نامه امیرحسین موسوی از زندان اوین: ویدئوی پخش شده از صداوسیما «اجباری» و تحت فشار بازجو گرفته شد

- امیرحسین موسوی در نامه‌ای از زندان اوین نوشته «بعد از ۱۴۸ روز تحمل سلول انفرادی، بازداشت همسرم، ضرب و شتم‌های شدید اولیه و فشار جانکاه انفرادی و بلاتکلیفی، با تهدید به بازداشت مجدد همسرم و تکرار و تجدید تمام آنچه بر من گذشته بود، این مصاحبه اجباری گرفته شد.»
- این زندانی سیاسی افزوده «در آن مصاحبه تقریبا تمامی جملاتی که گفتم، حاصل القای بازجو و تحمیل وی بود. همان گفته‌ها نیز با تقطیع و تحریف بسیار از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد.»
- رضا شفاخواه، وکیل موسوی، پخش اعترافات تلویزیونی پیش از برگزاری دادگاه را «نقض آشکار حقوق قانونی» او دانست.
- صداوسیمای جمهوری اسلامی شامگاه دوشنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۴ اقدام به پخش ویدئویی از اعترافات اجباری امیرحسین موسوی کرد. این زندانی سیاسی از ۱۰ ماه پیش در بازداشت نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار دارد.

چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۴ برابر با ۰۸ اکتبر ۲۰۲۵


یک روز پس از پخش ویدئویی از اعتراف اجباری امیرحسین موسوی از صداوسیمای جمهوری اسلامی، این زندانی سیاسی در نامه‌ای از زندان اوین اعلام کرد: «اعتراف اجباری‌ام را با تهدید گرفتند و در تلویزیون تحریف کردند.» او اتهاماتی را که علیه‌اش در این ویدئو مطرح‌ شده رد کرد و گفت اعترافاتی که در این برنامه از او پخش شده، «اجباری» بوده و تحت فشار بازجو گرفته شده است.

صداوسیمای جمهوری اسلامی شامگاه دوشنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۴ اقدام به پخش ویدئویی از اعترافات اجباری امیرحسین موسوی که با نام «جیمز بی‌دین» در «توئیتر» فعال بود کرد. این زندانی سیاسی از ۱۰ ماه پیش در بازداشت نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی در زندان بسر می‌برد.

او یک روز پس از پخش ویدئویی از اعتراف اجباری‌اش در نامه‌ای از زندان اوین تأکید کرده «بعد از ۱۴۸ روز تحمل سلول انفرادی، بازداشت همسرم، ضرب و شتم‌های شدید اولیه و فشار جانکاه انفرادی و بلاتکلیفی، با تهدید به بازداشت مجدد همسرم و تکرار و تجدید تمام آنچه بر من گذشته بود، این مصاحبه اجباری که پایه گزارش ۲۰:۳۰ بود، از من گرفته شد.»

این زندانی سیاسی افزوده «در آن مصاحبه تقریبا تمامی جملاتی که گفتم، حاصل القای بازجو و تحمیل وی بود. همان گفته‌ها نیز با تقطیع و تحریف بسیار از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد.»

امیرحسین موسوی متولد بهمن ۱۳۶۴ و ساکن تهران در شبکه‌های اجتماعی فعال بود و در «توئیتر» (ایکس) با اکانت پرمخاطب «جیمز بی‌دین» حضور داشت. او و همسرش ۲۸ آذرماه ۱۴۰۳ هنگام سفر به جزیره کیش، در فرودگاه مهرآباد و توسط مأموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بازداشت شد. شبنم حسین‌زاده همسر امیرحسین موسوی دو هفته بعد با قرار وثیقه آزاد شد.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، او از شش ماه پیش از بازداشت شناسایی شده و در تور امنیتی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی قرار داشت. شناسایی او توسط یک ایرانی ساکن کانادا و همکار وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی صورت گرفته بود که توانسته بود در شبکه‌های اجتماعی با او ارتباط برقرار کرده و اعتمادش را جلب کند.

در ویدئوی پخش شده در حالی امیرحسین موسوی را با اتهامات سنگینی چون جاسوسی و همکاری اطلاعاتی و امنیتی با اسرائیل روبرو کرده‌اند که کیفرخواست او ماه گذشته با سه اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به مقدسات» صادر شد.

