جنگ موشکی دوم میان جمهوری اسلامی و اسرائیل

- ولید فارِس مشاور سابق ترامپ در امور خاورمیانه و دبیرکل کنونی گروه پارلمانی آتلانتیک در مقاله‌ای که در ایندیپندنت عربی منتشر شد می‌نویسد، «اگر جنگ موشکی دوم میان جمهوری اسلامی و اسرائیل رخ دهد، از نوعی خواهد بود که منطقه تاکنون مشابه آن را تجربه نکرده است و نتایج آن با هیچ‌یک از جنگ‌های پیشین منطقه قابل مقایسه نخواهد بود».
-«تهران زمان کافی برای بازسازی نیروی هوایی خود ندارد، اما فرصت لازم را به‌دست آورده تا با کمک چین و روسیه یک ناوگان موشکی جدید ایجاد کند».
-«دو طرف می‌توانند جنگی تازه را شعله‌ور کنند یا از انفجار آن جلوگیری نمایند، اما چنین جنگی پیامدها و آثار فراوان و خطرناکی خواهد داشت؛ نه فقط برای دو کشور، بلکه برای محیط پیرامونی آن‌ها، برای کشورهای دیگر، و بی‌تردید برای سیاست خارجی ایالات متحده، و شاید حتی برای سیاست داخلی آن و انتخابات کنگره».

پنج شنبه ۴ دی ۱۴۰۴ برابر با ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵


ولید فارِس (ایندیپندنت عربی)- اگر جنگ موشکی دوم میان جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل رخ دهد، از نوعی خواهد بود که منطقه تاکنون مشابه آن را تجربه نکرده است و نتایج آن با هیچ‌یک از جنگ‌های پیشین منطقه قابل مقایسه نخواهد بود. بنابراین بیایید از توان تحلیلی و راهبردی خود برای ترسیم برخی سناریوهای ممکن استفاده کنیم؛ آن هم در نوعی رقابت نسبی با هوش مصنوعی.

تهران، جنگ ۱۲ روزه

چندین رویکرد تحلیلی بر آنچه در تابستان گذشته رخ داد تکیه دارد؛ یعنی جنگ ۱۲روزه میان اسرائیل و جمهوری اسلامی، حملات متقابل، نقش آمریکا، میانجی‌گری قطر، و ضربه قاطعی که رئیس‌جمهور دونالد ترامپ به پروژه هسته‌ای جمهوری اسلامی وارد کرد. پرسش اکنون این است: اگر شرایط تازه‌ای برای رویارویی میان این دو رقیب منطقه‌ای انباشته شود، این تقابل چگونه می‌تواند پیش برود، تحرکات مورد انتظار چه خواهد بود و چه کسی پیروز از آن خارج می‌شود؟

در آغاز باید پرسید: اگر چنین سناریویی رخ دهد، چه کسی آغازگر خواهد بود؟ این دشوارترین پرسش است، زیرا چنین فرضی هم‌زمان بر درس‌های گذشته و اهداف آینده بنا می‌شود. از این رو، پرسش نخست درباره توانایی دو طرف در بهره‌گیری از درس‌های جنگ تابستانی است.

اسرائیل به‌خوبی دریافته است که ایران اکنون قادر است به‌صورت راهبردی و از طریق موشک‌های استراتژیک متعدد پاسخ دهد و ویرانی گسترده‌ای در شهرها و شهرک‌های اسرائیلی ایجاد کند. مهم‌تر آن‌که توان موشکی جمهوری اسلامی اکنون قادر به پوشش کامل سرزمین‌های اسرائیل است، حتی بدون پشتیبانی باتری‌های «حزب‌الله»، «حماس» و حوثی‌ها.

با وجود آن‌که توان نظامی اسرائیل موفق شد ضربات سنگینی در سراسر «جبهه مقاومت» و در داخل ایران وارد کند، اما آشکار شد که مساحت دولت عبری در برابر قدرت آتش استراتژیک جمهوری اسلامی آسیب‌پذیر شده است. از این‌رو، تفکر راهبردی اسرائیل نمی‌تواند با احتمال بازسازی، تقویت و تجهیز دوباره زرادخانه موشکی جمهوری اسلامی کنار بیاید؛ به‌ویژه پس از آن‌که مردم اسرائیل و افکار عمومی آمریکا انفجارها در تل‌آویو و حیفا را مشاهده کردند.

از این‌جا می‌توان نتیجه گرفت که رهبری نظامی اسرائیل به‌دقت توان نظام ایران را در بازسازمان‌دهی دو سلاح زیر نظر دارد: نخست، شبکه موشک‌های پدافند هوایی؛ و دوم، استقرار دوباره موشک‌های بالستیک پیشرفته‌تر. اگر تهران از این دو خط عبور کند، اسرائیل ممکن است دست به اقدام بزند.

