ترامپ، ایران و یکی دو ردیف صندلی‌ جلو

-برای جمهوری اسلامی پذیرش شرایط ترامپ و درواقع «خلع سلاح» معنایی بجز نابودی ندارد. در این شرایط تا آخرین حد ممکن در مقابل تحریم‌ها مقاومت خواهد کرد، حتا اگر ماشین سرکوب را دوباره به خیابان‌ها برگرداند. «ماشین سرکوب» در حالی مهم‌ترین نقطه قوت جمهوری اسلامی در برابر مردم است که همزمان می‌تواند اساسی‌ترین نقطه ضعف آن نیز باشد. فرماندهانی که این ماشین را به حرکت درمی‌آورند و مدیران ارشدی که سوخت این ماشین را تأمین می‌کنند همان افرادی هستند که تروریسم را پیش می‌برند و منابع مالی آن را تأمین می‌کنند.
-به بیان روشن‌تر، «نهادهای سرکوب» و «نیروهای مسلح» جمهوری اسلامی به عنوان دشمنان ملت ایران و حامیان تروریسم و تهدیدکنندگان منافع آمریکا و «مدیران و دلالان اقتصادی» که در یکی دو ردیف صندلی جلوی قدرت و ساختار نظام نشسته‌اند، همان صندلی‌های تعیین‌کننده‌ای را اشغال کرده‌اند که اگر به سرعت خالی شوند، هم به ریزش سرکوبگران در ردیف‌های پشتی کمک می‌شود و هم ایستادگی مردم ایران را در مقابل جمهوری اسلامی تقویت می‌کند.

پنج شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ فوریه ۲۰۲۵


حامد محمدی- دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا، در تلاش برای پایان دادن به جنگ در اوکراین، ولودیمیر زلینسکی رئیس‌ جمهور این کشور را زیر فشار قرار داد تا در ازای حمایت ایالات متحده، حق بهره‌برداری از منابع معدنی اوکراین را به آمریکا بدهد که جبران کمک‌های مالی و نظامی آمریکا به کی‌یف شود.

قاب عکس رئیسی و امیرعبداللهیان در مراسم افتتاحیه مجلس شورای اسلامی / خرداد ۱۴۰۳

ترامپ همزمان با مذاکرات مستقیم با روسیه، با دور زدن اوکراین که در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ مورد تهاجم نظامی پوتین قرار گرفت، در فشار آوردن به  زلینسکی تا جایی پیش رفت که او را «دیکتاتور بدون انتخابات» نامید. ولودیمیر زلینسکی در واکنش به این فشارها اعلام کرد که در صورت برقراری صلح در اوکراین حاضر است از مقام خود کنار برود. در نهایت نیز مجبور به پذیرش توافق بر سر بهره‌‌برداری آمریکا از معادن اوکراین شد.

ترامپ می‌داند چطور از اهرم قدرت برای چانه‌زنی و کسب سود برای آمریکا استفاده کند، حتی اگر خودش طرف جنگ نباشد. کاری که فرانکلین روزولت، هری ترومن و رونالد ریگان هم خوب بلد بودند. آنها هیچکدام آغازگر جنگ نبودند اما «از جنگ دیگران» برای منافع سیاسی و اقتصادی آمریکا استفاده کردند.

ترامپ و اهرم زور

برای ترامپ استفاده از اهرم زور در کنار سیاست خارجی ابزاری برای کسب منافع اقتصادی است. او می‌خواهد آمریکا برای مردم کشورش یک کمپانی سودآور باشد و در جهان رهبران و کسانی را متحد واقعی خود می‌داند که در این مسیر با او همراه باشند. او همچنین معتقد است آمریکا سفره رایگان نیست که برای همه دنیا بذل و بخشش کند. با این مدل فکری، «چانه‌زنی برای بهترین معامله» در اولویت اوست. بنابراین همزمان هم از اوکراین امتیاز می‌گیرد و هم با روسیه مذاکره می‌کند.

کمتر کشوری در دنیا هست که مقامات آن از چنین موقعیت منحصر به فردی برای چنین معامله‌هایی برخوردار باشند. هنری کیسینجر نیز در دوران جنگ سرد هم با چین مذاکره کرد، هم با شوروی، تا منافع آمریکا را تأمین کند.

