روشنک آسترکی – در حالیکه جمهوری اسلامی با اختلافات شدید درون حکومت روبروست، با کسری شدید بودجه و بحرانهای شدید اقتصادی دستوپنجه نرم میکند، و همچنان سایه جنگ بر سر ایران سنگینی میکند، دور تازهای از اعتراضات سراسری از سوی مردم رقم خورده است. اگرچه جرقه اعتراضات با اعتصاب بازاریان در تهران زده شد اما این اعتراضات به سرعت با شعارهایی سیاسی و مشخصا با حمایت از سلسله پهلوی و ولیعهد، و مطالبه بازگشت نظام پادشاهی در بیش از ۷۰ شهر کشور گسترش یافت.

شعار «جاویدشاه» پرتکرارترین و اصلیترین شعار در دور جدید اعتراضات مردم ایران بوده است. دیگر شعارها همچون «این آخرین نبرده، پهلوی بر میگرده» و «ایرانی داد بزن، شاهتو فریاد بزن» نیز به روشنی بیانگر یک مطالبه مشخص سیاسی از سوی شهروندان معترض است: برانداختن نظام اسلامی و جایگزینی نظام پادشاهی.
جمهوری اسلامی امیدوار بود با تشکیل دولت اصلاحطلب مسعود پزشکیان بتواند روند مذاکرات با ایالات متحده بر سر موضوع هستهای را به صورت کجدار و مریز، و خرید زمان برای جلوگیری از تشدید انسداد روابط بینالملل ادامه دهد و در آنسو با «وعدهفروشی» به مردم بر محور «اصلاحات» جامعه را در حال «انتظار آمیخته به امید» معلق نگه دارد تا شاید گرهای از مشکلات اقتصادی باز شود.
معادلات سیاست خارجی برخلاف انتظار و محاسبات حکومت پیش رفت و نه تنها مذاکرات کاملا در بنبست قرار گرفت بلکه تشدید تحریمهای ایالات متحده و بازگشت تحریمهای سازمان ملل با فعال شدن مکانیسم ماشه، جریان باریک ورود دلار به کشور را با اختلال روبرو کرده است.
در آنسو مسعود پزشکیان توان و اراده کافی برای عملیکردن وعدههای انتخاباتی را نداشت و تیم اقتصادی ضعیف و ناکارآمد او نه تنها در ساماندهی وضعیت اقتصاد کشور شکست خورد بلکه بر بحرانها افزوده و معیشت خانوارهای کمدرآمد را بیش از پیش در معرض آسیب قرار داده است.
مطالبات محوریِ بیارتباط به تحریم و اقتصاد، مانند کاهش فشارهای اجتماعی و رفع فیلترینگ، که اتفاقا از مهمترین وعدههای اصلاحطلبان در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری بود نیز عملی نشده است.
همچنین اختلافات و رقابتهای بینجناحی در جمهوری اسلامی سبب عمیق شدن شکافها در حکومت، و در نتیجه کاهش اثربخشی اقدامات بخشهای مختلف از جمله دولت و مجلس شورای اسلامی برای کنترل و مدیریت کشور شده است.
دولت اصلاحطلب چهاردهم هنوز نیمی از سال نخست فعالیت را پشت سر نگذاشته بود که بسیاری از تحلیلگران از احتمال بروز دور جدیدی از اعتراضات سراسری خبر دادند. برخی معتقدند بروز جنگ ۱۲ روزه با اسراییل و موج رصد و سرکوبی که پس از آن در کشور ایجاد شد از جمله دلائل عقب افتادن وقوع اعتراضات سراسری بود.
با اینهمه افزایش افسارگسیخته قیمتها در دو بازار ارز و طلا، و افزایش دو برابری قیمت دلار طی یک سال، نخستین جرقه اعتراضات را با اعتصاب کسبه بازار موبایل علاءالدین در تهران زد و آتش نارضایتی مردم از جمهوری اسلامی بار دیگر شعلهور شد.
در ششمین روز از اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، هزاران شهروند در ۷۵ شهر ایران به اعتراضات پیوستهاند. جمهوری اسلامی با توجه به مواردی چون تشدید تهدیدهای خارجی، نفوذ و تضعیف درونساختاری، و چندپارگی جریاناتی که برای داشتن رانت و قدرت همچنان یکدیگر را میدرند، وضعیتی به شدت شکننده دارد و به نظر میرسد با اجرای تاکتیکی دوگانه به دنبال عبور از اعتراضاتی است که ممکن است بهعنوان «تبر آخر بر پیکر پوسیده نظام اسلامی» در تاریخ ثبت شود!
مقامات دولت پزشکیان طی روزهای گذشته در اظهاراتی عوامفریبانه گفتهاند معترضانِ در خیابان را درک میکنند و وجود مشکلاتی در حوزه «اقتصاد» را پذیرفتهاند.
