عظیم بادام دوست – امروز در بخشی از فضای سیاسی ایران، یک خطای خطرناک در حال تبدیل شدن به «توهم مسلط» است: این تصور که سرنوشت جمهوری اسلامی از بیرون و با مداخله نظامی قدرتهای خارجی تعیین خواهد شد، و سپس راه برای آزادی ایران باز میشود.
این تصور، اگرچه در ظاهر ساده و امیدوارکننده است، اما در واقع یکی از پرریسکترین خطاهای استراتژیک در سیاست معاصر ایران است.
زیرا هیچ ملتی با واگذاری ارادهی سیاسی خود به بیرون، به آزادی پایدار نرسیده است.
آنچه در بهترین حالت رخ میدهد، نه «انقلاب ملی»، بلکه «تغییر رژیم مدیریتشده» است؛ فرآیندی که در آن حکومت ممکن است فروبپاشد، اما آینده کشور از پیش توسط نیروهای بیرونی یا ساختارهای آمادهشده دیگر تعریف شده باشد.
در چنین سناریویی، مسئله فقط سقوط یک حکومت نیست؛ مسئله از دست رفتن لحظهی تاریخی ملت است.
خطر واقعی؛ خلأ قدرت
تجربه تاریخی نشان میدهد که فروپاشی حکومتها، اگر با سازمانیافتگی سیاسی نیروهای داخلی همراه نباشد، بهجای آزادی، به خلأ قدرت منتهی میشود. و خلأ قدرت در سیاست وجود ندارد؛ یا توسط ملت پر میشود یا توسط دیگران.
اینجاست که پرسش اصلی مطرح میشود؛ اگر فردا ساختار جمهوری اسلامی تضعیف گردد یا فروبپاشد، چه نیرویی در ایران آمادهی اداره میدان است؟
چه جریانی توانایی هدایت جامعه را دارد؟
چه گفتمانی پیشاپیش مشروعیت خود را در افکار عمومی تثبیت کرده است؟
بدون پاسخ روشن به این پرسشها، سقوط یک نظام لزوما بهمعنای پیروزی انقلاب نخواهد بود.
خطای اپوزیسیون تماشاگر
بخشی از اپوزیسیون امروز، بهجای سازماندهی سیاسی جامعه، در نقش «ناظر تحولات بیرونی» عمل میکند.
هر تحول بینالمللی، هر تنش نظامی، و هر خبر از مداخله احتمالی خارجی، بهعنوان نشانهی قریبالوقوع بودن تغییر رژیم تفسیر میشود.
اما این نگاه، بهتدریج یک نتیجهی خطرناک تولید میکند؛ تبدیل ملت از «فاعل سیاسی» به «تماشاگر سیاسی».
و ملتی که تماشاگر شود، در لحظهی تعیین سرنوشت، نقش تعیینکننده نخواهد داشت.
انقلاب یا مدیریت تغییر؟
تفاوت بنیادین میان «انقلاب ملی» و «تغییر رژیم» دقیقا در همین نقطه است.انقلاب ملی زمانی رخ میدهد که ملت، پیشاپیش، سازمان سیاسی داشته باشد، گفتمان مسلط خود را تثبیت کرده باشد و توانایی کنترل لحظهی پس از فروپاشی را داشته باشد.
اما در مدل تغییر رژیم، این عناصر معمولا از بیرون یا از قبل طراحی میشوند و جامعه در بهترین حالت نقش محدود و واکنشی دارد.
نتیجه راهبردی
اگر نیروهای ملی و جریانهای پادشاهیخواه، پیش از لحظهی بحران، نتوانند خود را در میدان اجتماعی تثبیت کنند، در لحظهی فروپاشی، دیگر فرصت ساختن نخواهند داشت؛ زیرا سیاست در خلأ متوقف نمیشود؛ فورا پر میشود و اگر این خلأ با اراده ملی پر نشود، دیگران آن را پر خواهند کرد.
جمعبندی
ایران نه با انتظار آزاد میشود و نه با مداخله خارجی ساخته خواهد شد.
آیندهی ایران تنها زمانی در اختیار ملت قرار میگیرد که خود ملت، پیش از لحظهی بحران، برای آن آماده شده باشد.
انقلاب، محصول «آمادگی پیش از سقوط» است، نه نتیجه «تماشای سقوط» و این دقیقا همان نقطهای است که سرنوشت ایران در آن تعیین میشود.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




