مهدی نوذر – آنچه امروز رخ میدهد، صرفا یک اختلال اینترنتی یا یک بحران فنی نیست. این یک انتخاب سیاسی است؛ انتخابِ «خاموش کردن یک جامعه» برای کنترل یک لحظهی تاریخی.
برای نخستینبار، ما با وضعیتی مواجهیم که در آن یک ملت نه فقط محدود، بلکه عملا از میدان دید جهانی حذف میشود، نه تصویر هست، نه روایت، نه شاهد، انگار یک کشور را میتوان با یک دکمه از نقشهی ادراک جهان پاک کرد.
اما این سکوت، بیهزینه نیست برعکس، بسیار پرهزینه است، چون هرچه فشار برای قطع ارتباط بیشتر میشود، معنایش روشنتر میشود: حاکمیتی که به مرحلهی «کنترل از طریق حذف واقعیت» رسیده، دیگر در فاز مدیریت عادی جامعه نیست؛ در فاز مدیریت بحران بقاست !
وقتی اینترنت قطع میشود، فقط ارتباطات از بین نمیرود؛ سه چیز همزمان اتفاق میافتد: روایت رسمی تنها میماند، شاهدان حذف میشوند، و وقایع بدون رقابت، یکطرفه نوشته میشود.
در چنین فضایی، هر اتفاقی میتواند زیر این پردهی تاریک رخ دهد: از سرکوبهای گسترده گرفته تا بازداشتها و احکام سنگین و اعدامهایی که تبدیل به روزمرگی حکومت شده است.
اما تاریخ یک الگوی تکراری دارد: هرچه یک سیستم بیشتر به «خاموشی» متوسل شود، نشان میدهد توان اقناع و کنترل طبیعی خود را از دست داده است، و این دقیقا نقطهای است که سقوطها سریعتر و غیرقابلکنترلتر میشوند، نه به خاطر فشار بیرونی، بلکه به خاطر فرسایش درونی مشروعیت و اعتماد.
قطع ارتباط، در ظاهر ابزار کنترل است؛ اما در باطن، نشانهی ترس است، ترس از دیده شدن واقعیت، ترس از شکستن انحصار روایت، ترس از لحظهای که صداها، دیگر قابل خاموش کردن نباشند.
و شاید تناقض اصلی همینجاست: در جهانی که اتصال، اصل بقاست، خاموش کردن یک ملت شاید بتواند چند صباحی فضا را کنترل کند اما همان سکوت، در بلندمدت، خودش به عامل تشدید بحران تبدیل میشود.
در نهایت یک سؤال باقی میماند:
آیا میتوان در عصر ارتباطات، با قطع ارتباط حکومت کرد؟ یا این دقیقا همان نقطهای است که نشان میدهد مدل حکمرانی وارد مرحلهی فرسودگی شده است؟
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




