مهدی نوذر – این روزها بعضیها طوری وانمود میکنند که انگار قرار است دوباره همان سناریوی دوران اوباما تکرار شود؛ یعنی آمریکا میلیاردها دلار به جمهوری اسلامی بدهد، تحریمها کامل برداشته شود و حکومت جان تازه بگیرد.
اما واقعیت حرفهای ترامپ دقیقا برعکس این تصویر است.
ترامپ بارها گفته هدفش این نیست که جمهوری اسلامی را تقویت کند.
حتی وقتی از توافق حرف میزند، منظورش «باج دادن» نیست؛ منظورش این است که جمهوری اسلامی باید از پروژههایی که دنیا را به تنش کشانده عقبنشینی کند، بدون اینکه در مقابل، پول و امتیاز بزرگ بگیرد.
فرق اصلی نگاه او با مدل اوباما همینجاست.
در مدل اوباما، جمهوری اسلامی هم برنامه هستهای را کامل نگه داشت، هم پول آزاد شد، هم حکومت نفس تازه گرفت.
اما چیزی که امروز از حرفهای ترامپ فهمیده میشود این است که میگوید: «اگر میخواهید تنش کمتر شود، باید امتیاز بدهید؛ اما قرار نیست من به شما امتیازی بدهم .»
یعنی حتی اگر توافقی هم شکل بگیرد، معنایش این نیست که جمهوری اسلامی ناگهان قدرتمند و تثبیت میشود.
برعکس، پیامی که بارها تکرار شده این است: تحریمهای اصلی سر جایشان میمانند، فشار اقتصادی باقی میماند و تغییر واقعی فقط وقتی رخ میدهد که خود مردم مسیر آیندهشان را تعیین کنند.
بعضی رسانهها عمدا طوری فضا میسازند که مردم ناامید شوند؛ یا این تصور را جا بیندازند که «دنیا با جمهوری اسلامی کنار آمده و دیگر هیچ امیدی نیست.»
در حالی که واقعیت این است:
نه آمریکا آمده جمهوری اسلامی را نجات بدهد نه قرار است کسی از بیرون آزادی را هدیه بدهد.
دنیا فقط دارد میگوید: «ما نمیخواهیم جنگ هستهای شود ولی باید آینده ایران را مردم ایران تعیین کنند.»
و این دقیقا همان چیزی است که خیلیها فراموش میکنند.
اگر حکومتی بعد از این همه بحران، تحریم، اعتراض، فرار سرمایه، مهاجرت گسترده و نارضایتی عمومی هنوز مجبور است هر روز با تبلیغات به مردم امید مصنوعی بدهد، یعنی خودش هم میداند روی زمین سفتی نایستاده است.
امید واقعی از اینجا میآید:
از اینکه مردم ایران هنوز زندهاند،
هنوز میفهمند،
هنوز فراموش نکردهاند،
هنوز شاهزاده را در کنار خودمان داریم
و هنوز آیندهای بهتر از این وضعیت را تصور میکنند.
هیچ حکومتی فقط با شعار و دروغ و پروپاگاندا دوام نمیآورد.




