مرکز رسانه قوه قضاییه خبر داده است که روند بازگرداندن زندانیانی که در پی حمله اسراییل در جریان جنگ ۱۲ روزه به سردر و دادسرای زندان اوین به دیگر زندانها منتقل شده بودند به این زندان آغاز شده است.
مرکز رسانهای قوه قضاییه اعلام کرده پس از گذشت حدود ۴۵ روز از حمله اسراییل، روند بازگشت زندانیان به این زندان آغاز شده است.
مرکز رسانهای قوه قضاییه تأکید کرده «با اقدامات شبانهروزی و جهادی سازمان زندانها و تلاشهای مرکز حفاظت و اطلاعات قوه قضائیه و نظارت ستاد حقوق بشر در کمتر از یک ماه و نیم کوهی از آوارِ اوین برداشته و اقامتگاه جدید مددجویان مهیای اسکان شد.»
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان نیز گزارش داده بیش از ۶۰۰ زندانی سیاسی و امنیتی که پس از بمباران زندان اوین در تیرماه و یا در هفتههای اخیر بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شده بودند، به بندهای ۷ و ۸ زندان اوین بازگردانده شدند.
این تشکل فرهنگیان افزوده «محمد حسن پوره معلم زندانی همراه با سایر زندانیان سیاسی، امروز صبح جمعه ۱۷ مرداد ۱۴۰۴ به زندان اوین منتقل شد و هم اکنون در بند هفت اوین ادامه حبس ناعادلانه خود را می گذراند.»
در جریان جنگ ۱۲ روزه اسراییل و جمهوری اسلامی سردر و حصار و دادسرای زندان اوین دوم تیرماه هدف حمله قرار گرفت. مسئولان اما بجای فرستادن زندانیان به مرخصی در شرایط جنگی، اکثر آنها را به دیگر زندانهای استان تهران منتقل کردند.
زندانیان زن به زندان قرچک ورامین و زندانیان مرد به زندان تهران بزرگ (فشافویه) منتقل شدند؛ دو زندان که پیشتر هم گزارشها از وضعیت غیربهداشتی و بیامکانات این زندان حکایت داشت و حالا با انتقال صدها زندانی وضعیت بندهای زندان بدتر از گذشته شده است.
زندانیان منتقل شده از زندان اوین در شرایط بسیار تکاندهندهای قرار داشتند. وبسایت «امتداد» هم گزارش داده بود که تراکم بالای جمعیت در هر دو زندان قرچک و تهران بزرگ مغایر با آیین نامه نگهداری زندانیان است. اخیراً دو نفر در زندان تهران بزرگ مورد حمله چاقو قرار گرفتند که موجب نگرانی بیشتر خانواده های زندانیان سیاسی شد.
بر اساس این گزارش زنان زندانی سیاسی در زندان قرچک، از حداقلهای بهداشتی و زیستی محروم هستند. فروشگاه قرچک از تأمین حداقلهای مورد نیاز زندانیان مانند تخم مرغ پرهیز میکند. زندانیان امکان تردد در راهروها، یا استفاده از باشگاه و دیگر فضاهای موجود را ندارند. ضمن اینکه بارها با قطع برق و آب درگیر هستند.
در گزارش «امتداد» آمده بود که ملاقاتهای کابینی زندانیان به بهانه تعطیلی روز چهارشنبه عملاً یک هفته در میان صورت میگیرد. علاوه بر اینها، بارها زندانیان با برخورد قهری و گاه خشونت بار مواجه شدهاند.
روزنامه «هممیهن» نیز به نقل از مادر یکی از زندانیان منتقل شده به زندان تهران بزرگ (فشافویه) گزارش داده بود که تعداد زیاد زندانی در اتاقها، کفخوابی، وضعیت بهداشتی، درمانی و…، نگرانی اصلی «ب» و دیگر خانوادههاست.
این مادر گفته بود پسرش از وضعیت زندان ناراضی است، هنوز توی گوشاش صدای بمب میآید، نتوانسته روانشناسی را از نزدیک ببیند و هوای داخل اتاقها برایش نامطبوع است. اینها حرفهای «ر»، دختر یکی دیگر از زندانیان هم است، درحالیکه هنوز رد ترس از آن انفجارها روی صورتش هست.
همچنین پسر یکی از زندانیان بند مالی اوین هم که به زندان تهران بزرگ منتقل شده، به «هممیهن» گفته بود که پدرش کمتر از یک روز بعد از انتقال به زندان تهران بزرگ، خبر سلامتیاش را به خانوادهاش داد اما بعد از انتقال به این زندان، تماسهای تلفنی به سختی برقرار میشود. او این را هم میگوید که بعد از مراجعه به مراجع قضایی، قولهایی درباره امکان دادن مرخصی به آنها داده شده است.
