از «جنگ نفتکش‌ها» تا بحران‌های اخیر در تنگه‌ی هرمز

چهارشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۵ برابر با ۲۵ مارس ۲۰۲۶


دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی – امنیت کشتیرانی در خلیج فارس، بویژه در تنگه‌ی هرمز، یکی از ارکان ثبات اقتصاد جهانی محسوب می‌شود. تجربه‌ی اسکورت نفتکش‌ها در دهه‌ی ۱۹۸۰ در جریان «جنگ نفتکش‌ها» و نیز بحران‌های اخیر میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده‌ آمریکا نشان می‌دهد که امنیت دریایی در این منطقه، حاصل تعامل پیچیده‌ای از قدرت نظامی، بازدارندگی، دیپلماسی و فناوری است. این مقاله با رویکردی تحلیلی، به بررسی تطبیقی این دو دوره پرداخته و درس‌های راهبردی آن را استخراج می‌کند.

خلیج فارس بعنوان یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان، همواره در کانون توجه قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای قرار داشته است. تنگه‌ی هرمز بعنوان گلوگاه اصلی این منطقه، نقشی تعیین‌کننده در ثبات بازار جهانی انرژی ایفا می‌کند. هرگونه اختلال در این مسیر، پیامدهایی فراتر از جغرافیای منطقه‌ای دارد و می‌تواند به بحران‌های اقتصادی در مقیاس جهانی منجر شود.

تجربه‌ی تاریخی: اسکورت نفتکش‌ها در دهه‌ی ۱۹۸۰

در سال‌های پایانی جنگ ایران و عراق، حملات متقابل به نفتکش‌ها به شکل‌گیری «جنگ نفتکش‌ها» انجامید. در این دوره، زیرساخت‌های انرژی و خطوط کشتیرانی هدف قرار گرفتند، ریسک حمل‌ونقل دریایی بشدت افزایش یافت و بازار جهانی نفت با بی‌ثباتی مواجه شد.

در واکنش، ایالات متحده‌ آمریکا با اجرای عملیات اسکورت، بویژه از طریق تغییر پرچم نفتکش‌های کویتی، بطور مستقیم وارد معادله‌ی امنیتی منطقه شد. این اقدام توانست تا حدی امنیت مسیرهای دریایی را تأمین کند، اما هم‌زمان خطر درگیری مستقیم میان قدرت‌ها را افزایش داد.

تحولات معاصر: از تقابل کلاسیک تا تنش‌های اخیر

در سال‌های اخیر، تنش‌ها در تنگه‌ی هرمز وارد مرحله‌ای جدید شده‌اند. برخلاف دهه‌ی ۱۹۸۰، الگوی درگیری از شکل کلاسیک به سمت «تنش‌های هیبریدی» تغییر یافته است:

-استفاده از پهپادها و قایق‌های تندرو
-عملیات محدود و هدفمند علیه کشتی‌ها
-بهره‌گیری از ابزارهای غیرمستقیم و نیابتی

در این چارچوب، جمهوری اسلامی و ایالات متحده‌ آمریکا تلاش کرده‌اند سطح درگیری را در آستانه‌ای کنترل‌شده نگه دارند، بگونه‌ای که از جنگ تمام‌عیار جلوگیری شود.

 محدودیت‌های راهبرد اسکورت

بررسی تجربیات گذشته و حال نشان می‌دهد که اسکورت نفتکش‌ها، اگرچه ابزار مهمی در کاهش ریسک است، اما راه‌حل نهایی محسوب نمی‌شود:

-پوشش کامل همه‌ی مسیرها عملا ممکن نیست
-تهدیدات نامتقارن قابلیت عبور از سیستم‌های دفاعی را دارند
-حضور نظامی می‌تواند به تشدید تنش منجر شود

بنابراین، اسکورت باید در چارچوب یک راهبرد جامع‌تر تعریف شود.

پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیک

هرگونه بی‌ثباتی در تنگه‌ی هرمز بسرعت به بازارهای جهانی منتقل می‌شود:

-افزایش هزینه‌ی بیمه کشتی‌ها
-نوسان قیمت نفت
-اختلال در زنجیره‌ی تأمین جهانی

در نتیجه، حتی «تهدید» بدون وقوع درگیری نیز می‌تواند بعنوان ابزاری برای اعمال فشار اقتصادی عمل کند.

درس‌های راهبردی

۱. ضرورت ترکیب بازدارندگی و دیپلماسی: قدرت نظامی بدون کانال‌های ارتباطی، خطر سوءبرداشت و تشدید ناخواسته بحران را افزایش می‌دهد.
۲. اهمیت امنیت جمعی: ائتلاف‌های چندملیتی در تأمین امنیت دریایی، کارآمدتر از اقدامات یک‌جانبه هستند.
۳. برتری جنگ نامتقارن: بازیگران منطقه‌ای می‌توانند با هزینه‌ی کمتر، چالش‌های جدی برای قدرت‌های بزرگ ایجاد کنند.
۴. نقش کلیدی فناوری و اطلاعات: نظارت لحظه‌ای، داده‌های ماهواره‌ای و تحلیل اطلاعات، پایه‌ی امنیت دریایی مدرن هستند.
۵. تأثیر فوری بر اقتصاد جهانی: بازارها نسبت به ریسک واکنشی سریع‌تر از سیاست‌گذاران دارند.

تحلیل تطبیقی «جنگ نفتکش‌ها» و بحران‌های اخیر در تنگه‌ی هرمز نشان می‌دهد که امنیت این گلوگاه حیاتی، نه‌تنها به توان نظامی، بلکه به مدیریت هوشمندانه بحران، همکاری بین‌المللی و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین وابسته است.

در جهان به‌هم‌پیوسته امروز، حفظ ثبات در این منطقه، پیش‌شرطی برای ثبات اقتصاد جهانی است و هرگونه خطای محاسباتی می‌تواند پیامدهایی فراتر از مرزهای منطقه‌ای به همراه داشته باشد.

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۴ / معدل امتیاز: ۲٫۸

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=399371