شهرام سبزواری – وقتی در فروردین ۱۴۰۱ درباره زنگِزور نوشتم، کمتر کسی خطر پیش رو را جدی گرفت. امروز، پس از گذشت بیش از دو سال، نهتنها همه هشدارهایم به واقعیت بدل شدهاند، بلکه شرایط حتی از آنچه پیشبینی میکردم نیز خطرناکتر است.
امروز دیگر زنگِزور یک کریدور نیست؛ زنگزور خنجریست در پهلوی شمالی ایران، و جمهوری اسلامی نهتنها برای بیرون کشیدن این خنجر، بلکه حتی برای درک عمق فاجعه نیز ناتوان است.
زنگزور: جغرافیای کوچکی که به فاجعهای بزرگ ختم میشود
زنگزور منطقهای میان ارمنستان و جمهوری خودمختار نخجوان است که در ظاهر، ۴۰ کیلومتر بیشتر عرض ندارد، اما در عمق، دهها سال شکست دیپلماتیک، بیعملی استراتژیک و توهم ژئوپلتیک جمهوری اسلامی را فریاد میزند.
ترکیه و جمهوری آذربایجان با نقشهای که مهندسیاش در تلآویو ریخته شده، به دنبال تبدیل این منطقه به محور تورانی اتصال آذربایجان، ترکیه و آسیای میانه هستند. برای آنها زنگزور کلید اتصال آنکارا به آلماتی است.
برای ایران اما، زنگزور آخرین منفذ تنفسی استراتژیک به قفقاز، روسیه و اروپاست. اگر زنگزور را از دست بدهیم، کشور عملاً در شمال به بنبست کامل میرسد.
جنگ دوازده روزه: زنگ پایان ارتش پوشالی
در بهار ۱۴۰۴ جنگ دوازده روزه میان ایران و اسرائیل، نهتنها به کابوس تبدیل شد، بلکه در عمل توان دفاعی ایران در شمالغرب کشور را نابود کرد.
در کمتر از ۷۲ ساعت، ارتش اسرائیل موفق شد:
• سامانههای پدافندی ایران را در شمال کشور فلج کند،
• رادارهای سپاه در استان آذربایجان غربی را از کار بیندازد،
• و با پهپادهای «هارپی۳» و «حیبت» تا آسمان تبریز و اردبیل نفوذ کند.
در این میان، سامانههای ایرانی یا اصلاً واکنشی نشان ندادند یا اگر واکنشی هم بود، بهدلیل نبود هماهنگی بین ارتش و سپاه، بیشتر به هرج و مرج شباهت داشت تا دفاع.
این جنگ، با همه کوتاهیاش، حجم عظیم پوسیدگی و آشفتگی ساختار نظامی جمهوری اسلامی را برای همه عیان کرد. اما آیا حاکمان از این شکست تاریخی درس گرفتند؟ هرگز.
مسئولانی که همچنان در توهم هستند
پس از این شکست، فرماندهان سپاه، بجای بازنگری، مانند همیشه به توهم و شعار پناه بردند. وزیر دفاع از «پاسخ در زمان مناسب» سخن گفت، و رسانههای حکومتی، «رعب در دل دشمن» را تکرار کردند؛ در حالی که ارتش اسرائیل تا نزدیکی سد ارس تمرینات مشترک با نیروهای باکو انجام میداد.
سؤال سادهای که مسئولان امنیتی هنوز پاسخش را ندارند این است:
چرا امروز جمهوری اسلامی نهتنها در قفقاز هیچ نقش جدی ندارد، بلکه حتی در مرزهای خودش هم مورد تهدید است؟
پروژه توران، فانتزی نیست؛ واقعیت است
کریدور زنگزور، بدون شلیک حتی یک گلوله، اگر اجرایی شود، یک محاصره ژئوپلتیک تمامعیار علیه ایران خواهد بود. در آنصورت:
• ارتباط زمینی ایران با ارمنستان قطع خواهد شد،
• ایران دیگر مسیر زمینی مستقل به اروپا نخواهد داشت،
• و محور ترکی در شمال غرب ایران دائمی و مسلح خواهد شد.
در این میان، جمهوری اسلامی با همه ادعاهایش، تنها نظارهگر است. مانند کسی که در خانهاش آتش افتاده، اما در را به روی آتشنشانها بسته و به دعا بسنده کرده است.
نتیجهگیری: زنگزور آزمونیست که ایران شکستخورده از آن خارج خواهد شد، اگر…
تنها راه بازگشت، داشتن نگاهی تازه به واقعیتهای ژئوپلتیک، بازسازی زیرساختهای دفاعی در شمال کشور، و خروج از توهمات ایدئولوژیک است.
اما چنین تغییری، در ساختار پوسیدهای مانند جمهوری اسلامی، نهتنها بعید، بلکه غیرممکن است.
زنگزور در آستانه سقوط است. ایران در آستانه خفگی.
و حاکمان ایران همچنان سرگرم بازیهای تبلیغاتی، بجای درک نقشهای هستند که دشمن سالهاست دقیق و هوشمندانه در حال پیاده ساختن آن است.
*شهرام سبزواری – پرسنل اسبق ارتش و تحلیلگر سیاسی- نظامی

