تورم فزاینده و درآمدهای ناچیز؛ ده‌ها میلیون نفر از جمعیت ایران چگونه به زیر خط «فقر مطلق» رانده شدند؟

- فعالان کارگری و بازنشستگان تأکید دارند درآمد این اقشار حتی برای تأمین هزینه‌های نیمی از ماه هم کافی نیست و این اقشار با مشکلات متعدد معیشتی و گرسنگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. 
- علی مقدسی‌زاده، فعال کارگری، می‌گوید امروز کارگر باید بین داشتن مسکن و سرپناه که منوط به پرداخت اجاره بهاست از یک‌سو، و تأمین یک سفره حداقلی برای خانواده خود از سوی دیگر، یکی را انتخاب کند؛ انتخابی که حتی در شهرهای کوچک نیز به شدت دردناک است!»
- بر اساس برآوردهای منتشرشده از سوی فرشید یزدانی، پژوهشگر حوزه سیاست‌گذاری اجتماعی، خط فقر شدید در ایران از حدود ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان در اردیبهشت ۱۴۰۴ به حدود ۶ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان در اردیبهشت ۱۴۰۵ رسیده است.
- رضا امیدی، پژوهشگر رفاه اجتماعی، با استناد به داده‌های رسمی اعلام کرده است که جمعیت زیر خط «فقر مطلق» در فاصله سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۴، از حدود ۱۶ میلیون نفر به بیش از ۳۴ میلیون نفر افزایش یافته است.
- فعالان و کارشناسان مستقل کارگری، پیش از جنگ و تشدید بحران‌های اخیر، هزینه واقعی سبد معیشت یک خانوار متوسط را حدود ۸۰ میلیون تومان در ماه برآورد کرده بودند؛ رقمی که با افزایش شتابان قیمت‌ها، جهش هزینه مسکن، درمان، آموزش و مواد غذایی، اکنون فاصله بیشتری با دستمزدهای رسمی پیدا کرده است.

دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶


فاصله میان درآمد و هزینه آنقدر زیاد شده که حتی شاغل بودن نیز دیگر تضمینی برای دور ماندن از فقر نیست. خانوارهای کارگری و دیگر اقشار کم‌درآمد مانند بازنشستگان ، باید بین داشتن مسکن و سرپناه که منوط به پرداخت اجاره بهاست از یک‌سو، و تأمین یک سفره حداقلی برای خانواده خود از سوی دیگر، یکی را انتخاب کنند. این جملات توصیفی از وضعیت بحرانی معیشت خانوارهای کم‌درآمد در ایران است؛ وضعیتی که در آمارها از جمله فاصله عمیق میان هزینه زندگی با رقم دستمزد کارگران و بازنشستگان نیز نمایان است.

در حالیکه آمارهای تورم اقتصاد ایران در خردادماه امسال بیانگر تشدید بحران اقتصادی و تداوم بیش از پیش قیمت‌ها در ماه‌های آینده است که در آنسو فعالان کارگری و بازنشستگان تأکید دارند درآمد این اقشار حتی برای تأمین هزینه‌های نیمی از ماه هم کافی نیست و این اقشار با مشکلات متعدد معیشتی و گرسنگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

در خردادماه امسال نرخ تورم ماهانه ۵/۹ درصد، تورم نقطه به نقطه به ۸۸/۶ درصد و تورم سالانه به ۶۲ درصد رسیده است.کارشناسان اقتصادی معتقدند بحران اقتصادی، در کنار شرایط جنگی و پیامدهای آن، زمینه جهش‌های تورمی بزرگ‌تر را فراهم کرده است. چشم‌انداز پیش‌رو، حرکت به سمت تورم‌های سنگین‌تر و سقوط بیشتر سطح زندگی است.

تورم فزاینده هزینه زندگی خانوارها در ایران به ده‌ها میلیون تومان افزایش داده اما درآمد بیش از نیمی از جمعیت کشور شامل کارگران، بازنشستگان و بخش زیادی از کارمندان حتی به ۳۰ میلیون تومان در ماه هم نمی‌رسد.