رهبری ایران این واقعیت را می‌داند و برای آن آماده می‌شود، و رویکردش به این چالش تقریباً معکوس رویکرد دشمنش است. حاکمان ایران آگاه‌اند که اسرائیل در صورت توسعه سامانه‌های دفاعی آن‌ها جنگی را علیه‌شان آغاز خواهد کرد، اما نظام از تداوم عدم توازن راهبردی نیز بیم دارد، زیرا این امر موضع آن را در برابر کشورهای عربی که به‌سرعت در حال افزایش تسلیحات خود هستند، و در برابر دولت ترامپ که تهران را برای پذیرش سازشی محدودکننده توانمندی‌هایش تحت فشار قرار می‌دهد، تضعیف می‌کند.

دلیل واقعی مخالفت جمهوری اسلامی، نگرانی از قدرت‌گیری دوباره مخالفان مردمی در داخل کشور و جسارت آن‌ها برای تجدید اعتراضات علیه حاکمان است. از این منظر، «سپاه پاسداران» بیم آن دارد که اسرائیل یک کارزار غافلگیرکننده حملات هوایی را ابتدا علیه پدافند هوایی ایران، سپس علیه موشک‌ها، و خطرناک‌تر از آن علیه پایگاه‌های «پاسداران» و «بسیج» آغاز کند؛ همان‌گونه که در روزهای پایانی جنگ تابستان گذشته رخ داد.

چنان‌که پیش‌تر اشاره شد، نیروی هوایی اسرائیل تمرکز خود را بر بمباران مراکز شبه‌نظامیان مردمی وابسته به نظام قرار داد؛ نیروهایی که کنترل خیابان‌ها را در دست دارند و با معترضان برخورد می‌کنند. وزارت دفاع در تل‌آویو در آستانه نابودی بخش عمده‌ای از مراکز «بسیج» بود، اگر دولت ترامپ درخواست پایبندی به آتش‌بس را مطرح نمی‌کرد.

در آن زمان، رژیم تهران از برخی کشورهای عربی التماس کرد که میان آن و واشنگتن میانجی‌گری کنند تا بر اسرائیل برای توقف حملات هوایی علیه این شبه‌نظامیان فشار وارد شود؛ نیروهایی که اگر بمباران ادامه می‌یافت، احتمالاً فرو می‌پاشیدند. با فروپاشی «بسیج»، نظام وارد مرحله‌ای از آشوب می‌شد که شاید به سقوط آن می‌انجامید. از این رو می‌توان گفت مذاکره‌کنندگان دولت آمریکا، به دلیل اشتیاقشان برای دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی، نظام را از سقوط نجات دادند.

چندین ماه بدون دستیابی به هرگونه تفاهم درباره توافق با جمهوری اسلامی سپری شد، اما نظام از مهار اسرائیل بهره برد و بازتسلیح، توسعه و نوسازی سلاح‌های راهبردی خود را آغاز کرد؛ امری که اسرائیل را به آماده‌سازی برای احتمال وارد کردن یک ضربه هوایی سوق می‌دهد.

جمهوری اسلامی زمان کافی برای بازسازی نیروی هوایی خود ندارد، اما زمان لازم را برای ایجاد یک ناوگان موشکی جدید با کمک چین و روسیه، و تا حدی کره شمالی، به‌دست آورده است. مسئله زمان‌بندی همچنان باقی است و این بازی میان دو دولت به‌شدت پیچیده شده است.

اسرائیل به دلیل گسترش آرایش‌های موشکی جمهوری اسلامی قادر به انتظار طولانی نیست؛ آرایش‌هایی که دستیابی به آن‌ها از شرق و شمال ایران آسان است. در مقابل، تهران می‌کوشد طولانی‌ترین زمان ممکن را به‌دست آورد تا نیروی بازدارنده خود را تکمیل و مخالفان داخلی را تضعیف کند.

اما روحانیون حاکم ممکن است به یک حمله پیش‌دستانه برای جلوگیری از حمله پیش‌دستانه اسرائیل علیه جمهوری اسلامی تصمیم بگیرند. دولت نتانیاهو موشک‌های ایران را هدف قرار خواهد داد و موشک‌های خامنه‌ای سکوهای پرتاب موشک و فرودگاه‌های اسرائیل را نشانه خواهند رفت؛ چرخه‌ای بسته و دایره‌وار از ویرانی.

دو طرف می‌توانند جنگ تازه‌ای را شعله‌ور کنند یا از بروز آن جلوگیری نمایند، اما چنین جنگی پیامدها و آثار فراوان و خطرناکی خواهد داشت؛ نه تنها برای دو کشور، بلکه برای پیرامون آن‌ها، برای کشورهای دیگر، و بی‌تردید برای سیاست خارجی ایالات متحده، و شاید برای سیاست داخلی آن و انتخابات کنگره.

*نویسنده: ولید فارس – مشاور سابق ترامپ در امور خاورمیانه و دبیرکل کنونی گروه پارلمانی آتلانتیک
*منبع: ایندیپندنت عربی
*ترجمه: کیهان لندن

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۸ / معدل امتیاز: ۳٫۹

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=393152