مهدی نوذر – آنچه بعنوان «آتشبس» مطرح میشود، اگر با نگاهی دقیقتر بررسی شود، بیشتر از آنکه نشانهای از پایان تنش باشد، به یک توقف استراتژیک شباهت دارد.
در منطق سیاست بینالملل، قدرتها پیش از ورود به مراحل حساس و پرهزینه، نیاز دارند افکار عمومی جهان را آماده کنند و برای اقدام خود مشروعیت بسازند. به همین دلیل است که «دیپلماسی» گاهی نه بعنوان راهحل، بلکه بعنوان بخشی از سناریوی تقابل عمل میکند.
در همین چارچوب، رفتار ترامپ نیز قابل تحلیل است. اگر هدف اصلی، رسیدن به یک توافق واقعی و پایدار بود، قاعدتا شرایط بهگونهای طراحی میشد که امکان پذیرش حتی بصورت محدود وجود داشته باشد. اما وقتی مطالبات به شکلی مطرح میشوند که عملا برای طرف مقابل غیرقابل قبولاند، دیگر نمیتوان از «مذاکره» به معنای واقعی صحبت کرد.
این وضعیت بیشتر نشاندهندهی تلاش برای ساختن یک روایت است؛ روایتی که به جهان القا کند آمریکا مسیرهای مسالمتآمیز را طی کرده، اما به نتیجه نرسیده است.
در سوی دیگر، جمهوری اسلامی نیز با ادامهی مسیر فعلی نشان داده است که تمایلی به پذیرش این چارچوب ندارد. پذیرش هزینههای سنگین و در عین حال عدم عقبنشینی، بیانگر این است که تصمیمگیری در این سطح، بر پایهی «مقاومت» شکل گرفته، نه سازش.
به همین دلیل، فضای میان دو طرف بیش از آنکه به سمت توافق حرکت کند، به سمت یک تقابل عمیقتر سوق پیدا کرده است.
در چنین شرایطی، مفهوم آتشبس دچار تغییر میشود. این آتشبس نه یک نقطهی پایان، بلکه وقفهای موقت برای بازسازی توان، تنظیم مجدد محاسبات و مدیریت فضای رسانهای و سیاسی است.
آمریکا و متحدانش بهخوبی میدانند که پیروزی تنها در میدان نظامی تعریف نمیشود؛ بلکه باید در عرصهی افکار عمومی جهانی نیز دست بالا را داشته باشند. این وقفه، دقیقا همان فرصتی است که به آنها اجازه میدهد چنین تصویری را بسازند.
بر همین اساس، میتوان گفت آنچه امروز دیده میشود، بیش از آنکه نشانهی آرامش باشد، به سکوتی معنادار شباهت دارد؛ سکوتی که میتواند مقدمهی یک مرحلهی شدیدتر باشد.
سناریویی که در آن، پس از تکمیل این فاز از مشروعیتسازی و آمادگی، یک اقدام بزرگتر و از پیش طراحیشده دور از انتظار نخواهد بود.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