علی مقدسی‌زاده فعال کارگری ساکن استان خراسان جنوبی در گفتگو با خبرگزاری «ایلنا» با اشاره به درآمد حدود ۲۵ میلیونی یک کارگر در صورت دریافت همه مزایای شغلی گفته «با یک حساب سرانگشتی می‌توان فهمید که این خانوار با این حقوق تنها می‌توانند وعده صبحانه را بگذرانند. تنها مصرف نان و پنیر و چای در این خانوار تا ۳۰ میلیون تومان در ماه هزینه بر می‌دارد. امروز کارگر حتی اگر مبلغ سبد معیشت حداقلی را هم دریافت کند، باید بین داشتن مسکن و سرپناه که منوط به پرداخت اجاره بهاست از یک‌سو، و تأمین یک سفره حداقلی برای خانواده خود از سوی دیگر، یکی را انتخاب کند؛ انتخابی که حتی در شهرهای کوچک نیز به شدت دردناک است!»

این فعال کارگری تأکید کرده که «امروز برای کارگران با این حقوق‌ها، نه خط فقر مطلق، بلکه خط بقای مطلق مطرح است. واقعیت این است که ما هر سال کاهش حداقل دستمزد را در شورای عالی کار تجربه می‌کنیم. سال گذشته پایه حقوق ۱۱ میلیون تومان و امسال ۱۷ میلیون تومان، تصویب شده است. این افزایش شش میلیون تومانی در ظاهر «افزایش» خوانده می‌شود ولی در واقعیت کاهش حقوق است زیرا ارزش ۱۱ میلیون سال قبل نزدیک به ۳۰ میلیون تومانِ امروز است. به نظر می‌رسد تا زمانی که قانون برای تعیین مزد اصلاح نشود، این روند باز هم ادامه خواهد داشت. بازهم هر سال، حقوق واقعی کارگران به جای افزایش، کاهش می‌یابد.»

اختلاف عمیق میان درآمد و هزینه زندگی، در کنار تورم فزاینده جاری در اقتصاد ایران به معنای افزایش جمعیت زیر خط فقر در کشور است. بر اساس برآوردهای منتشرشده از سوی فرشید یزدانی، پژوهشگر حوزه سیاست‌گذاری اجتماعی، خط فقر شدید در ایران از حدود ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان در اردیبهشت ۱۴۰۴ به حدود ۶ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان در اردیبهشت ۱۴۰۵ رسیده است.

فرشید یزدانی اعلام کرده که خط فقر مطلق برای یک خانوار سه‌نفره در بهار امسال حدود ۴۴ میلیون تومان در ماه بوده است.

هم‌زمان، رضا امیدی، پژوهشگر رفاه اجتماعی، با استناد به داده‌های رسمی اعلام کرده است که جمعیت زیر خط «فقر مطلق» در فاصله سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۴، از حدود ۱۶ میلیون نفر به بیش از ۳۴ میلیون نفر افزایش یافته است.

فعالان و کارشناسان مستقل کارگری، پیش از جنگ و تشدید بحران‌های اخیر، هزینه واقعی سبد معیشت یک خانوار متوسط را حدود ۸۰ میلیون تومان در ماه برآورد کرده بودند؛ رقمی که با افزایش شتابان قیمت‌ها، جهش هزینه مسکن، درمان، آموزش و مواد غذایی، اکنون فاصله بیشتری با دستمزدهای رسمی پیدا کرده است.

همانطور که علی مقدسی‌زاده گفته حداقل دستمزد مصوب سال ۱۴۰۵، با احتساب پایه حقوق، حدود ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان تعیین شده است و مجموع دریافتی کارگران مشمول قانون کار، بسته به مزایا و حق اولاد، در بهترین حالت به حدود ۲۰ تا ۲۲ میلیون تومان می‌رسد؛ رقمی که نه‌تنها فاصله‌ای چشمگیر با سبد معیشت برآوردشده دارد، بلکه به‌مراتب پایین‌تر از خط فقر مطلق است.

