تاریخ شفاهی ایران؛ خاطرات عبدالرضا انصاری (بخش۶۰)

یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۹ برابر با ۰۷ مارس ۲۰۲۱


جمشید آموزگار، در پیشگفتار این کتاب می‌نویسد «در میان خاطرات گونه گونه‌ای که تا کنون پراکنده شده، خاطره عبدالرضا انصاری از امتیازی ویژه برخوردار است چرا که با اصالتی کم همتا، دقتی در خور تحسین و بی‌نظری سزاوار تمجید همراه است».

به  جهت علاقمندی نسل جوان به ریشه‌ها و عوامل سازندگی ایران در دوران پهلوی کیهان لندن طی چند هفته به بازنشر خاطرات عبدالرضا انصاری در گفتگو با غلامرضا افخمی می‌پردازد.

*****

[بخش۱]   [بخش۲]   [بخش۳]   [بخش۴]   [بخش۵]   [بخش۶]   [بخش۷]   [بخش۸]   [بخش۹]   [بخش۱۰]   [بخش۱۱]   [بخش۱۲]   [بخش۱۳]   [بخش۱۴]   [بخش۱۵]   [بخش۱۶]   [بخش۱۷]   [بخش۱۸]   [بخش۱۹]   [بخش۲۰]   [بخش۲۱]   [بخش۲۲]   [بخش۲۳]   [بخش۲۴]   [بخش۲۵]   [بخش۲۶]   [بخش۲۷]   [بخش۲۸]   [بخش۲۹]   [بخش۳۰]   [بخش۳۱]   [بخش۳۲]   [بخش۳۳]   [بخش۳۴]   [بخش۳۵]   [بخش۳۶]   [بخش۳۷]   [بخش۳۸]   [بخش۳۹]   [بخش۴۰]   [بخش۴۱]   [بخش۴۲]   [بخش۴۳]   [بخش۴۴]    [بخش۴۵]   [بخش۴۶]    [بخش۴۷]    [بخش۴۸]   [بخش۴۹]   [بخش۵۰]   [بخش۵۱]   [بخش۵۲]   [بخش۵۳]   [بخش۵۴]   [بخش۵۵]   [بخش۵۶]   [بخش۵۷]   [بخش۵۸]   [بخش۵۹]

داروهای گیاهی و سازمان داروپخش

– امروزه در اغلب کشورهای پیشرفته استفاده از گیاهان دارویی در امور درمانی استفاده می‌شود و داروخانه‌هایی هستند که تخصص آنها در عرضه کردن گیاهان دارویی است. آیا ضمن برنامه‌های درمانی سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی استفاده از این نوع گیاهان نیز مورد توجه قرار گرفت؟

– استفاده از گیاهان دارویی همیشه در کشور ما رایج بوده و قبل از پیدا شدن طب مدرن در ایران، پزشکانی که با طب سنتی به معالجه بیماران می‌پرداختند همیشه از اینگونه گیاهان استفاده می‌کردند و مصرف آنها در تمام خانواده‌ها عمومیت داشت و خواص آنها شناخته شده بود.

گیاهانی مانند گل‌گاوزبان، عنّاب، سه‌پستان، شیر خشت و ترنجبین و امثال آنها، در عطاری‌ها به فروش می‌رسید و در اغلب منازل برای درمان‌های ساده مورد استفاده قرار می‌گرفت و هنوز هم در ایران رایج است. همچنین استفاده از این نوع گیاهان در کشورهایی مانند چین و هندوستان و اغلب کشورهای آسیایی رواج کامل دارد و به فرم‌های مختلفی در اختیار مصرف‌کنندگان قرار می‌گیرد و کمپانی‌های داروسازی بزرگ نیز از مواد موجود در این گیاهان برای تهیه داروهای جدید استفاده می‌کنند. به همین جهت سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی نیز که بزرگترین کارخانه داروسازی را در ایران داشت همیشه استفاده از گیاهان دارویی را مد نظر داشت ولی عملا اقدام چشمگیری در اینباره انجام نداده بود. اما در ضمن تجدید نظر در فعالیت‌های بنگاه دارویی، موضوع استفاده از گیاهان دارویی مورد توجه قرار گرفت و سازمان برنامه نیز نسبت به اجرای طرحی در اینباره علاقمند شد و به همین جهت با تشویق آقای مهندس اصفیا، مؤسسه‌ای به نام تحقیقات دارویی و شیمی دارویی در داخل تشکیلات سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی با اساسنامه و بودجه کافی ایجاد شد و آقای دکتر روحی که در اینباره تحقیقات مفصلی کرده بود به عنوان مدیرعامل این مؤسسه انتخاب شد.

