آمار رو به افزایش خودکشی کودکان و نوجوانان در ایران؛ فقر و مشکلات اقتصادی عامل اصلی!

- در هفته آخر تیرماه دست‌کم هشت کودک با خودکشی به زندگی خود پایان داده‌اند.
- بر اساس آمارهای ارائه شده از سوی پزشکی قانونی ۷ درصد از آمارهای خودکشی ثبت شده در ایران مربوط به افراد زیر ۱۸ سال است.
- با افزایش مشکلات اقتصادی طی سه سال گذشته، آمار خودکشی کودکان و نوجوان نیز با سرعت بیشتری در حال افزایش است.

دوشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۱ برابر با ۲۵ ژوئیه ۲۰۲۲


یک کودک کار ۱۰ ساله در استان آذربایجان غربی روز گذشته خودکشی کرد و جان باخت. طی ماه گذشته دست‌کم هشت کودک و نوجوان در ایران خودکشی کردند. مشکلات اقتصادی و اثرات اجتماعی و عاطفی ناشی از آن اصلی‌ترین علت آمار بالای خودکشی کودکان در ایران است.

بر اساس گزارش‌ها، این کودک کار ۱۰ ساله به نان متین، اهل روستای چاورش از توابع ارومیه، روز یکشنبه ۲ امرداد، از طریق حلق‌آویز کردن دست به خودکشی زد و جان خود را از دست داد.

به گفته یک منبع آگاه، متین در یک مغازه مشغول کار بوده و پس از اختلاف با پدرش و مورد ضرب و جرح قرار گرفتن وی توسط پدر، از طریق حلق‌آویز کردن اقدام به خودکشی کرد.

پیکر این کودک کار به بیمارستان آذربایجان ارومیه منتقل شد ولی به دلیل آثار ضرب و جرح بر بدن متین، تا کنون پزشکی قانونی جواز دفن صادر نکرده و پیکر او به خانواده‌اش تحویل داده نشده است.

متین نهمین کودکی است که طی روزهای گذشته خبر خودکشی او رسانه‌ای شده است. پنجشنبه گذشته ۳۰ تیرماه نیز یک دختر ۱۷ ساله در نیشابور با پریدن از روی پل قصد خودکشی داشت، که آتش‌نشانان مانع اقدام وی شدند.

روابط عمومی سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی نیشابور در اینباره توضیح داده که «روز  پنجشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۱،  تماس شهروندان با سامانه ۱۲۵، مبنی بر اقدام به خودکشی یک دختر نوجوان ۱۷ ساله بر روی پل زیرگذر میدان فردوسی نیشابور اعلام شد. پس از آن با حضور آتش‌نشانان در محل مذکور اقدامات امنیتی لازم انجام شد. سپس آتش‌نشانان توانستند در یک لحظه وی را گرفته و از لبه پل به مکان امن منتقل کنند.»

همچنین در هفته آخر تیرماه دست‌کم هشت کودک دیگر با خودکشی به زندگی خود پایان داده‌اند. وبسایت هه‌نگاو گزارش داده سه کودکی در هفته پایانی ماه تیر در مناطق کُردنشین خودکشی کرده‌اند. روژین ۱۵ ساله اهل جوانرود، مرشد ۱۳ ساله ‌اهل کرمانشاه و کانی ١۵ ساله اهل پیرانشهر سه کودک خودکشی کرده در استان‌های کُردنشین معرفی شده‌اند.

پیش از این نیز وبسایت حقوق بشری هرانا درباره خودکشی یک نوجوان ۱۷ ساله به نام آریان در تاریخ ۲۲ تیر از طریق مصرف قرص، دو کودک ۱۴ و ۱۵ ساله اهل شهرستان دهدشت در کهگیلویه و بویراحمد در تاریخ ۲۸ تیر از طریق حلق‌آویز کردن در جنگل‌های اطراف این شهرستان اطلاع‌رسانی کرده بود.

خبرگزاری هرانا روز یکشنبه ۲۶ تیرماه نیز گزارش داده بود یک پسر نوجوان در شهرستان مهاباد که پیشتر از طریق حلق آویز کردن اقدام به خودکشی کرده و در بیمارستان بستری بود، بر اثر آسیب وارده جان خود را از دست داد.

یک منبع مطلع به خبرگزاری هرانا گفت «این نوجوان حدود چهار ماه قبل به دلیل برخی مشکلات عاطفی در پارکینگ منزلشان از طریق حلق‌آویز کردن اقدام به خودکشی کرده بود.»

روز سه شنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۱ نیز علی محمد حدودا ۱۸ ساله و اهل روستای بلوران از توابع شهرستان کوهدشت لرستان با مصرف قرص برنج خودکشی کرد و جان باخت.

اینهمه تنها نمونه‌ای از خودکشی کودکان و نوجوانان در ایران است که در سنین زیر ۱۸ سال اقدام به خودکشی می‌کنند و شماری از آنها مانند دختر نوجوان ۱۷ ساله در نیشابور شاید از مرگ نجات پیدا کنند.

آمار خودکشی در ایران طی سال‌های گذشته روند صعودی را طی کرده است. مریم عباسی‌نژاد مدیر برنامه پیشگیری از خودکشی دفتر سلامت روان وزارت بهداشت، شهریور ۱۳۹۸ گفته بود که «هر سال بیش از پنج‌درصد به آمار خودکشی در کشور افزوده خواهد شد و در این بین استان‌های غربی بیشترین آمار خودکشی را دارند.»