ترامپ یک سیاستمدار عملگرا است. او معمولاً قبل از مذاکره، در کوتاه‌ترین زمان شرایط را بحرانی قلمداد می‌کند تا طرف مقابل احساس کند چاره‌ای جز مذاکره و معامله ندارد. چهل و پنجمین و چهل و هفتمین رئیس جمهور ایالات متحده هرچند با اصرار اعلام می‌کند که طالب جنگ نیست، و واقعا هم نیست، اما نشان داده است که از وقوع آن نیز هراسی ندارد.

سیاست ترامپ در مورد جمهوری اسلامی و ایران از همین الگو پیروی می‌کند. تجربه دور اول ریاست جمهوری او از۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ بیانگر اینست که وی با آغاز «کارزار فشار حداکثری» نه تنها شروط سختی را روی میز گذاشت بلکه هرجا جمهوری اسلامی در تنگنا واکنش گستاخانه نشان داد، او با مجازاتی سخت‌تر و جسورانه‌تر پاسخ داد. یکی از برجسته‌ترین این مجازات‌ها، کشتن قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس از فرماندهان حشدالشعبی در فرودگاه عراق است که در کابینه‌ی خودش نیز مخالفانی داشت. با اینهمه وی دستور کشتن فرمانده سپاه قدس را داد.

جمهوری اسلامی در دولت اول ترامپ از ظرفیت‌های بیشتری برای مذاکره و یک معامله برخوردار بود. آن زمان بحران‌های اقتصادی در ایران کمتر از امروز بود. در منطقه نیز حزب‌الله و حماس بازوهای اصلی «سپاه قدس» برای منافع آمریکا و متحدانش در منطقه تهدید به شمار می‌رفتند اما اکنون به شدت ضربه خورده‌اند. همچنین سوریه تحت حکومت بشار اسد نیز به عنوان اصلی‌ترین متحد علی خامنه‌ای خاکریز نظام بغل گوش اسرائیل بود که بخشی از «کمربند امنیتی» جمهوری اسلامی محسوب می‌شد. اما رژیم او نیز فرو پاشید.

در این میان، اگرچه ترامپ می‌گوید معامله با جمهوری اسلامی را به «بمباران» ترجیح می‌دهد اما شروط او آنقدر برای حاکمان تهران سخت و سنگین است که زیر بار مذاکره نمی‌روند. ترامپ خواسته‌هایی از رژیم ایران دارد که در عمل «خلع سلاح» آن هستند و  حکومت را بی‌دفاع می‌کنند. با اینهمه اما واقعیت این است که کارزار «فشار حداکثری» به عنوان اهرم‌های دیپلماتیک ترامپ جهت فشار به جمهوری اسلامی، همزمان احتمال درگیری‌ را نیز افزایش می‌دهد.

بن‌بست مسیرهای دیپلماتیک

محور اصلی کارزار فشار حداکثری به «صفر» رساندن فروش نفت ایران است. به این ترتیب ترامپ باید در نهایت جلوی تولید نفت در ایران یا انتقال آن توسط نفتکش‌ها را بگیرد که هر دو مستلزم استفاده از قوای نظامی است. گزینه‌های دیگر نیز محدود به خرابکاری در تأسیسات پالایشگاهی و حملات سایبری است و یا حمایت از مردم در مقاومت در برابر رژیم و اعتصابات سراسری.

هرچند جمهوری اسلامی به اندازه آمریکا ابزاری برای قدرت‌آفرینی و پیشبرد سیاست‌های خود ندارد اما تجربه نشان می‌دهد در سطحی محدودتر حتا اگر دستاورد ویژه‌ای نداشته باشد می‌تواند برای تلافی دست به اقداماتی بزند؛ مانند هدف قرار دادن کشتی‌های خارجی، توقیف آنها، مین‌پاشی در مسیر کشتی‌ها، گروگانگیری خدمه و شهروندان خارجی، بمب‌گذاری و پشتیبانی از عملیات تروریستی شهری علیه شهروندان بی‌دفاع. در داخل کشور نیز ماشین سرکوب علیه اعتراضات مردم که به علت فشارهای اقتصادی دست به تجمع و تظاهرات می‌زنند، آخرین راهکار نظام برای حفظ بقای خود است.

ترامپ یک رهبر فردمحور است. شاید اگر زلینسکی درخواست او را برای تحقیق و تفحص درباره فساد جو بایدن و خانواده‌اش در اوکراین می‌پذیرفت، امروز با این حجم فشار مواجه نمی‌شد. ضمن اینکه زلینسکی و کشورش هرگز نمی‌تواند تهدیدی برای منافع آمریکا و متحدانش باشد؛ بنابراین ترامپ با خیال راحت آنچه را بخواهد به او دیکته می‌کند. در مورد علی خامنه‌ای اما اینطور نیست.