آقای دکتر روحی برای استفاده از تجربیات کشور هندوستان که در این زمینه از سایر کشورها پیش بود، مسافرتی به هند کرد و ترتیبی داده شد که از تعدادی مؤسسات که در هندوستان به این کار اختصاص دارند بازدید نماید و ایشان موفق شدند پس از این بازدید، روابط بسیار مفید همکاری با اینگونه مؤسسات برقرار کنند.

مطالعات آقای دکتر روحی نشان می‌داد که اغلب گیاهانی که خاصیت طبی دارند در ایران یافت می‌شوند منتها این گیاهان که بطور وحشی در دشت‌ها و کوهستان‌های ایران روئیده می‌شوند با سایر گیاهان مخلوط بوده و در بخش‌هایی از ایران که بعضی از مردم محلی آنها را شناخته و به خواص آنها آشنایی دارند، این گیاهان را دستچین کرده و به بازار عرضه می‌کنند و برای اینکه بتوان از این گیاهان در سطح وسیعی استفاده کرد لازم است در نقاط مختلف کشور که برای رشد آنها مساعد می‌باشد مزارع اختصاصی ترتیب داد و از آنها بهره‌برداری نمود. در اجرای این طرح، در نقاط مختلف کشور با کمک و همکاری مقامات محلی، اراضی لازم به مساحت ده الی بیست هکتار انتخاب شد و از طرف مؤسسه تحت اختیار قرار گرفت تا در هر نقطه گیاهانی را که بومی بوده و متناسب با آب و هوای آنجا باشد، پرورش داده و تکثیر نمایند.

همزمان با این اقدام، به منظور آشنایی مردم با این نوع گیاهان و ایجاد بازار برای مصرف آنها، انواع مختلفی از آنها که در کشورهای اروپایی شناخته شده و در بسته‌های کوچک به بازار عرضه می‌شود و بطور روزانه مورد مصرف قرار می‌گیرد مانند تیول، ورون، کامومیل و امثال آن که ایرانیانی که به اروپا رفت و آمد دارند با آنها آشنا هستند و از خواص آنها آگاهی دارند، به مقدار کمی به کارخانه‌ای در سوئیس سفارش داده شد که عین بسته‌بندی‌های سوئیسی را با نام ایرانی آن گیاهان تهیه کرده و به ایران ارسال دارد تا برای زمینه‌سازی در مصرف آن بین مؤسسات و مردم پخش گردد. این اقدام که در سطح بسیار کوچکی انجام گرفته بود به زودی مورد قبول کسانی که با آن آشنا می‌شدند قرار گرفت و باعث تشویق مسئولین مؤسسه گیاهان دارویی شد و فعالیت آنها را تشدید کرد ولی با پیش آمدن انقلاب اسلامی این مؤسسه مفید با سرنوشت نامعلومی مواجه شد.

– آیا بنگاه دارویی داروپخش که از مؤسسات سازمان شاهنشاهی بود در این کار دخالتی نداشت؟

– از لحاظ سازمانی، این دو مؤسسه به کلی از هم جدا بودند و هر یک بطور مستقل فعالیت‌های مربوط به خودشان را دنبال می‌کردند ولی همکاری کامل بین آنها برقرار بود و آقای دکتر نادر شرقی که سال‌ها ریاست دانشکده داروسازی دانشگاه تهران را به عهده داشتند و بنیانگذار و مدیرعامل  بنگاه داروپخش بود با وجود اینکه به علت کبر سن بازنشسته شده و از کار کناره‌گیری کرده بود، موافقت کرد که در هیأت مدیرۀ این مؤسسه جدید شرکت کرده و از تجربیات خود این دستگاه را بهره‌مند سازد.