وبسایت «پژواک کار ایران» که اخبار کارگری را پوشش می‌دهد تأکید کرده میلیون‌ها کارگر شاغل در بخش غیررسمی، کارگران فصلی، روزمزد، کشاورزی، ساختمانی، کارگران کارگاه‌های کوچک و بسیاری از زنان کارگر، حتی از چحداقل دستمزد رسمی محروم‌ هستند و در شرایطی دشوار به کار و زندگی ادامه می‌دهند.

این گزارش با تأکید بر اینکه «یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های بحران کنونی تورم در ایران گسترش پدیده «کارگران فقیر» است» نوشته «امروز میلیون‌ها نفر در ایران، با وجود اشتغال تمام‌وقت، قادر به تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی خود نیستند. دستمزدهای رسمی نه‌تنها فاصله‌ای عمیق با سبد معیشت دارند، بلکه حتی از خط فقر مطلق نیز پایین‌تر هستند. به این ترتیب، اشتغال دیگر تضمینی برای خروج از فقر نیست و بخش بزرگی از نیروی کار، با وجود فروش نیروی کار خود، زیر خط فقر زندگی می‌کند. فقر در ایران دیگر یک استثنا نیست؛ به وضعیت عادی زندگی بخش بزرگی از طبقه کارگر و مزدبگیران تبدیل شده است.»

روزنامه «اعتماد» نیز گزارش داده  فقر در ایران دیگر یک نوسان کوتاه‌مدت نیست؛ به روندی ساختاری تبدیل شده است. اوایل دهه ۱۳۹۰ تنها ۱۱ تا ۱۳ درصد جمعیت در فقر بودند؛ امروز این نسبت حدود ۳۰‌درصد برآورد می‌شود و با تداوم تورم بالا، برخی دامنه ۳۰ تا ۳۵ درصد را محتمل می‌دانند.

این گزارش افزوده یکی از چالش‌های مهم، نبود داده‌های دقیق و نظام‌مند است. در کشوری با حدود ۸۷ میلیون جمعیت و ۲۴ میلیون خانوار، نبود «حکمرانی داده» یعنی سیاست‌گذاری در مه. وقتی تصویر روشنی از وضعیت معیشتی وجود نداشته باشد، نسخه‌ها هم با عدم قطعیت نوشته می‌شوند.

«اعتماد» همچنین نوشته تورم مزمن -با میانگین بالای ۴۰‌درصد در سال‌های اخیر- متغیر کلیدی این چرخه است. در چنین شرایطی، هر سال میلیون‌ها نفر دیگر به جمعیت فقیر افزوده می‌شوند؛ چون سرعت رشد قیمت‌ها از افزایش درآمد پیشی می‌گیرد. شکاف اصلی جایی عمیق‌تر می‌شود که دستمزد با دارایی‌ها مقایسه شود. افزایش حقوق، درصدی محدود به درآمد جاری اضافه می‌کند، اما همان تورم، ارزش دارایی‌هایی مثل مسکن و خودرو را چند برابر می‌کند. نتیجه؟ دور شدن طبقات متوسط و پایین از مالکیت دارایی‌های پایه، به‌ویژه مسکن. اینجاست که مفهوم «تله فقر» معنا پیدا می‌کند: اگر سهم جمعیت فقیر از ۴۰ درصد عبور کند، حتی مهار تورم هم لزوما به خروج سریع از این چرخه منجر نمی‌شود. طبقه متوسط تحلیل می‌رود، کیفیت آموزش و سلامت افت می‌کند، ظرفیت نوآوری کاهش می‌یابد و توسعه کند می‌شود.

 

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۰ / معدل امتیاز: ۰

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=404208