از شعار «بمیری ،رهبری رو نبینی» تا رهبری که دیده نمی‌شود

دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱۷ اوت ۲۰۲۶


وقتی رهبر غایب است، چه کسی به نام او حکومت می‌کند ؟

 س. روزبه – در ۱۸ تیر ۱۳۸۸، معترضان در خیابان‌های تهران شعاری سر دادند که بیش از آنکه پیش‌بینی باشد، نفرین و هشدار بود: «مجتبی، بمیری، رهبری رو نبینی.» شانزده سال و هشت ماه بعد، نگرانی نهفته در آن شعار مردم‌ به واقعیتی رسمی بدل شد: قدرت از پدر به پسر رسید و مجتبی خامنه‌ای به هر صورت رهبر شد.

اما مسئله امروز پیچیده‌تر از تحقق یک شعار خیابانی است. پرسش دیگر این نیست که آیا او رهبری را «دید»؛ پرسش این است که آیا خود او را کسی می‌بیند و اگر نه، چه کسی به جای او تصمیم می‌گیرد.

پناهگاهی که به نماد بدل شده است

از حمله ۹ اسفند ۱۴۰۴ که به کشته‌شدن سید علی خامنه‌ای انجامید، گزارش‌های متناقضی درباره وضعیت جسمی و حتی زنده‌بودن مجتبی خامنه‌ای منتشر شده است. حکومت می‌گوید او زنده و مشغول اداره کشور است؛ در حالی که زن و فرزندش و پدرش در آن مکان کشته شدند، اما از دیدارهای اعلام‌شده او هیچ تصویر یا صدای تازه و قابل ‌راستی‌آزمایی منتشر نشده است. او حتی در مراسم تشییع پدر و همسرش نیز دیده نشد.

پنهان‌بودن برای او تازگی ندارد. در دوران رهبری پدرش نیز چهره‌ای پشت پرده بود؛ مسئولیت رسمی و پاسخگویی نداشت و برنامه سیاسی خود را برای جامعه توضیح نمی‌داد. سخنرانی نکرد و .. تفاوت امروز این است که همان چهره کم‌صدا و کم‌تصویر، فرمانده کل قوا و صاحب گسترده‌ترین اختیارات کشور معرفی شده است و سرنوشت جنگ و صلح و ۹۰ میلیون ایرانی را برعهده دارد .

این نوشته شایعات را واقعیت قطعی نمی‌داند و فرض را بر مساعدترین حالت برای حکومت می‌گذارد: که می‌گویند مجتبی خامنه‌ای زنده است. سه احتمال باقی می‌ماند: سالم است اما پنهان مانده؛ جراحاتش امکان فعالیت عادی را گرفته؛ یا فقط عنوان رهبری را دارد و فرماندهان سپاه و مدیران بیت به نام او تصمیم می‌گیرند. هیچ‌کدام اطمینان‌بخش نیست.

آزمون قانون اساسی خود نظام

اصل ۱۰۹ قانون اساسی برای رهبر، صلاحیت علمی لازم برای فتوا ، عدالت و تقوا و همچنین «بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی» تعیین کرده است. کدام‌یک از این شرایط درباره مجتبی خامنه‌ای بطور شفاف اثبات شده است؟

گفته می‌شود او سال‌ها درس خارج فقه تدریس کرده، اما روشن نیست صلاحیت مستقلش برای فتوا  را کدام مراجع معتبر شیعی تأیید کرده‌اند. او پیش از رهبری مسئولیت رسمی و اجرایی نداشت. نزدیکی به بیت پدر و فرماندهان سپاه جای سابقه مدیریت را نمی‌گیرد؛ نفوذ، شایستگی نیست. کسی که برنامه سیاسی خود را به جامعه ارائه نکرده، چگونه واجد بینش و قدرت کافی برای رهبری تشخیص داده شده است؟

اصل ۱۱۱ می‌گوید اگر رهبر از انجام وظایف قانونی ناتوان شود یا یکی از شرایط رهبری را از دست بدهد، باید برکنار شود و تشخیص آن با مجلس خبرگان است. اما آیا خبرگان نهادی با اراده نظارتی مستقل بوده یا رکنی برای تأیید تصمیم‌های دیگران؟ اگر مجتبی خامنه‌ای قادر به انجام وظایفش نیست، چرا اصل ۱۱۱ بررسی نمی‌شود؟ اگر سالم است، چرا سخنرانی زنده یا تصویر تازه‌ای از او منتشر نمی‌شود؟ تمام این ماجرا نشان می‌دهد که سپاه و حکومت همچنان قوانین قانونی و مصوب خود را نقض و فقط برایش بقا مهم می‌باشد.