– پس از بازنشسته شدن آقای دکتر نادر شرقی چه کسی جانشین ایشان شد؟

– آقای مهندس ابوالحسن راجی برای حدود سه سال این مؤسسه بزرگ و مفید را اداره کردند و پس از ایشان که به علت تألمات روحی و کسالت جسمی کناره گرفتند، آقای دکتر شاپور شفائی که تحصیلات خود را در رشته شیمی انجام داده بود، بجای ایشان برگزیده شد.

آموزش‌های حرفه‌ای

– حال برویم به موضوع فعالیت‌های سازمان در مورد آموزش‌های حرفه‌ای. بطوری که گفته‌اید فعالیت‌های سازمان شاهنشاهی در این رشته، از تشکیل یک مرکز آموزش حرفه‌ای در سطح پایین در تهران شروع شد و بعداً یک آموزشگاه بزرگ با ظرفیت یکهزار کارآموز در اصفهان در دست تأسیس داشت. آیا در این زمینه نیز اقدامات جدیدی انجام گرفت؟

– همانطور که قبلا توضیح دادم انتخاب آقای مهندس رزم‌آرا معاون سابق وزارت صنایع و معادن به سمت معاون آموزشی سازمان به این علت بود که پیش‌بینی می‌کردیم با صنعتی شدن کشور و توسعه امور عمرانی، احتیاج زیادی به وجود کارگران متبحر صنعتی خواهد بود و باید کادر فنی کاردانی خلاء بین کارگران ساده و مهندسین رده بالای کارخانجات را پر کند و برای انجام این منظور شرکت تمام مؤسساتی که در امر آموزش مسئولیتی داشتند از واجبات بود و سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی از هر بابت در موقعیتی قرار داشت که می‌توانست در این راه قدم‌های مهم و مثبتی بردارد.

از لحاظ برنامه‌ریزی به این مسئله توجه شد که چون توسعه‌ی کارخانجات صنعتی توسط بخش خصوصی انجام گرفته و کارخانجات و ماشین‌آلاتی را که انتخاب کرده‌اند از کشورهای مختلف صنعتی می‌باشد که در ساختمان آنها معیارهای متفاوتی به کار رفته و در پاره‌ای موارد به کلی با یکدیگر فرق دارند بنابراین باید توجه شود که کارگرانی که آموزش می‌بینند با نحوه‌ی کار کردن و مشخصات وسایلی که از ممالک مختلف وارد شده است آشنایی پیدا کنند و نحوه‌ی کار را به آنها بیاموزند و چون بیشتر کارخانجات و ماشین‌آلات وارده مربوط به کشورهای آلمان، انگلستان، آمریکا و ژاپن بود، ترتیبی داده شود که آموزشگاه‌های حرفه‌ای که ایجاد خواهد شد با همکاری کارشناسان این کشورها تأسیس شود و ضوابط و معیارهایی که در آنها رایج است ضمن برنامه‌ی آموزشی منظور گردد و برای شروع کار در نظر بود علاوه بر دو مرکز آموزشی که در تهران و اصفهان با همکاری دولت اتریش در دست تکمیل بود چهار مرکز آموزش حرفه‌ای دیگر با ظرفیت هر یک، دوهزار کارآموز در شهرهای مشهد، شیراز، تبریز و کرمان تأسیس شده و هر یک از آنها برای آموزش حرفه‌ای خاصی اختصاص داده شود. البته گزارش این امور مرتباً به عرض اعلیحضرت می‌رسید.

در زمانی که این برنامه‌ریزی در حال تکوین بود از تشریفات کل دربار اطلاع دادند که پس از شرفیابی رئیس کمپانی سونی ژاپن، شاهنشاه مقرر فرموده‌اند که من وقتی برای دیدن ایشان تعیین کنم. این ملاقات انجام شد و ایشان اظهار کردند حاضرند همه گونه کمک برای آموزش کارآموزان ایرانی در رشته الکترونیک انجام دهند زیرا در حال حاضر اغلب وسایل الکتریکی و الکترونیکی که در بازار ایران وجود دارد از کشور ژاپن وارد می‌شود و چون به تعداد کافی کارگران فنی که با این دستگاه‌ها آشنایی داشته باشند در ایران وجود ندارد لذا هرساله از بابت نبودن تعمیرکاران ماهر، سرمایه عظیمی که صرف خرید این وسایل شده است تلف شده و از بین خواهد رفت و این موضوع به ضرر ایران و مآلاً به ضرر کمپانی‌های سازنده است که شهرت آنها را به خطر می‌اندازد و بدین جهت است که کمپانی سونی آمادگی دارد با شرایط بسیار مناسبی با مؤسسات ایرانی همکاری کرده و برای رفع این مشکل اقدام کند. به ایشان گفتم که ما موضوع را مطالعه کرده و متعاقباً با آنها تماس خواهیم گرفت.