اصلاحطلبانی که در اعتراضات سالهای گذشته شهروندان معترض را مزدور، اغتشاشگر، ویرانیطلب و نفوذیهای دشمن میخواندند و خواستار برخورد تند دولت اصلاحطلب حسن روحانی با معترضان بودند حالا معتقدند باید صدای مردم شنیده شود.
از جمله عباس عبدی فعال اصلاحطلب که در اعتراضات دی ۹۶ خواستار «برخورد تند با اغتشاشگران» شده بود حالا از «برخورد همدلانه دولت با مردم معترض» حمایت کرده است. او البته معتقد است «امروز وضعیت ما با سال ۶۰ متفاوت است؛ الان چشمانداز امید نیست» و به نظر میرسد علت «چرخش» او در شیوه رویارویی دولت با معترضان، هراس و ناامیدی از چشمانداز پیشروی نظام متبوعاش است!
مسعود پزشکیان رئیس دولت چهاردهم حتی گفته برای مشکلات معیشتی مردم دنبال مقصر «بیرونی» نباشیم. همچنین دولت تلاش کرده با «وعدهفروشی» از جمله وعده پرداخت یارانه ناچیز و بیارزش ۷۰۰ هزار تومانی، افکار عمومی را مدیریت و معترضان را «دلخوش» کند!
در ادامه تاکتیک همدلی با مردم، آیتالله صادق آملی لاریجانی که روزی در ریاست قوه قضاییه در محور سرکوب شهروندان قرار داشت، حالا به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و در حالی که شهروندان معترض فریاد سرنگونی نظام را سر میدهند گفته «انتقاد از نحوه اداره کشور حق تکتک آحاد ملت است».
درست در همین روزهایی که چنین اظهاراتی از تریبونهای حکومت مطرح است، در آنسو بخش دیگری تاکتیک سرکوب را پیش میبرند. مقاماتی که تاکتیک دیگر نظام را پیش میبرند اعتراضات را «توطئه دشمن» با «هدایت از خارج» خواندهاند تا با «امنیتی» کردن اعتراضات بتوانند مسیر سرکوب شهروندان را هموار و به کشتار و بازداشت مردم «مشروعیت» ببخشند!
بر اساس گزارشهای ثبت شده از سوی نهادهای حقوقبشری در طول پنج روز نخست اعتراضات دستکم ۱۰ شهروند در شهرهای مختلف کشور توسط مأموران حکومتی جان خود را از دست دادند؛ سه تن از جانباختگان کودک، و زیر ۱۸ سال، بودند. بیش از ۱۲۰ تن بازداشت شده و دهها تن مجروح شدهاند. این آمار را باید آمار اولیه در نظر داشت. قابل پیشبینی است که شماری از قربانیان سرکوب، همچنان شناسایی و گزارش نشده باشند.
از سوی دیگر این آمار در حالیست که جمهوری اسلامی سرکوب گسترده را از روز چهارم اعتراضات در دستور کار قرار داد. در نتیجه با تداوم اعتراضات آمار جانباختگان، مجروحان و بازداشتشدگان بهصورت تصاعدی افزایش پیدا خواهد کرد؛ این الگوی سرکوب در اعتراضات دورههای گذشته نیز تکرار شده بود.
در میان تاکتیک دوگانه جمهوری اسلامی در برخورد با این دور از اعتراضات سراسری، رسانههای حکومتی در اقدامی سازمانیافته تلاش دارند اعتراضات بنیادین شهروندان ایران را به «مشکلات اقتصادی» تقلیل دهند و تحلیل کنند که اگر مشکلات معیشتی مردم حل شود دیگر معترضی در خیابانها نخواهد بود. این گزارشها در تلاش هستند تا کلیت جمهوری اسلامی را سیبل اعتراضات خارج و نشان دهند مردم تنها برای داشتن جیب پرپول است که با دست خالی مقابل نیروهای تا دندان مسلح جمهوری اسلامی سینه سپر میکنند.
این در حالیست که در تحولات سیاسی معاصر ایران، جنبشی ملیگرایانه تاریخساز شده است که نه تنها با بنیان جمهوری اسلامی بلکه حتی با انقلاب ۵۷ در تضاد است؛ جنبشی که نخستین جلوههای اجتماعی آن در تجمع هزاران شهروند در پاسارگاد در آبان۹۵ بروز پیدا کرد و گام به گام در اعتراضات سراسری دی۹۶، آبان۹۸، شهریور۴۰۱، و امروز در دی۴۰۴ پیش آمده و رو در روی ایدئولوژی جمهوری اسلامی ایستاده است.
در چنین شرایطی جمهوری اسلامی در بکارگیری تاکتیک دوگانه نیز شکست خواهد خورد. فارغ از آنکه سرانجام اعتراضاتی که از یکشنبه هفتم دیماه آغاز و دو سوم ایران را فراگرفته چه باشد، جنبش ملی ملت ایران علیه جمهوری اسلامی که امروز با صراحت در شعارهایش خواستار سرنگونی نظام اسلامی و جایگزین شدن نظام پادشاهی است، تداوم مییابد و در آینده سیاسی ایران نقش محوری ایفا خواهد کرد.




