بحران عقلانیت: واکاوی پارادوکس ژئوپلیتیک ایران پس از «ژانویه خونین»

یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۰۸ فوریه ۲۰۲۶


عرفان نوربخش – زمستان ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی ایران را در برابر یک دوراهی سرنوشت‌ساز تاریخی قرار داده است. در پی وقایع فاجعه‌بار «ژانویه خونین» – دوره‌ای که با ناآرامی‌های بی‌سابقه در سراسر کشور و سرکوب‌های متعاقب آن شناخته می‌شود – کشور در وضعیتی از تعلیق به سر می‌برد. در حالی که خیابان‌های تهران تحت سکوتی سنگین و نظامی قرار دارند، راهروهای دیپلماتیک مسقط در عمان به صحنه‌ای برای مذاکرات غیرمستقیم و حساس میان واشینگتن و تهران بدل گشته است. با این حال، در لایه‌های زیرین این مذاکرات موسوم به «دورِ عمان»، پدیده‌ای عمیق‌تر و نگران‌کننده‌تر به چشم می‌خورد: بحران جدی عقلانیت سیاسی که نه تنها توده‌های مردم، بلکه بخش قابل توجهی از نخبگان تحلیلی ایران را نیز درگیر کرده است.

سایه مسقط و تله کلاوزویتسی

در اوایل فوریه ۲۰۲۶، چشم‌انداز ژئوپلیتیک با آنچه نظریه‌پردازان نظامی «توقف استراتژیک» می‌نامند، تعریف می‌شود. ازسرگیری گفتگوها در مسقط با حضور چهره‌های کلیدی دیپلماتیک، از دید بسیاری بیش از آنکه تلاشی صادقانه برای صلح باشد، یک مانور تاکتیکی قلمداد می‌شود. تحلیلگران بر این باورند که هر دو قدرت حاکم در حال «خرید زمان» برای تنظیم قوای خود جهت یک رویارویی نهایی احتمالی هستند.

استدلال متقاعدکننده‌ای وجود دارد مبنی بر اینکه دولت ترامپ در حال بهره‌گیری از استراتژی‌ای ریشه‌دار در آموزه‌های کارل فون کلاوزویتس است؛ کسی که جنگ را ادامه سیاست با وسایل دیگر می‌دانست. واشینگتن با تداوم سیاست «فشار حداکثری» در کنار تعامل دیپلماتیک، به دنبال تحمیل «تسلیم بدون شلیک گلوله» است؛ یعنی وادار ساختن جمهوری اسلامی به پذیرش شرایطی چنان دشوار که به مثابه یک فروپاشی مدیریت‌شده باشد. با این حال، هشدارهای رهبری ایران درباره یک « جنگ منطقه‌ای»، نشان‌دهنده خطرات فاجعه‌باری است که در کمین است. یک درگیری مستقیم ممکن است منجر به سرنگونی رژیم فعلی شود، اما «خون‌ریزی» ناشی از آن برای منابع ایالات متحده و ثبات منطقه می‌تواند آینده سیاسی جریان‌های داخلی آمریکا را به خطر اندازد.

کالبدشکافی ناامیدی: چرا روایت «کمک در راه است» تداوم می‌یابد؟

در داخل ایران، فضا مملو از فرسودگی عمیق است. با رسیدن ارزش ریال به پایین‌ترین سطح تاریخی خود و تورمی که معیشت اولیه را به چالشی روزمره تبدیل کرده‌است، بخشی از مردم نگاه خود را به بیرون دوخته‌اند. امیدی مستمر و تا حدی مسیحایی در میان برخی دیده می‌شود که دونالد ترامپ – همان معمار تحریم‌هایی که گلوگاه اقتصاد را فشرده است – به نوعی در نقش یک آزادی‌بخش ظاهر خواهد شد.

این پارادوکس پرسشی بنیادین را برمی‌انگیزد: چرا در قرن بیست و یکم، بخش بزرگی از ملت ایران و روشنفکران آن همچنان نگاهی عاطفی و حتی اسطوره‌ای به سیاست دارند؟ این عاطفی‌گرایی ناشی از کمبود هوش نیست، بلکه محصول چهار ستون متمایز فرهنگی و تاریخی است:

۱. سیاستِ «تحقیر» و هویت

برای ناظران غربی، سیاست اغلب به مثابه یک «سیستم مدیریتی» نگریسته می‌شود. اما در خاورمیانه، سیاست اغلب یک نبرد هویتی است:

– ترومای تاریخی: از «بازی بزرگ» در قرن نوزدهم تا کودتای ۱۳۳۲، روانِ ایرانی با روایتی از خیانت خارجی زخم خورده است. این وقایع ریشه‌های روابط مدرن ایران و غرب را مسموم کرد و میراثی بر جای گذاشت که در آن انگیزه‌های خارجی همواره از دریچه خصومت ذاتی نگریسته می‌شود.

-فقدان منزلت: برای تمدنی با پیشینه تاریخی امپراتوری ایران، مداخله خارجی به مثابه یک «تحقیر» تجربه می‌شود. در نتیجه، مواضع سیاسی اغلب بیش از آنکه برآمده از عمل‌گرایی سرد باشد، ناشی از خشم و غرور است. این یک مکانیسم دفاعی برای حفظ عزت ملی است.

