با تداوم تورم و سقوط قدرت خرید خانوار خرید قسطی و نسیه در ایران فراگیر شده و حتی به کالاهای مصرفی روزانه مانند موادخوراکی و بستههای اینترنت رسیده است. مریم زارعیان جامعهشناس معتقد است پدیده «داراییداران بیدرآمد»، توصیفگر بخش بزرگی از طبقه متوسط ایران است که با وجود مالکیت داراییهای ارزشمند، در جریان نقدینگی و تامین مخارج جاری زندگی دچار فرسایش شدهاند.

تشدید رکود تورمی و شرایط ناپایدار اقتصاد ایران سبب افزایش بحرانهای معیشتی خانوارها شده است و جمعیت زیر خط فقر در ایران را افزایش داده است.
طی روزهای گذشته رسانههای داخلی گزارشهای زیادی از رواج خرید نسیه و قسطی برای اقلام مصرفی روزمره مانند شیر و نان و تخممرغ و گسترش خرید اقساطی در بخشهای مختلف خدماتی منتشر کردند.
وبسایت «اقتصاد نیوز» گزارش داده خرید قسطی به قبضهای موبایل رسیده و بسته اینترنت هم نسیهای شده است.
در این گزارش آمده که تا چند سال پیش، خرید قسطی بیشتر برای کالاهای بادوام معنا داشت؛ تلویزیون، ماشین لباسشویی، فرش یا گوشی گرانقیـمت؛ اما حالا این الگو از خریدهای بزرگ عبور کرده و به هزینههای روزمره رسیده است؛ هزینههایی که پیشتر با درآمد جاری خانوار پرداخت میشدند؛ حالا تازهترین نشانه از همین روند، رسیدن قسط به قبض موبایل و خدمات ارتباطی است.
ممکن است در نگاه اول، پرداخت قسطی قبض موبایل موضوع کوچکی به نظر برسد. اما تلفن همراه و اینترنت امروز دیگر کالای لوکس نیستند؛ قطع شدن خط یا ناتوانی در پرداخت هزینه ارتباطی، برای بسیاری از مردم، اختلال در زندگی روزمره است.
قسطیشدن ذاتاً مردم را فقیرتر نمیکند؛ اما اگر جای افزایش درآمد و کنترل تورم را بگیرد، میتواند فقر را پنهانتر و بدهی را عادیتر کند.
قسطیشدن میتواند سه اثر داشته باشد: نخست، فشار امروز را کم میکند؛ دوم، مصرف را موقتاً حفظ میکند؛ سوم، بدهی فردا را بالا میبرد.
روزنامه «شرق» چاپ تهران در شماره روز شنبه ۹ خردادماه ۱۴۰۴ در گزارشی درباره سقوط کیفیت زندگی در پایتخت نوشته دو حقوق کارمندی در بسیاری از خانوادهها عملاً فقط تا هفته دوم ماه دوام میآورد. پس از آن، حساب بانکی خالی میشود و خانوادهها باید دو هفته باقیمانده را با قرض، حذف هزینهها، خرید حداقلی و انتظار برای حقوق بعدی بگذرانند.
در این گزارش آمده طبقه متوسط جامعه، همان قشر تحصیلکرده، کارمند، مهندس و تکنوکراتی که روزگاری موتور محرک اقتصاد، فرهنگ و ثبات کشور بود، این روزها زیر چرخدندههای بیرحم تورم فزاینده و موج گسترده تعدیل نیرو، در حال فروپاشی تدریجی است. سبد خرید این قشر که پیش از این نمادی از رفاه نسبی بود، اکنون به اقلام بنیادین و بقامحور تقلیل یافته و بدتر از آن، پدیدهای قدیمی اما فراموششده به نام «حساب دفتری و نسیه» با شکلی مدرن و دردی عمیقتر، سفرههای آنان را به تسخیر خود درآورده است.