بعد از این ملاقات، موضوع را با مهندس رزم‌آرا و مهندس مجد معاون سابق وزارت کار که در مورد آموزش حرفه‌ای با سازمان شاهنشاهی همکاری داشت، مورد بررسی قرار دادیم و تصمیم گرفتیم آموزشگاه حرفه‌ای مشهد را که در برنامه داشتیم، برای این کار اختصاص دهیم و در بازدیدی که چند روز بعد والاحضرت اشرف از مشهد داشتند، فرصتی پیدا شد که برای تأسیس این آموزشگاه مقدار یکصد هزار متر از اراضی آستان قدس انتخاب شود و به قیمت پنج میلیون تومان در اختیار سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی بگذارند. بنابراین در ظرف مدت کوتاهی نقشه‌های اولیه این آموزشگاه با همکاری مؤسسه سونی تحت نظر آقای مهندس فروغی تهیه شد و آقای مهندس اصغر اژدری رئیس سابق دانشکده کشاورزی ملاثانی در خوزستان و سرپرست طرح آبیاری «دز» به سمت مجری این طرح انتخاب گردید و با انتخاب مهندس اژدری اجرای این طرح با کمک کارشناسان شرکت سونی با سرعت غیرقابل انتظاری پیشرفت کرد و مربیانی که از شرکت سونی اعزام شده بودند در ظرف چند ماه قبل از این که ساختمان‌های اصلی شروع شود با استفاده از ساختمان‌های موقتی که در اختیار گرفته شده بود و ماشین‌های آموزشی ارسالی از ژاپن شروع به آموزش چهارصد نفر کارآموز کردند. بعضی از این کارآموزان که فقط یک دوره‌ی چهار ماهه را به اتمام رسانده بودند با حقوق‌هایی معادل چند برابر دستمزدهای افراد مشابه به فوریت جذب بازار کار شدند یا برای خود دکانی برای تعمیرات وسایل برقی دائر کردند و درآمدهای قابل ملاحظه‌ای به دست آوردند. ساختمان‌های اصلی این آموزشگاه نیز طبق برنامه پیش می‌رفت و به تدریج که قسمت‌هایی از آنها آماده می‌شد مورد استفاده قرار می‌گرفت.

– آیا اعتبارات مورد نیاز این طرح‌ها از محل اعتبارات سازمان شاهنشاهی تأمین می‌شد یا به وسیله سازمان برنامه تأمین اعتبار می‌گردید؟

– تمام اینگونه فعالیت‌ها در جهت پشتیبانی طرح‌های عمرانی کشور بود و سازمان برنامه علاقه داشت مؤسساتی که غیرانتفاعی بوده و به علت داشتن امکانات مالی و کادر فنی قادر به اجرای صحیح و سریع این طرح‌ها باشند آنها را انجام داده و هرچه سریع‌تر به مرحله‌ی بهره‌برداری برسانند و نظر به اینکه مدیرعامل سازمان برنامه و رؤسای مجلسین و عده دیگری از وزرا در هیأت مدیرۀ سازمان بودند و رئیس بانک ملی هم خزانه‌دار سازمان بود و بر تمام امور مالی سازمان نظارت داشت و هرساله تمام عملیات مالی سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی از طرف دیوان عالی محاسبات حسابرسی می‌شد بنابراین موضوع نظارت دولت از نظر اطمینان از نحوه‌ی مصرف وجوه بطور کامل تأمین بود و علاوه بر این سازمان شاهنشاهی به علت داشتن منابع مالی دیگر قادر بود که پس از تمام شدن مرحله‌ی ساختمان این مؤسسات، بهره‌برداری و اداره‌ی آن را عهده‌دار گردیده و مانند سایر مؤسسات آموزشی سرباری برای دولت نباشد. به عبارت دیگر، نظر بر این بود که اینگونه سرمایه‌گذاری‌ها برای ایجاد مؤسسات، با کمک سازمان برنامه انجام شود ولی هزینه‌ی بهره‌برداری و اداره‌ی آنها از محل درآمدهای اختصاصی مؤسسات غیرانتفاعی و یا بخش خصوصی انجام پذیرد.

