذیرد و رژیم تهران میتواند برای «خدمات ناوبری»، «حفاظت محیط زیست» و «پایلوتاژ» بدون استفاده از از واژهی ممنوع «عوارض»، هزینه ایجاد کند.
پیشنهاد فعلی عمان شامل «هزینههای کاربری داوطلبانه» و تشکیل یک کنسرسیوم مدیریت مشترک است که عملا خواستهی جمهوری اسلامی را در قالب دیپلماتیک برآورده میکند، اما موضع آمریکا مخالفت با این پیشنهاد است آنهم با این استدلال که رفت و آمد در تنگه هرمز باید مانند گذشته بدون پرداخت هزینه و بدون نیاز به تائید جمهوری اسلامی باشد.
تنگه هرمز برگ برندهی ترامپ تا نود روز آینده
اگر ترامپ بتواند تا پیش از ماه اکتبر و با هر روشی تنگه هرمز را بطور امن باز کند، با توجه به اینکه او دور دوم ریاست جمهوری خود را بر عملکرد اقتصادی و مهارت در توافق استوار کرده، میتواند آن را به عنوان پیروزی به آمریکاییها بفروشد.
نزدیکشدن ترامپ به تفکرات جی. دی. ونس برای رسیدن به توافق– حتی با پذیرش نقش ضمنی جمهوری اسلامی در تنگه هرمز- به همین دلیل است که آمریکا در هر دور مذاکره به جمهوری اسلامی امتیاز داده و تهدیدهای ترامپ نیز دوام نیاورده است.
با این حال، شکل بازی جمهوری اسلامی بسیار ساده است؛ میخواهد آنقدر دوام بیاورد تا تقویم سیاسی آمریکا، ترامپ را وادار به توافقی کند که بر اساس خواست رژیم تهران باشد. تنها یک پرسش باقی میماند: آیا فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که قمار فشارهای اقتصادی- سیاسیِ بقای خود را بر دوش ملت ایران قرار دادهاند، با حفظ این استراتژی در مقابل دونالد ترامپ و با وجود محاصرهی دریایی تنگتر، زودتر به نقطهی شکست خواهند رسید یا نه؟