رهبر سپاه یا نامی برای حکومت سپاه؟

رویترز به نقل از منابع ایرانی گزارش داده که سپاه از رسیدن مجتبی خامنه‌ای به رهبری حمایت کرد و بر مخالفت شماری از چهره‌های سیاسی و روحانی غلبه یافت. این گزارش و روابط دیرینه او با سپاه، فرضیه وابستگی‌اش به فرماندهان را تقویت می‌کند؛ اما برای اثبات «عروسک سپاه» بودن او شاید کافی باشد.

احکام متعددی به نام او صادر می‌شود، بی‌آنکه مردم صدایش را بشنوند یا شاهد تصمیم‌گیری‌اش باشند. چه کسی این احکام را تنظیم می‌کند؟ چه کسی درباره فرماندهان، جنگ و سرکوب داخلی تصمیم می‌گیرد؟ آیا سپاه از رهبر فرمان می‌گیرد، یا نام رهبر غایب پوشش حقوقی حاکمیت سپاه شده است؟

در نظام‌های اقتدارگرا، رهبر غایب ممکن است بر نهاد نظامی حامی مسلط شود، به پوششی برای تصمیم‌های آن تبدیل شود، یا در کشمکش حلقه‌های قدرت کنار گذاشته شود. انسجام درونی سپاه یکی از عوامل تعیین‌کننده این مسیر است، اما وضعیت جسمی مجتبی، جنگ، فشار خارجی و اعتراضات مردم نیز بر آن اثر می‌گذارد.

هزینه سیاسی سکوت، فارغ از حقیقت پشت آن

طولانی‌شدن غیبت، فارغ از علت آن، برای حکومت هزینه سیاسی دارد. حضور عمومی و خطابه، از نماز جمعه تا دیدار با فرماندهان، یکی از ابزارهای اصلی نمایش اقتدار در جمهوری اسلامی بوده است. رهبری که دیده و شنیده نمی‌شود، حتی اگر سالم باشد، این ابزار را از دست داده است.

این غیبت به‌تنهایی بی‌ثباتی حکومت را اثبات نمی‌کند، اما نشانه اختلال در سازوکار نمایش اقتدار است. حکومتی که مردم را زیر نگاه دوربین‌ها و شبکه‌های اطلاعاتی قرار داده، اکنون نمی‌تواند تصویر تازه و معتبری از رهبر خود ارائه کند.

پرسشی که حکومت باید پاسخ دهد

آنچه می‌بینیم، غیبت طولانی مجتبی خامنه‌ای و ناتوانی حکومت در ارائه سند تازه‌ای از فعالیت اوست. اگر زنده و تواناست، چرا مسئولیت را آشکارا بر عهده نمی‌گیرد؟ اگر ناتوان است، چرا اصل ۱۱۱ اجرا نمی‌شود؟ و اگر دیگران به نام او فرمان می‌دهند، آیا نامش چیزی بیش از برچسبی حقوقی برای پوشاندن حکمرانی یک حلقه نظامی است؟

شعار سال ۱۳۸۸ درباره انتقال موروثی رهبری هشدار می‌داد. مسئله امروز شاید از آن نیز فراتر رفته باشد: انتقال قدرت واقعی به نهادی نظامی که پشت نام رهبری غایب و بی‌آنکه پاسخگو باشد، حکومت می‌کند.

پس پرسش فقط این نیست که مجتبی خامنه‌ای چه زمانی از پناهگاه خارج خواهد شد. سؤال  اساسی‌تر این است: آیا کسی در آن پناهگاه واقعا رهبری می‌کند، یا سپاه فقط نام رهبر غایب را بر بالای احکام خود نگه داشته است؟

 

 

 


توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۴ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=406867