– برگردیم سر مطلب آموزشگاه‌های حرفه‌ای… بعد از به راه افتادن طرح آموزشگاه حرفه‌ای مشهد با شرکت سونی، وضع آموزشگاه‌های دیگر چه شد؟

– سه آموزشگاه حرفه‌ای دیگر قرار بود در شیراز، تبریز و کرمان بنا شود. در مورد شیراز قطعه‌زمینی به مساحت یکصدهزار متر در کنار جاده شهر به فرودگاه، از طرف یکی از نیکوکاران شیراز به نام آقای صاحبدیوانی به رایگان در اختیار سازمان شاهنشاهی گذاشته شد و مقرر گردید با همکاری دانشگاه معروف «ام،آی،تی» بوستون طرح تأسیس یک آموزشگاه حرفه‌ای برای کارهای الکترونیکی دائر شود. آقای مهندس رزم‌آرا سرپرستی و اجرای این طرح را شخصاً عهده‌دار شد و مذاکرات لازم را با آن دانشگاه شروع کرد و با راهنمایی و همکاری آنها مؤسسه‌ای دیگر نظیر آنچه در نظر بود در ایران تأسیس شود انتخاب گردید و توافقنامه برای تأمین خدمات فنی و مشورتی از طرف آنها به امضا رسید و طبق نظر کارشناسان آنها طرحهای ساختمانی تحت سرپرستی آقای مهندس فروغی آغاز گردید.

در دو مورد آموزشگاه‌های حرفه‌ای تبریز و کرمان تصمیم بر این شد که آموزشگاه تبریز با همکاری مؤسسات واجد شرایط انگلیسی و در مورد کرمان، با یکی از مؤسسات آلمانی که در این نوع امور تخصص و تجربه داشته باشد همکاری برقرار گردد. ولی متأسفانه به علت اعتصابات، این دو طرح به کندی پیش می‌رفت و با پیش آمدن انقلاب، کلیه فعالیت‌ها متوقف شد.
[ادامه دارد]

[بخش۱]   [بخش۲]   [بخش۳]   [بخش۴]   [بخش۵]   [بخش۶]   [بخش۷]   [بخش۸]   [بخش۹]   [بخش۱۰]   [بخش۱۱]   [بخش۱۲]   [بخش۱۳]   [بخش۱۴]   [بخش۱۵]   [بخش۱۶]   [بخش۱۷]   [بخش۱۸]   [بخش۱۹]   [بخش۲۰]   [بخش۲۱]   [بخش۲۲]   [بخش۲۳]   [بخش۲۴]   [بخش۲۵]   [بخش۲۶]   [بخش۲۷]   [بخش۲۸]   [بخش۲۹]   [بخش۳۰]   [بخش۳۱]   [بخش۳۲]   [بخش۳۳]   [بخش۳۴]   [بخش۳۵]   [بخش۳۶]   [بخش۳۷]   [بخش۳۸]   [بخش۳۹]   [بخش۴۰]   [بخش۴۱]   [بخش۴۲]   [بخش۴۳]   [بخش۴۴]    [بخش۴۵]   [بخش۴۶]    [بخش۴۷]    [بخش۴۸]   [بخش۴۹]   [بخش۵۰]   [بخش۵۱]   [بخش۵۲]   [بخش۵۳]   [بخش۵۴]   [بخش۵۵]   [بخش۵۶]   [بخش۵۷]   [بخش۵۸]   [بخش۵۹]

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=233346

یک دیدگاه

  1. دوران پهلوی، آنتراکت (استراحت) بین دو پرده فیلم ترسناک در سینما بود "ن .ی"

    خواندنی و بخشی از تاریخ واقعی ایران ست.

Comments are closed.