طرح تغییر کاربری زندان اوین به موزه و فضای سبز بار دیگر پس از حمله اسراییل مطرح شد
پس از حمله اسراییل به زندان اوین بار دیگر موضوع تبدیل شدن این زندان به موزه مطرح شده بود. علیرضا زاکانی دو هفته پس از حمله اسراییل به اوین اعلام کرد «شهرداری تهران این آمادگی را دارد تا در صورت جمعبندی دستگاههای ذیصلاح و اجرایی شدن موضوع انتقال زندان اوین، تمام تلاش خود را برای تبدیل آن به فضایی با کاربری عمومی، فضای سبز و موزه انجام دهد.»
شهردار تهران با اشاره به اینکه پیشنهاد تبدیل مجموعه زندان اوین به یک مکان عمومی برای استفاده شهروندان و انتقال زندان از این نقطه شهر از پیش هم مطرح بوده به وبسایت «دیدهبان ایران» گفته بود « «شهرداری خدماتی به آنجا ارائه کرده است… البته مجدداً تأکید میکنم تصمیمگیری در این خصوص، در اختیار دستگاه قضایی و سایر مراجع ذیصلاح است. با اینهمه شهرداری برای خدمترسانی به شهروندان آماده است.»
جعفر بندی شربیانی عضو هیئت رئیسه شورای اسلامی شهر تهران نیز گفته بود «قبل از اینکه مرمتی در زندان اولین صورت بگیرد، شهرداری تفاهمی در راستای تفاهم قبلی با قوه قضاییه انجام دهد و با توجه به موقعیت سوق الجیشی زندان اوین و اتصال آن به کوههای شمال تهران، زندان اوین به موزه و پارک عمومی تبدیل شود.»
وی افزوده بود که «در دوره سوم و چهارم مدیریت شهری، تفاهمی بین شهرداری و قوه قضاییه برای تبدیل زندان قصر و زندان اوین به موزه و تفرجگاه عمومی با رویکرد فرهنگی و اجتماعی شکل گرفت. در دوران آقای قالیباف زندان قصر تبدیل به موزه شد.»
کلنگ ساخت زندان اوین در سال ۱۳۴۰ خورشیدی زده شد و طی سالهای گذشته بارها طرح تغییر کاربری این زندان مطرح شده اما هیچوقت به نتیجه نرسید. برای نخستینبار این طرح در دهه ۷۰ خورشیدی و در زمان شهرداری غلامحسین کرباسچی مطرح شد.
محمد حقانی عضو شورای اسلامی چهارم شهر تهران که در دوره غلامحسین کرباسچی معاونت خدمات شهرداری تهران را بر عهده داشت، درباره رایزنیهای شهرداری در دوره کرباسچی با قوهقضائیه گفته که «این طرح در زمان کرباسچی مطرح بود، ولی آن زمان قوه قضائیه از ما خواسته بود تا مکانی را به عنوان زندان جدید به آنها اختصاص دهیم، ولی ما میگفتیم میخواهیم کل زندان را بخریم یا تهاتر کنیم و کاری به ساخت محل جدید زندان نداریم.»
در آن زمان شهرداری و قوه قضاییه به توافق نرسیدند اما در سال ۱۳۸۰ مجلس شورای اسلامی قانون «انتقال زندانها و مراکز اقدامات تأمینی و تربیتی موجود به خارج از شهرها» را تصویب کرد و بار دیگر موضوع تبدیل زندان اوین به موزه مطرح شد اما شهرداری تهران اقدامی در اینباره انجام نداد.
آمارها نشان میدهد جمهوری اسلامی با کمبود شدید فضای زندان روبروست و فضای حبس در ایران به ازای هر زندانی یک چهارم فضای استاندارد است.
نتایج یک پژوهش که از سوی دفتر بررسیهای حقوقی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی انجام شده، در حقوق کیفری ایران حدود ١۴٠٠ مورد عنوان مجرمانه وجود دارد که برای ۴٠٠ مورد از آنها مجازات حبس پیشبینی شده است. همچنین در هر ۵۴ ثانیه در ایران یک نفر زندانی میشود و زندانها ۴ تا ۶ برابر ظرفیت واقعی، در خود زندانی جای دادهاند!
خبرگزاری «ایرنا» نیز سال گذشته در یک گزارش اعلام کرد کمبود فضای سرانه زندان یکی از آسیبهای جدی اصلاح و تربیت در زندانها است. سرانه استاندارد فضای نگهداری و محل اسکان هر نفر زندانی هفده و نیم متر مربع است در حالی که سرانه موجود در ایران با تلاشهای فراوانی که صورت پذیرفته، فعلا تنها چهار و نیم متر مربع است.
این گزارش تأکید کرده بود که تراکم جمعیت کیفری زندان مانع از آن است که بتوان مقدمات آزادسازی مجرمان و بازسازگاری آنان را فراهم کرد. تراکم زیاد سبب میشود که منابع انسانی و مالی بسیاری صرف «انبار کردن» انسانها شود. بنابراین کسانی که باید از درمان و برنامههای اصلاحی استفاده کنند، از آن محروم میشوند.




