جنگ آمریکا و ایران بر سر آینده عراق

- در انتخابات پارلمانی هیچ‌چیز جز تکرار بحران ادامه‌دار از زمان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و رقابت میان آمریکا و ایران برای نفوذ در این سرزمین وجود ندارد.
- نمی‌توان در کشوری که بیش از یک میلیون نظامی دارد، اما نیازمند «حشد الشعبی» است که ۷۰ گروه مسلح را در خود جای داده و بیشتر آن‌ها ارتباط نزدیکی با «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» دارند، دولت ساخت.
- رقابت بر سر عراق وارد مرحله‌ای حساس و دقیق شده است. آنچه جمهوری اسلامی پس از از دست دادن سوریه با سقوط نظام اسد و نزدیک شدن به از دست دادن غزه و لبنان انجام می‌دهد، حفظ نفوذ بزرگ در بغداد است چرا که از دست دادن عراق پایان پروژه منطقه‌ای جمهوری اسلامی خواهد بود.

یکشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۴ برابر با ۱۶ نوامبر ۲۰۲۵


آینده عراق در معرض تهدید است، زیرا این کشور به تحولات سریع در مسیر آینده خاورمیانه جدید وابسته است و در انتخابات پارلمانی هیچ‌چیز جز تکرار بحران ادامه‌دار از زمان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و رقابت میان آمریکا و ایران برای نفوذ در این سرزمین وجود ندارد.

آنچه در عراق رخ داده، سقوط هویت ملی به هویت‌های فرقه‌‌ای، قومی و منطقه‌ای است. و وضعیت پیچیده و بحران عراق در دو دیدگاه متضاد خلاصه می‌شود: یکی آنچه سخنگوی «حزب‌الله» عراق آن را بیان کرده است: «شیعیان حق قیمومیت کامل بر عراق را دارند»؛ و دیگری که واشنگتن اعلام کرده: «ایستادن در کنار عراق برای تأمین آینده‌ای بدون شبه نظامیان وابسته به ایران».

نمی‌توان در کشوری که شیعیان «قیمومیت کامل» بر آن دارند، دولتی ساخت که اهل سنت، کردها، مسیحیان و بسیاری از مذاهب تاریخی تحت قیمومیت شیعیان قرار داشته باشند. همچنین نمی‌توان در کشوری که بیش از یک میلیون نظامی دارد، اما نیازمند «حشد الشعبی» است که ۷۰ گروه مسلح را در خود جای داده و بیشتر آن‌ها ارتباط نزدیکی با «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» دارند، دولت ساخت.

عراق از نظر ذخایر نفتی پس از عربستان سعودی در رتبه دوم جهان قرار دارد، با این حال این کشور نه تنها ورشکسته شده است بلکه به کلی از دست رفته است. اموال آن توسط افرادی که در قدرت هستند به یغما رفته و اکنون به برق، آب و زیرساخت‌ها نیاز دارد، انگار هیچ منابعی ندارد.

در این کشور هیچ‌گونه محاسبه‌ای صورت نمی‌گیرد، نه به دلیل کمبود توانایی بلکه به خاطر تمایل به بهره‌برداری از فساد و راضی کردن «سرپرست خارجی» که گروه‌های شبه نظامی به آن وابسته‌اند.

انقلاب اکتبر سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۱۹ در استان‌های جنوبی عراق که شعار «خلاص شدن از اشغال آمریکا و رژیم ایران» را در کربلا، الناصریه، میسان، واسط، بصره و سایر شهرها سر می‌دادند، به بزرگترین سرکوب و خشونت و قتل‌ها روبه‌رو شد.

دولت‌هایی که رهبری آن‌ها به عهده رهبران احزاب شیعی دینی بوده است، به جز دو نفر که خارج از نفوذ ایران بودند (ایاد علاوی و مصطفی کاظمی)، تلاش کرده‌اند یا قدرت نفوذ ایران را تقویت کنند، یا حداقل تعادلی حداقلی در روابط با واشنگتن و تهران برقرار سازند و در عین حال ارتباطاتی با کشورهای عربی برقرار کنند، اما بحران عراق همچنان ادامه دارد.

حتی بعد از سقوط «دولت خلافت اسامی» یا داعش که ابوبکر البغدادی آن را از مسجد نینوا اعلام کرد و الرقه در سوریه را به عنوان پایتخت آن اعلام کرد، بحران ادامه دارد.

