نیویورکتایمز در گزارشی جنجالی فاش کرده است که آمریکا و اسرائیل در جریان جنگ با جمهوری اسلامی، فراتر از نابودی توان موشکی و هستهای تهران، سناریویی چندمرحلهای برای فروپاشی ساختار قدرت و شکلدهی به رهبری جایگزین در ایران را دنبال میکردند؛ طرحی که به گفته مقامهای آمریکایی و اسرائیلی، محمود احمدینژاد ــرئیسجمهوری پیشین جمهوری اسلامی که سالها بهعنوان نماد گفتمان ضدآمریکایی و ضداسرائیلی شناخته میشدــ یکی از گزینههای مورد بررسی برای مدیریت دوره انتقالی در آن بوده است.

به گزارش نیویورکتایمز، آمریکا و اسرائیل در نخستین روزهای جنگ با جمهوری اسلامی، طرحی چندمرحلهای را دنبال میکردند که هدف آن نهفقط نابودی توان موشکی و نظامی تهران، بلکه تغییر رهبری سیاسی در ایران بود؛ طرحی که بنا بر گفته مقامهای آمریکایی، در یکی از عجیبترین بخشهای خود، محمود احمدینژاد، رئیسجمهوری پیشین جمهوری اسلامی را بهعنوان گزینهای احتمالی برای رهبری پس از فروپاشی حکومت در نظر گرفته بود.
این گزارش که روز ۱۹ مه منتشر شد، میگوید چند روز پس از حملات اسرائیل که به کشتهشدن علی خامنهای و شماری از مقامهای ارشد جمهوری اسلامی انجامید، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، بهطور علنی گفته بود بهتر است «کسی از داخل» ایران زمام امور را بهدست بگیرد. اما به نوشتهی نیویورکتایمز، واشنگتن و تلآویو از همان آغاز، فرد مشخص و بسیار غیرمنتظرهای را در ذهن داشتند: محمود احمدینژاد؛ چهرهای که در دوران ریاستجمهوریاش به مواضع تند ضداسرائیلی و ضدآمریکایی، حمایت از برنامه هستهای جمهوری اسلامی، انکار هولوکاست و سرکوب شدید اعتراضات داخلی شناخته میشد.
بر اساس این گزارش، طرح اصلی از سوی اسرائیل طراحی شده بود و احمدینژاد نیز دربارهی آن مورد مشورت قرار گرفته بود. اما برنامه خیلی زود از مسیر خود خارج شد. مقامهای آمریکایی و یکی از نزدیکان احمدینژاد گفتهاند که او در نخستین روز جنگ، در حمله اسرائیل به خانهاش در محله نارمک تهران زخمی شد؛ حملهای که هدف آن، به گفته این منابع، آزادکردن او از حصر خانگی بود، نه کشتن او. رسانهی بریتانیایی تایمز نیز در گزارشی جداگانه نوشت که مقامهای آمریکایی گفتهاند احمدینژاد گزینهی مورد نظر آمریکا و اسرائیل برای رهبری دوره انتقالی در تهران بوده، اما پس از زخمیشدن در حمله نخستین روز جنگ، از این طرح فاصله گرفته است.
نیویورکتایمز مینویسد حملهی هوایی اسرائیل به خانهی احمدینژاد خسارت عمدهای به ساختمان وارد نکرد، اما پاسگاه امنیتی در ورودی کوچهی بنبست محل سکونت او هدف قرار گرفت و تصاویر ماهوارهای نشان میدهد آن ساختمان کاملا تخریب شده است. در روزهای بعد، خبرگزاریهای رسمی جمهوری اسلامی اعلام کردند که احمدینژاد زنده مانده، اما «محافظان» او کشته شدهاند؛ افرادی که به نوشتهی نیویورکتایمز، در واقع اعضای سپاه پاسداران بودند و همزمان وظیفه مراقبت و کنترل او در حصر خانگی را بر عهده داشتند.
احمدینژاد از آن زمان تاکنون در انظار عمومی دیده نشده و وضعیت جسمی و محل اقامت او روشن نیست.
انتخاب احمدینژاد برای چنین نقشی، به نوشتهی نیویورکتایمز، بهشدت غیرمعمول بود. او در سالهای ریاستجمهوری خود از ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳، از چهرههای اصلی گفتمان تندرو در جمهوری اسلامی بود؛ سیاستمداری که اسرائیل را تهدید به نابودی میکرد، از پیشبرد برنامهی هستهای دفاع میکرد و در داخل کشور نیز با سرکوب اعتراضات، بهویژه پس از انتخابات ۱۳۸۸، شناخته میشد.