از سوی دیگر در شرایطی ویدئویی از اعتراف اجباری امیرحسین موسوی در نیمه مهرماه از صداوسیمای جمهوری اسلامی پخش شد که نخستین جلسه رسیدگی به اتهامات او قرار است آبان‌ماه برگزار شود. رضا شفاخواه، وکیل موسوی، پخش اعترافات تلویزیونی پیش از برگزاری دادگاه را «نقض آشکار حقوق قانونی» او دانست.

امیرحسین موسوی نیز در نامه‌اش تأکید کرده «برآیند کلی این گزارش و اعترافات اجباری این است که به مخاطب القا کنند سربازان گمنام امام زمان بعد از جنگ ۱۲روزه یک «جاسوس موساد» را گرفته‌اند و ناکامی خود در شناسایی جاسوسان واقعی اسرائیل را به گردن شخصی بیندازند که قریب به یک سال است که بلاتکلیف در زندان است. من امیرحسین موسوی (جیمز بی‌دین) فرزند و پرورده مردم ایران، نه تبادل اطلاعاتی‌ای با خارج داشته‌ام، و نه -طبعاً- در این یک سال بازداشت، دخالتی در رسانه‌ها داشته‌ام.»

متن کامل نامه امیرحسین موسوی به شرح زیر است:

«درود بر مردم شریف وطنم ایران
من امیرحسین موسوی (کاربر توییتری جیمز بی‌دین) هستم که در تاریخ ۲۸ آذر ۱۴۰۳ دستگیر شده‌ام و تاکنون در زندان به سر می‌برم. در تاریخ ۱۴ مهر ۱۴۰۴ در برنامه خبری ۲۰:۳۰ گزارشی در مورد من پخش شد که در آن اتهاماتی بسیار، همگی نادرست، به من زده شد. بنابراین لازم دانستم در این زمینه حقایقی را به اطلاع مردم شریف کشورم برسانم.

ضمن اینکه من در تمام ایام بازداشت «موقت» مهر سکوت بر لبانم زده بودم و قصد نداشتم تا زمان برگزاری دادگاه (که تاریخ آن ۱۴۰۴/۸/۱۱ به تازگی به من ابلاغ شده است) در زمینه پرونده‌ام حرفی بزنم اما در گزارش دیشب، موضوعاتی مطرح شد که هیچ‌یک از آنها حقیقت نداشت و من تصمیم گرفتم از حق مشروع دفاع از خودم استفاده کنم و سکوت خود را بشکنم.

۱. از همان ابتدا، در عنوان گزارش چنین گفته می‌شود که (صهیونیست‌ها چطور در طول جنگ ۱۲ روزه… از “عوامل سلطنت‌طلب” استفاده کردند.) تاریخ دستگیری من، چنان‌که گفتم، ۲۸ آذر ماه ۱۴۰۳ بود یعنی حدود ۶ ماه قبل از آن جنگ کذایی. این معنا چطور درست درمی‌آید؟

۲. بعد از ۱۴۸ روز تحمل سلول انفرادی، بازداشت همسرم، ضرب و شتم‌های شدید اولیه و فشار جانکاه انفرادی و بلاتکلیفی، با تهدید به بازداشت مجدد همسرم و تکرار و تجدید تمام آنچه بر من گذشته بود، این مصاحبه اجباری که پایه گزارش ۲۰:۳۰ بود از من گرفته شد.در آن مصاحبه، تقریبا تمامی جملاتی که گفتم، حاصل القای بازجو و تحمیل وی بود. و چنانکه اشاره خواهد شد، حتی همان گفته‌ها نیز با تقطیع و تحریف بسیار از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد.

۳. در آن گزارش، گروه موسوم به «صد محله» از عوامل اعتراضات ۱۴۰۱ معرفی شد، در حالی که این گروه اساساً در سال ۱۴۰۱ وجود نداشت. در فروردین ۱۴۰۲ شروع به فعالیت در زمینه تولید محتوای انتقادی کرد و در مهر ماه همان سال، یعنی پیش از یکسال قبل از دستگیری من، منحل شد. بنابراین صفحات مجازی مذکور هیچ ارتباطی به اعتراضات سال ۱۴۰۱ نداشتند.