ترامپ تا کنون در چند نوبت به رهبران جمهوری اسلامی به دلیل نقض حقوق بشر، سرکوب آزادی‌های فردی و اجتماعی و حمایت از تروریسم حملات لفظی و حتا تهدید به بمباران کرده اما هرگز رهبر جمهوری اسلامی را مستقیم خطاب قرار نداده است. مخاطب قرار ندادن خامنه‌ای توسط او به عنوان یک رهبر «فردگرا» معنی‌دار است. می‌توان فرض کرد که ترامپ پیش‌بینی می‌کند که خامنه‌ای به عنوان یک «رهبر مذهبی» پیروان و مریدانی دارد که می‌توانند به منافع آمریکا در منطقه ضربه بزنند؛ پس در مواضع خود محتاط است؛ اما در نقض این فرضیه باید این را هم گفت که محبوبیت قاسم سلیمانی به عنوان «فرمانده نظامی و عقیدتی» و جایگاه او در بین شبه‌نظامیان نه تنها کمتر از خامنه‌ای نبود بلکه چه بسا بیشتر از او هم بود! اما ترامپ در صدور فرمان کشتن او تردید نکرد.

به هر حال باید اذعان داشت که تا تحریم‌ها و فشار شدید اقتصادی باعث اعتراضات گسترده اجتماعی نشود، سیاست دولت کنونی آمریکا نمی‌تواند بطور مستقیم جمهوری اسلامی را وادار به مذاکره و معامله کند. چون اساساً تحریم‌ها زندگی مقامات جمهوری اسلامی و خانواده‌های آنها را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد؛ مگر اینکه موجودیت نظام به دلیل اعتراضات گسترده‌ی مردم تهدید شود. تحریم‌ها نیز اگرچه حکومت را تضعیف می‌کند اما باعث سرنگونی آن نخواهد شد مگر اینکه با مداخله خارجی یا اعتراضات داخلی تکمیل شود.

برخی این موضوع را مطرح می‌کنند که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی که ناشی از بحران‌های اقتصادی بود، می‌تواند یکی از سناریوهایی باشد که در مورد جمهوری اسلامی نیز روی خواهد داد. اما به نظر می‌رسد این سناریو اتفاقا مطلوب جریان اصلاح‌طلبِ جمهوری اسلامی است که عین اتحاد شوروی، قدرت در آن بین خودی‌ها همراه با برخی گشایش‌های اجتماعی و اقتصادی دست به دست می‌شود بدون آنکه به دموکراسی بیانجامد.

صندلی‌های ردیف جلو

برای جمهوری اسلامی پذیرش شرایط ترامپ و درواقع «خلع سلاح» معنایی بجز نابودی ندارد. در این شرایط تا آخرین حد ممکن در مقابل تحریم‌ها مقاومت خواهد کرد، حتا اگر ماشین سرکوب را دوباره به خیابان‌ها برگرداند. «ماشین سرکوب» در حالی مهم‌ترین نقطه قوت جمهوری اسلامی در برابر مردم است که همزمان می‌تواند اساسی‌ترین نقطه ضعف آن نیز باشد. فرماندهانی که این ماشین را به حرکت درمی‌آورند و مدیران ارشدی که سوخت این ماشین را تأمین می‌کنند همان افرادی هستند که تروریسم را پیش می‌برند و منابع مالی آن را تأمین می‌کنند.

به بیان روشن‌تر، «نهادهای سرکوب» و «نیروهای مسلح» جمهوری اسلامی به عنوان دشمنان ملت ایران و حامیان تروریسم و تهدیدکنندگان منافع آمریکا و «مدیران و دلالان اقتصادی» که در یکی دو ردیف صندلی جلوی قدرت و ساختار نظام نشسته‌اند، همان صندلی‌های تعیین‌کننده‌ای را اشغال کرده‌اند که اگر به سرعت خالی شوند، هم به ریزش سرکوبگران در ردیف‌های پشتی کمک می‌شود و هم ایستادگی مردم ایران را در مقابل جمهوری اسلامی تقویت می‌کند.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲۴ / معدل امتیاز: ۴٫۴

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=371021