زمانی که جریان مقتدی صدر بیشترین تعداد کرسی‌های احزاب را به دست آورد و سعی کرد در ترکیب قدرت از تقسیمات حزبی به برنامه‌ای ملی منتقل شود، خود را مجبور به کناره‌گیری از پارلمان دید، جایی که کرسی‌های افراد مستعفی را با باختگان پر کردند. او همچنین از شرکت در انتخابات جدید خودداری کرد، اما ایران همچنان بازی را در دست دارد بر اساس اینکه «قیمومیت شیعی» معادل قیمومیت ایرانی است. ساده‌ترین چیزی که استاد امنیت ملی در دانشگاه «النهرین» حسین علاوی بیان کرد این بود که «عراق حلقه اول در سیاست امنیت ملی ایران است».

اما ترکیه، در عراق ۶۰ مرکز نظامی دارد به علاوه پایگاه «زیلکات» در نینوا. و گروه‌های مسلح وابسته به «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی»، برخی از آن‌ها «منطقه سبز» و فرودگاه بغداد را هدف قرار می‌دهند، نه تنها پایگاه‌هایی که نیروهای آمریکایی در آن مستقر هستند، بدون هیچ گونه محاسبه‌ای. کاش دولت‌ها واقعاً دستورات مرجع عالی آیت‌الله سیستانی را به اجرا می‌گذاشتند.

نمی‌توان عراق را به وضعیت یک قرن پیش بازگرداند. در سال ۱۹۲۰ ملک فیصل اول گفت: «به عقیده من در عراق هنوز ملت عراقی وجود ندارد، بلکه توده‌های انسانی خیالی هستند که فاقد هرگونه ایده ملی و پر از سنت‌ها و خرافات دینی‌اند.»

و در سال ۲۰۲۵، به نظر می‌رسد که عراق به اجزای طایفه‌ای خود در مرحله پیش از دولت باز می‌گردد. مبارزه امروز مبارزه‌ای برای پس از انتخابات است، مبارزه‌ای برای آینده عراق. آنچه که تهران می‌خواهد، اخراج آمریکا از عراق به طور نظامی، سیاسی و فرهنگی است.

گروه‌های مسلح وابسته به ایران اصرار دارند که عراق باید تا پایان سال جاری از حضور آمریکایی‌ها خالی باشد. آنچه نخست‌وزیر محمد شیاع السودانی می‌خواهد، استناد به «توافق چارچوب استراتژیک» با آمریکا در سال ۲۰۰۸ است و توافق بر سر شراکت‌های دوجانبه در حوزه‌های مختلف به جای ائتلاف بین‌المللی.

در واقع، رقابت بر سر عراق وارد مرحله‌ای حساس و دقیق شده است. آنچه جمهوری اسلامی پس از از دست دادن سوریه با سقوط نظام اسد (بشار اسد رئیس‌جمهور مخلوع) و نزدیک شدن به از دست دادن غزه و لبنان انجام می‌دهد، حفظ نفوذ بزرگ در بغداد است چرا که از دست دادن عراق پایان پروژه منطقه‌ای جمهوری اسلامی خواهد بود.

همچنین تلاش برای بازگشت عقربه‌های زمان به عقب در سوریه، لبنان و غزه است. آنچه آمریکا در تلاش است در ارتباط با جنگ‌های بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر اسرائیل) در غزه و لبنان و تهدیداتش برای ضربه زدن به گروه‌های مسلح در عراق انجام دهد، تغییر خاورمیانه و برقراری صلحی جامع در منطقه است که توسط رئیس‌جمهور دونالد ترامپ رهبری شود، صلحی که تنها با پیوستن ایران به آن تکمیل می‌شود، چه در قالب یک توافق با واشنگتن و چه پس از یک حمله نظامی که منجر به سقوط رژیم شود.

اگر تهران پس از تحولات عظیم، مأموریتی غیرممکن را انجام می‌دهد، چالش‌ها برای طراحی آمریکایی از خاورمیانه جدید کم نیست. و هیچ آینده‌ای برای عراق نخواهد بود اگر همچنان دولتی ناکام باقی بماند که حتی قادر به حل مشکل افزایش فقر، بیکاری و خدمات ضعیف در جنوب کشور به ویژه در مناطق دیگر نباشد. نه مواضع نیمه‌کارآمد دیگر کافی است، و نه چرخش در بحران میان آمریکا و جمهوری اسلامی به یک ورزش ملی تبدیل شده است، عراق باید عربی بماند یا تنها عراق دیگری باشد که در منطقه‌ای در حال بازسازی، تحریف شده است، و هیچ مشروعیتی جز مشروعیت ملی وجود ندارد.

نویسنده :رفیق الخوری
منبع : ایندیپندنت عربی
ترجمه : کیهان لندن

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۴ / معدل امتیاز: ۴٫۸

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=390990