با این حال، احمدینژاد در سالهای پس از ترک قدرت، بهتدریج با بخشهایی از ساختار حاکم دچار تنش شد. شورای نگهبان سه بار، در سالهای ۲۰۱۷، ۲۰۲۱ و ۲۰۲۴، مانع نامزدی دوباره او در انتخابات ریاستجمهوری شد. نزدیکان او بازداشت شدند، رفتوآمدهایش محدود شد و خود او بارها مقامهای ارشد جمهوری اسلامی را به فساد و سوءمدیریت متهم کرد. همین وضعیت، به نوشته ی نیویورکتایمز، باعث شد حکومت او را نه یک مخالف آشکار، بلکه عنصری بالقوه بیثباتکننده تلقی کند.
گزارش نیویورکتایمز همچنین به ابهامهای فراوان دربارهی ارتباطات خارجی احمدینژاد اشاره میکند. او در سال ۲۰۱۹ در مصاحبهای با همین روزنامه از ترامپ ستایش کرده و خواستار محاسبهی «هزینه و فایده بلندمدت» رابطهی ایران و آمریکا شده بود. سفرهای او به گواتمالا در سال ۲۰۲۳ و مجارستان در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نیز، بهویژه به دلیل روابط نزدیک این کشورها با اسرائیل، گمانهزنیهایی را دربارهی موقعیت سیاسی و ارتباطات او برانگیخته بود.
به نوشتهی نیویورکتایمز، مقامهای آمریکایی در روزهای نخست جنگ از طرحهایی سخن میگفتند که با همکاری اسرائیل برای یافتن یک چهرهی «عملگرا» در داخل ساختار جمهوری اسلامی تهیه شده بود؛ کسی که بتواند پس از ضربه به رأس حکومت، قدرت را بهدست بگیرد. این مقامها تأکید میکردند اطلاعاتی وجود داشته که نشان میداد برخی افراد در درون حاکمیت حاضر به همکاری با آمریکا هستند، هرچند لزوما نمیشد آنان را «میانهرو» توصیف کرد.
کاخ سفید در پاسخ به پرسش نیویورکتایمز دربارهی طرح تغییر حکومت و نقش احتمالی احمدینژاد، این موضوع را تأیید نکرد. آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفت هدف ترامپ از عملیات موسوم به «خشم حماسی» روشن بوده است: نابودی موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی، برچیدن مراکز تولید آنها، غرقکردن نیروی دریایی و تضعیف نیروهای نیابتی تهران. او افزود که ارتش آمریکا به اهداف خود رسیده یا از آنها فراتر رفته و اکنون مذاکرهکنندگان در تلاشاند توافقی برای پایاندادن دائمی به توان هستهای جمهوری اسلامی بهدست آورند.
موساد، سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل، از اظهارنظر دربارهی این گزارش خودداری کرده است.
بر اساس طرحی که نیویورکتایمز به نقل از دو مقام دفاعی اسرائیل شرح داده، اسرائیل تصور میکرد جنگ در چند مرحله پیش خواهد رفت: نخست حملات هوایی آمریکا و اسرائیل و حذف رهبران ارشد جمهوری اسلامی؛ سپس بسیج کردها علیه نیروهای حکومت؛ و در ادامه، کارزارهای نفوذ و جنگ روانی برای ایجاد حس فروپاشی در ساختار قدرت. در مرحله نهایی، فشار سیاسی و ضربه به زیرساختهایی مانند برق قرار بود حکومت را از پا درآورد و راه را برای تشکیل آنچه اسرائیلیها «دولت جایگزین» میخواندند، باز کند.
اما به نوشته نیویورکتایمز، جز حملات هوایی و کشتهشدن رهبر جمهوری اسلامی، بخشهای اصلی این طرح آنگونه که اسرائیل انتظار داشت پیش نرفت. این روزنامه مینویسد طرح مزبور، در نگاه امروز، نشاندهندهی برآوردی بسیار خوشبینانه از شکنندگی حکومت، توانایی آمریکا و اسرائیل در تحمیل ارادهی خود، و آمادگی جامعهی سیاسی ایران برای پذیرش رهبریای از بالا و بیرون بوده است.
این گزارش اکنون پرسشهای تازهای را درباره اهداف واقعی جنگ فوریه مطرح کرده است. ترامپ و اعضای کابینهاش بارها گفتهاند که هدف جنگ محدود بوده و بر نابودی توان هستهای، موشکی و نظامی جمهوری اسلامی تمرکز داشته است. اما افشای طرح مربوط به احمدینژاد، اگر درست باشد، نشان میدهد واشنگتن و تلآویو از همان ابتدا دستکم بخشی از جنگ را با امید به تغییر رهبری در تهران آغاز کرده بودند؛ آن هم با اتکا به چهرهای که خود زمانی از نمادهای تندروی ایدئولوژیک جمهوری اسلامی بودهاست.
منبع: نیویورک تایمز
ترجمه: کیهان لندن