۲. فردگرایی در برابر تفکر سیستمی

فرهنگ سیاسی خاورمیانه تمایل شدیدی به انتساب فردی دارد. در حالی که یک رأی‌دهنده غربی ممکن است «بن‌بست‌های نهادی» را مقصر بداند، لنز ایرانی اغلب به دنبال یک «چهره» برای دشمن می‌گردد:

دست پنهان»: مشکلات به‌ندرت تصادفی پنداشته می‌شوند. آن‌ها به نیت مشخص و شرورانه یک رهبر نسبت داده می‌شوند.

-عامل «قرابت»: در فرهنگی که برای وفاداری شخصی ارزش زیادی قائل است، شکست یک رهبر نه به عنوان یک خطای سیاستی، بلکه به مثابه خیانت شخصی یک «شخصیت پدرگونه» تجربه می‌شود.

۳. روایت‌های مذهبی و حماسی

ایران دارای یک «میراث مقدس» است که در آن عاطفه به عنوان ابزار اصلی بسیج سیاسی عمل می‌کند:

-پارادایم کربلا: لنز شیعی اغلب سیاست را از دریچه نبرد ابدی مظلوم در برابر ظالم می‌بیند. این نگاه، چرخه‌ای قدرتمند از سوگ، خشم و ایثار را برمی‌انگیزد.

-سیاست نمایشی: شعارها و اعتراضات اغلب کنش‌هایی از «شجاعت اخلاقی» هستند. برای یک شنونده غربی، این رفتارها عاطفی به نظر می‌رسند، اما در واقع زبان فرهنگی عمیقاً شناخته‌شده‌ای برای مقاومت هستند.

۴. واقعیتِ «مخاطره‌آمیز» برای بقا

در نهایت، باید پذیرفت که در خاورمیانه، سیاست مسئله مرگ و زندگی است. در یک دموکراسی پایدار، شکست در انتخابات به‌ندرت امنیت فیزیکی فرد را تغییر می‌دهد. اما در ایران، سیاست تعیین می‌کند که آیا خانواده شما زندانی می‌شوند یا آیا به حداقل‌های معیشتی دسترسی خواهید داشت یا خیر. در چنین فضایی، ترس و ناامیدی واکنش‌های عاطفی نیستند، بلکه تنها واکنش‌های منطقی به یک تهدید وجودی محسوب می‌شوند.

تداوم توط‌ئه‌انگاری

مؤلفه کلیدی این فضای عاطفی، رواج تئوری‌های توطئه است. این تئوری‌ها پیامد منطقی یک محیط سیاسی خاص هستند و به این دلیل تداوم می‌یابند که در تاریخ ایران، توطئه‌ها واقعی بوده‌اند. وقتی «دست‌های پنهان» واقعاً تاریخ یک ملت را شکل داده‌اند، جستجوی آنها در زمان حال به شکلی از تحلیل بقاگرایانه تبدیل می‌شود.

مقایسه لنزهای سیاسی

ویژگی رویکرد غربی رویکرد خاورمیانه‌ای
محرک اصلی منافع و مدیریت هویت و عزت
تمرکز بر تقصیر سیستم‌ها و نهادها رهبران فردی و توطئه‌ها
لنز تاریخی پیشرفت‌محور عدالت‌محور و حافظه‌محور
سبک بیان فنی و حقوقی حماسی و نمادین

نتیجه‌گیری: به سوی یک سیاستِ سکولار

وقایع تراژیک «ژانویهٔ خونین» نشان داده است که رژیم فعلی دیگر نمی‌تواند از طریق رضایت عامه حکومت کند و صرفاً به اجبار متوسل است.با این حال، تا زمانی که ایرانیان به سیاست به مثابه یک «امر قدسی» می‌نگرند یا منتظر یک «ناجی مقدس» از غرب هستند، در تله باقی خواهند ماند. فارغ از اینکه رهبر بعدی چه کسی باشد، او یک سیاستمدار خواهد بود؛ تابع همان الزامات فریب، سازش و منافع عمل‌گرایانه‌ای که پدیده سکولارِ «قدرت» را تعریف می‌کنند.

زمان آن فرا رسیده است که ملت ایران نگاه خود به رهبری را «سکولار» کند. تغییر واقعی با جایگزینی یک کیش شخصیت با دیگری حاصل نخواهد شد. این تغییر زمانی رخ خواهد داد که مردم ایران از مقدس‌انگاری رهبران دست بردارند و با سیاست به عنوان یک واقعیتِ سرد و مبتنی بر منافع برخورد کنند. تنها در این صورت است که می‌توانند از ناامیدی ژانویه عبور کرده و به سوی آینده‌ای بر پایه ثبات نهادی – و نه امید عاطفی -حرکت کنند.


References:

  • Abrahamian, E. (2013). The Coup: 1953, the CIA, and the Roots of Modern U.S.-Iranian Relations. The New Press.
  • Clausewitz, C. von (1832). On War (Vom Kriege).
  • Gray, M. (2010). Conspiracy Theories in the Arab World: Sources and Politics.
  • The Washington Post (2026). “U.S. and Iran hold nuclear talks amid threats of regional war.” Published February 6, 2026.

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۷ / معدل امتیاز: ۴٫۳

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=396596