۴. آن گزارش، خانم «الهه» را «عامل رژیم صهیونیستی» معرفی می‌کند. ایشان، یک دوست از صدها دوست عادی من در توییتر بود و چت با ایشان، یکی از هزاران چت من، مطلقاً ارتباطی بین این خانم و رژیم اسرائیل وجود نداشت، یا اگر داشت، من نه خبری از این امر داشتم و نه حتی کوچکترین ظنی به این مورد کردم. مدت زیادی بود که با این خانم در توییتر دوست بودم و مثل هر دوست دیگری، در موضوعات و زمینه‌های مختلف برای من کامنت می‌گذاشت یا با من چت می‌کرد. بریدن و چسباندن و سر هم کردن قطعاتی از چت‌های من و ایشان (که حتی در همان‌ها هم دوستی عادی من و ایشان هویداست) کاری است خطا و ناجوانمردانه.

۵. گزارش کاربری با نام «Avi» را یک رتبه بالاتر از الهه معرفی می‌کند، به گونه‌ای که انگار صحبت از درجات نظامی است. ایشان هم مثل خانم الهه صرفاً یک کاربر فعال توییتر است و من به دلیل آن که با ایشان آشنا شده بودم، فقط یک‌بار به یک چت سه نفره با ایشان رفتم.

۶. به ادعای گزارشگر، کاربر AVi اطلاعاتی را که از من گرفته، مستقیماً برای موساد فرستاده است،در حالی که من هیچ اطلاعاتی، تاکید می‌کنم هیچ اطلاعاتی حتی اطلاعات عمومی هم به او نداده‌ام. اگر مدرکی خلاف گفته من وجود دارد، خوشحال می‌شوم آن را منتشر کنند. اصلاً شروع آشنایی من با ایشان به این دلیل بود که الهه وی را یک شهروند عادی اسرائیلی و منتقد دولت خود معرفی کرده بود. مدرک این چت هم موجود است.

۷. ادعای گزارشگر در مورد اینکه از من سوال شده باشد که (هدف گرفتن پدافندها، تاسیسات هسته‌ای، اماکن نظامی یا کدام محل جامعه را به آشوب می‌کشد؟) خلاف واقع است. اساساًً من اعتقاد دارم تصمیم اسرائیل برای هدف گرفتن نقاطی در ایران حاصل تحقیقات طولانی و مستقل آنهاست، نه اینکه یک کاربر توییتری از یک کاربر دیگر نظری بپرسد و این نظر تبدیل به تصمیم راهبردی و نظامی یک کشور بشود.

۸. بخشی کاملاً تقطیع شده از حرف‌های من در مصاحبه اجباری در مورد مراکز انتظامی (یگان ویژه و …) پخش شد و این نکته به عمد ناگفته ماند که من -چنانکه حتی در اعترافاتم تصریح کرده بودم- از قصد به آن کاربر اطلاعاتی گمراه کننده در مورد استقرار این نهادها دادم و از نقاط حضور آنها اظهار بی‌اطلاعی کردم و حتی در چت‌های پرینت شده من در آن گفتگو این نکته مشهود است که به محض آنکه آن شخص کلمه «موساد» را نوشت بلافاصله من به چت خاتمه دادم و دیگر هرگز با آن شخص گفتگو نکردم. زیرا از آن لحظه به بعد، بوی خیانت به کشورم به مشامم خورد و به عنوان شخصی بی‌نهایت ایران‌دوست هرگز، هرگز حاضر به خیانت به آب و خاکم نبوده و نیستم.

۹. در آن گزارش توییتی از من نشان داده می‌شود که تاریخ آن تعمداً بریده شده است. این توییت در واقع بعد از حمله اسرائیل در پاسخ به عملیات وعده صادق۲ در تابستان ۱۴۰۳ نوشته شده است. کاربران معترض و منتقد توییتر در آن زمان وهر زمان دیگر که درگیری پیش می‌آمد، همگی عکس‌های ماهواره‌ای عمومی و در دسترس را به طنز و جد توییت می‌کردند و هیچگونه اطلاعات محرمانه‌ای در هیچ‌یک از آن عکس‌ها نبود و من هم آن عکس ماهواره‌ای را از توییتر برداشته و توییت کرده‌ام و من اساساً به اطلاعات و عکس‌های محرمانه دسترسی نداشته‌ام.

۱۰. گزارشگر در فرازی از دروغ‌های خود به «تأمین اطلاعات مراکز حساس نظامی» اشاره می‌کند، در صورتی که من هیچ‌ اطلاعاتی در این زمینه به هیچ کاربری نداده‌ام. و چنان‌که گفتم، من که یک شغل آزاد ساده داشتم، اصولاً اطلاعاتی نداشتم که بخواهم با ارائه آنها به میهنم خیانت کنم. من تنها یک شهروند عادیِ معترض و آزادی‌خواهم.