تحقیقات پژوهشگران علوم اجتماعی آمار خودکشی در ایران حاکیست در طول چهارساله از ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۸ این آمار به میزان ۶۰ ‌درصد افزایش داشته و هر سال ۱۵ درصد به آمار خودکشی در کشور افزوده شده است.

در سال‌های گذشته همچنین شمار خودکشی کودکان و نوجوانان به شکل قابل توجهی افزایش یافته. بر اساس آمارهای ارائه شده از سوی پزشکی قانونی ۷ درصد از آمارهای خودکشی ثبت شده در ایران مربوط به افراد زیر ۱۸ سال است. اینهمه در حالیست که آمار دقیق و روشنی از خودکشی کودکان و نوجوانان در ایران وجود ندارد. آمارهای ثبت‌احوال نشان می‌دهد خودکشی، پنجمین دلیل مرگ‌ و میر کودکان و نوجوانان در کشور به حساب می‌آید.

به بیان دیگر ۳/۸۹ درصد مرگ در سنین زیر ۱۸ سال به دلیل خودکشی است. آمار ثبت شده خودکشی افراد زیر ۱۸ سال طی یک دهه منتهی به سال ۱۴۰۰ تا ۲۵۰ مورد بوده است.

در گفتگو با یک مددکار اجتماعی؛ پدیده هولناک خودکشی کودکان و نوجوانان به دلیل فقر در ایران

«انجمن دفاع از حقوق کودک» خردادماه ۱۴۰۱ نتایج یک پژوهش را در رابطه با خودکشی کودکان و نوجوانان در فاصله  سال‌های ۹۰ تا ۹۹ منتشر کرد که بر اساس آن،  ۴۸ درصد از خودکشی‌های رسانه‌ای‌شده طی این ۱۰ سال مربوط به پسران و ۵۲ درصد مربوط به دختران بوده است.

نتایج این پژوهش همچنین نشان می‌دهد ۴۵ درصد از خودکشی‌ها مربوط به بازه سنی ۹ تا ۱۴ سال و ۵۵ درصد دیگر مربوط به بازه سنی ۱۵ تا ۱۸ سال بوده. علل این خودکشی‌ها هم به نوبه خود قابل‌ توجه است.

فقر هشت درصد، مشکلات آموزشی ۲۶ درصد، درگیری با خانواده ۲۸ درصد، روابط عاطفی پنج درصد، تجاوز هشت درصد، تحت تأثیر فیلم و ویدئو پنج درصد و همچنین ۲۰ درصد از خودکشی‌ها به خاطر ازدواج اجباری است. شهر‌های تهران، اصفهان و همدان بیشترین آمار خودکشی را داشته‌اند.

با افزایش مشکلات اقتصادی طی سه سال گذشته، آمار خودکشی کودکان و نوجوان نیز با سرعت بیشتری در حال افزایش است. خودکشی در میان دانش‌آموزان پس از شیوع کرونا بیشتر شده است. با آغاز آموزش آنلاین، ده‌ها دانش‌آموز که به دلیل فقر قادر به  تهیه ابزارهایی چون تلفن هوشمند و تبلت برای شرکت در کلاس‌های درس آنلاین نبودند و خرید این وسایل از توان مالی خانواده خارج بود اقدام به خودکشی کردند.

حسین ناصری روانشناس پیشگیری درباره ارتباط مشکلات اقتصادی و رفاه اجتماعی بر افزایش آمار خودکشی و آسیب‌های روانی در یادداشتی در روزنامه شرق نوشته که «از جمله مهم‌ترین عوامل محافظ در سلامت روان، سرمایه اجتماعی و خدمات رفاه اجتماعی و مهم‌ترین عوامل خطر نیز فقر و حاشیه‌های همراه آن نظیر قرض و بدهی است. نکته مهم این است که بحران‌های اقتصادی نقش مهمی در سلامت روان ایفا می‌کنند. دهه‌ها تحقیق، ارتباط بین سلامت روان و درآمد را روشن کرده‌اند. در آخرین شماره مجله لنست به ارتباط عِلّی درآمد و سلامت روان پرداخته شده است. یافته تحقیق لنست حاکی از اثر یک‌سویه درآمد بر آسایش و سلامت روان است. جای تعجب نیست که پژوهش‌های متعددی نشان داده‌اند که افرادی که گرفتار بی‌کاری، فقر و مشکلات خانوادگی ناشی از آن می‌شوند، شدیدا در معرض انواع اختلالات روان‌شناختی و به شکل مشخص افسردگی، مصرف مواد و خودکشی قرار می‌گیرند.»

حسین ناصری در ادامه نوشته که «مشکلات جدی افراد در کسب درآمدهای مکفی، اثرات به‌ مراتب مهلک‌تری بر سلامت روان دارد تا تأثیر افزایش درآمد بر تقویت سلامت روان. این موضوع خصوصا در افراد طبقه متوسط اهمیت می‌یابد، چرا که اُفت درآمدی و ناتوانی در حفظ سبک زندگی فعلی، آنان را با خطر سقوط به طبقه اقتصادی پایین‌تر مواجه می‌کند. ارزیابی می‌شود که در کشورهای اروپایی، پیامدهای اقتصادی سلامت روان عمدتا در قالب افت بهره‌وری و بازدهی به شکل میانگین سه تا چهار درصد تولید ناخالص ملی است. تحقیق ذکرشده اهمیت توجه به درآمد افراد را در سیاست‌گذاری عمومی برجسته می‌کند.»

 

 

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=292953