در بخش دیگری از این گزارش آمده که جغرافیای نسیه دیگر محدود به محلههای سنتی و کمبرخوردار جنوب شهر نیست؛ بررسیهای میدانی نشان میدهد شرق، غرب، شمال و جنوب تهران بهطور یکسان با پدیده بازگشت دفترهای نسیه در سوپرمارکتها مواجه شدهاند. یکی از مغازهداران باسابقه در شرق تهران که مدیریت یک سوپرمارکت محلی را بر عهده دارد، میگوید تا پیش از سال جدید هم افرادی برای خرید نسیه مراجعه میکردند، اما از آغاز سال جاری، این موضوع برای کاسبان به یک معضل جدی و روزمره تبدیل شده است.
تصویر تکاندهنده فقر در ایران؛ خرید نسیه، کوچک شدن سفره خانوار، دزدیهای خُرد موادغذایی
هادی موسوینیک، عضو هیئت علمی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی آبانماه ۱۴۰۴ گفته بود که نزدیک به ۲۶ میلیون نفر در ایران زیر خط فقر قرار دارند و حدود ۳۰ درصد جمعیت کشور با فقر مطلق مواجهاند.
در هفت ماه گذشته و از فاصله آبان ۱۴۰۴ تا کنون اما تورم فزاینده ادامه داشته و از سوی دیگر رکود و بیکاری ناشی از اعتراضات سراسری، جنگ و قطع اینترنت روند سقوط قدرت خرید خانوار را سرعت داده است. برای نمونه بر اساس محاسبات تحلیلگران در ابتدای پاییز گذشته رقم سبد معیشت که شامل هزینههای ضروری زندگی یک خانواره سه تا چهار نفره است حدود ۴۲ میلیون تومان برآورد میشد اما این هزینه پس از شش ماه به ۷۰ میلیون تومان رسیده است.
اینهمه نشان میدهد بدون شک از آبان گذشته شمار بیشتری از شهروندان در ایران به زیر خط فقر رانده شدهاند. جمعیتی که تا چندی پیش در طبقه متوسط شناسایی میشدند اما اکنون برای تأمین هزینه ضروری و روزمره زندگی با بحران روبرو هستند. موضوعی که هشدارهای از بین رفتن طبقه متوسط در ایران را از سوی کارشناسان در پی داشته است.
در توضیح این وضعیت مریم زارعیان جامعهشناس در سرمقاله نهم خرداد ۱۴۰۵ روزنامه «دنیای اقتصاد» نوشته پدیده «داراییداران بیدرآمد»، توصیفگر بخش بزرگی از طبقه متوسط ایران است که با وجود مالکیت داراییهای ارزشمند، در جریان نقدینگی و تامین مخارج جاری زندگی دچار فرسایش شدهاند.
این جامعهشناس افزوده «این بحران، فراتر از یک ناهنجاری آماری، نشاندهنده فرسایش تدریجی ساختار اجتماعی ایران است؛ طبقهای که موتور توسعه، ستون ثبات و حامل ارزشهای قانونمداری و آیندهنگری است. تورم مزمن با ایجاد «نااطمینانی پایدار»، توان برنامهریزی میانمدت و بلندمدت را از خانوادهها سلب کرده و آنان را به مدیریت بقای روزمره و «پیرایش نامرئی» (حذف تدریجی تفریحات، آموزش و خدمات درمانی) واداشته است.»
مریم زارعیان افزوده «این وضعیت علاوه بر فقر پنهان، موجب تعلیق هویتی و کاهش سرمایه انسانی شده است. تقابل میان موجر و مستاجر نیز بازتابی از همین بحران است که هر دو سوی آن در ساختار تورمی قربانیاند. کوچکسازی بنگاهها، محدودیت اقتصاد دیجیتال و ناامنیهای ناشی از جنگ، ضربات نهایی به هویت شغلی این طبقه بوده است. بازسازی طبقه متوسط نه با بستههای حمایتی کوتاهمدت، بلکه نیازمند رشد اقتصادی باثبات، اصلاحات ساختاری، کاهش نااطمینانیها و نگاه به این طبقه به عنوان زیرساخت توسعه بلندمدت کشور است.»