۱۱. در پایان این گزارش تقطیع شده و بر پایه مصاحبه اجباری، گزارشگر ادعا می‌کند که در مرحله بعد از ارائه اطلاعات، من نتایج حمله اسرائیل را نشر داده‌ام، و سپس تصاویری از انفجارهای حاصل از حمله اسرائیل به نمایش می‌گذارد تا به بینندگان القا کند که من در نشر آن تصاویر نقش داشته‌ام، در حالی که تصریح می‌کنم که من از آذر ماه ۱۴۰۳ در بازداشت و انفرادی بوده‌ام و هنوز هم در زندان اوین هستم و در جنگ ۱۲ روزه مثل سایر زندانیان جز به اخبار صدا و سیما هیچ دسترسی به هیچ رسانه یا شبکه اجتماعی‌یی نداشتم.

۱۲. گزارشگر به دروغ می‌گوید انتشار آن تصاویر می‌شود «آخرین مأموریت» من، و بعد به دست سربازان گمنام امام زمان دستگیر می‌شوم. کدام ماموریت؟ بار این کلمه چنان سنگین است که علناً به من برچسب «مامور» بودن می‌زند. مامور کدام نهاد؟ کدام پول؟ گویی من مامور اسرائیل بوده‌ام و بعد از جنگ ۱۲ روزه بازداشت شده‌ام. بارها گفتم و بار دیگر می‌گویم، حدود یک سال است که در زندانم(۶ ماه آن در بازداشتگاه و انفرادی) و حدود ۶ ماه پیش از جنگ ۱۲روزه دستگیر شده‌ام.

۱۳. در انتهای گزارش در جمله از مصاحبه اجباری را تقطیع کردند و به هم چسباندند: «حمایت از اسرائیل سیاه‌ترین کاری بود که کردم» و «الان اگر ازم بپرسند چند نفر کشته و زخمی شدند نمی‌دانم» و این‌گونه القا می‌کنند که جمله دوم را در مورد جنگ ۱۲ روزه گفته‌ام. مردم عزیز! مصاحبه را در اردیبهشت ۱۴۰۴ گرفتند یعنی یک ماه پیش از حمله اسرائیل! پرسشی که پاسخش را شنیدید، دقیقاً این بود: «می‌دونی تو جریان مهسا امینی(کذا) چند نفر کشته و زخمی شدند؟» و من گفتم نمی‌دانم. به نظر می‌رسد این تقطیع و چسباندن‌ها، حتی در مورد مصاحبه کاملاً اجباری خودشان، تنها یک دلیل دارد و آن، القا کردن این حس به بینندگان است که گویی من خود را مسبب کشته شدن هموطنانم در حمله اسرائیل می‌دانم! دورم باد.

۱۴. برآیند کلی این گزارش و اعترافات اجباری این است که به مخاطب القا کنند سربازان گمنام امام زمان بعد از جنگ ۱۲روزه یک «جاسوس موساد» را گرفته‌اند و ناکامی خود در شناسایی جاسوسان واقعی اسرائیل را به گردن شخصی بیندازند که قریب به یک سال است که بلاتکلیف در زندان است. من امیرحسین موسوی (جیمز بی‌دین) فرزند و پرورده مردم ایران، نه تبادل اطلاعاتی‌ای با خارج داشته‌ام، و نه -طبعاً- در این یک سال بازداشت، دخالتی در رسانه‌ها داشته‌ام. ساکت مانده بودم تا به پرونده‌ام در فضایی آرام و منطقی رسیدگی شود. اما شخصی را که هنوز پا به دادگاه نگذاشته، از متهم به مجرم جلوه دادند. من هم به ناچار حقایق را با شما در میان گذاشتم. همواره خود را فرزند شما می‌دانستم. از درد شما می‌گفتم. امروز می‌خواهم درد مرا از میان کلماتم لمس کنید. این بود پایان اولین گفتگویم با شما هموطنان و همدردانم. در پایان خطاب به صدا و سیما و مدیران آن بخش خبری یادآور می‌شوم که ایشان موظفند طبق قانون مطبوعات این دفاعیه را در همان برنامه خبری منتشر کنند و در صورت استنکاف، حق شکایت از آنها را برای خود محفوظ می‌دانم.

پاینده باد ایران و ایرانی
امیرحسین موسوی
۱۴۰۴/۷/۱۵
زندان اوین»

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۴ / معدل امتیاز: ۴٫۸

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=388505